مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
(خيام)
------------------------------------------------------
مسافر ميرسد از راه گرد آلود
و شولاي بلندش را ميآويزد به سقف شب
(رحمانيان حقيقي كتاب زخمه عشق)
|