نمایش پست تنها
  #59  
قدیمی 11-23-2009
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل های امروزی زبان فارسی

ش


- شاسی = اشاره به قد
- شاسی بلند = قدبلند
- شاخ شدن = پر رو شدن، بدون دعوت به جایی رفتن، خود را قاطی کردن
- شاسکول = از همه جا بی خبر، هندونه، مسخره، خل
- شصت تیر = با سرعت
- شقایق = به آدم معتادی می‌گویند که زیر چشمش قرمز است.
- شکلات = کسی که فقط تهدید می کند ولی جرات دعوا ندارد
- شلخک = همین جوری، اله بختکی
- شلغم = کنایه از آدم بی‌بخار و به دردنخور. آدم منفعل.
- شله زرد = شل و وارفته
- شلیمف = تنبل
- شوخی افغانی = هر گونه شوخی که حال طرف را تا حد سکته یگیرد
- شوخی شهرستانی = به شوخی‌هایی می گویند که از حد شوخی می‌گذرند و به اعمال فیزیکی شدید منجر می‌شوند.
- شیرین عسل = چاپلوس، بادمجان دور قاب چین
- شیلنگ = دراز
- شیمبل = جاسازی کردن، مخفی کردن

ص


- صاف شدن = تحمل فشار بیش از حد توان. مثال: این درس خیلی سنگینه، صاف شدم.
- صفاسیتی = لذت زیاد بردن

ض

- ضایع = خراب
- ضد حال = چیز ناخوشایند
- ضد حال زدن = حال گیری کردن

ط

طاهره = فاحشه ای که ادعای پاکی می‌کند

ع

- عبدالله = کند ذهن. مثال: آخه عبدالله آدم واسه اسکی شلوار جین می پوشه؟
- عُمرن = هرگز، امکان ندارد. مثال: عمرن بتونن ما رو ببرن تو بازی (امکان ندارد که بتوانند ما را وارد بازی کنند)
- عمرنات پتاسیم = همان عمرن است. اختراع بچه های دبیرستانی که جدول مندلیف یاد میگیرند. به طور خلاصه عمرنات هم گفته می شود.

ف

- فاب (فابریک) = دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد. مثال: مریم فاب منه (فقط دوست دختر منه)
- فراجناحی = با همه رفیق
- فراخ = مودبانه ی کون گشاد است، تنبل و تن پرور
- فر دادن = از چیزی زدن، از چیزی کف رفتن
- فر خوردن = ترسیدن
- فروغ فرخزاد = دختر شاعر خوشگل
- فضانورد = معتاد به قرص، معتاد به حشیش که در عالم هپروت به سر می برد.
- فطیر = خیلی خیلی زیاد، اونقدر که نشود فکرش را کرد
- فک زدن = زیاد حرف زدن، چانه زدن
- فک کسی به زمین خوردن = دهان کسی از شدت تعجب باز ماندن، روی کسی کم شدن
- فلفل سبز = مامور انتظامی
- فنچ (فنچول) = به نشانه‌ی کوچک‌بودن و برای تحقیر طرف مقابل یا نشانه‌ی برتری استفاده می ‌کنند. دختر کم سن و سال
- فیلیپس کسی را گوزنایت کردن = کسی را ضایع کردن

ق

- قات زدن = قاتی کردن، جوش آوردن، آشفته و عصبانی شدن
- قُزل قورت = گرسنگی شدید
- قُزمیت = عقب افتاده

- قشنگ = وقتی کسی مدام در حال اشتباه کردن و دچار برداشت‌های اشتباه از چیزی باشد به تمسخر و تذکر او را با این واژه صدا می‌زنند که تاکید و هشداری باشد برای این که طرف مقابل را متوجه اشتباه بودن حرف‌هایش بکنند. مثال: قشنگ! این چیزی که تو می‌گویید معنی‌اش این می‌شود نه آن. نمونه‌ی مترادف با این واژه؛ مشنگ، هوشنگ، مجید‌جان دلبندم، پسرم و امثال آن‌ها است.
قمقمه = اهل قم
قورباغه = ماشین فولکس
- قه ثانیه = فورا

ک
- کاکتوس = مامور انتظامی
- کاسب = به فروشندگان مشروبات الکی و مواد مخدر می‌گویند..
- کاهگل لقد نمی کنم = حرف دارم می زنم، گوش کن!
- کُردان = دروغ گو، خالی بند، مدرک جعل کن، بچه باز، متخصص ازاله ی بکارت، وقیح
- کرمو = کسی که کرم می ریزد.
- کره = خیلی با حال
- کره خوری = خوردن غذاهای چرب و شیرین پس از دود کردن ماده ی مخدر؛ وحشیانه غذا خوردن؛ به کار بردن بیش از حد هر چیز.
- کره کردن = اشتهای غذا خوردن پس از کشیدن سیگار یا علف
- کف کسی بریدن = برای نشان دادن تعجب زیاد به کار می رود. مثال: قیمتش رو بفهمی کفت می بره...
- کف دستش مثل کون بچه صافه = هیچ پول ندارد، فقیر است
- کف و خون بالا آوردن = خیلی تعجب کردن، خیلی هیجان زده شدن
- کلان (از کلانتر) = پلیس ، نیروی انتظامی
- کل کل کردن = لج بازی کردن
- کم آوردن = جا زدن
- کمپوت هلو = ماشین پر از دختر
- کون لق آفرینش = بی‌خیال، بی‌خیال دنیا






__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید