نمایش پست تنها
  #60  
قدیمی 11-23-2009
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل های امروزی زبان فارسی

گ


- گاگوول = نفهم، خنگ، مترادف با اسکل و یوول است.
- گرخیدن = ترسیدن، کپ کردن، کم آوردن، قافیه را باختن
- گل واژه = مودبانه دری وری، حرف بی محتوا و بی هدف.
- گلابی = تنبل، ببو و پخمه. مثال: برو بابا گلابي
- گوجه زدن = تگری زدن (بالا آوردن)
- گوز گره خورده = هنگامی که شخص لاغری بازویش را نشان می‌دهد به نشانه‌ی ریشخند و تحقیر به او می‌گویند: توی بازوهات گوز گره خورده!
- گوشت = دختری که اندام زیبایی دارد. جیگر
- گوشت کوب = هر چيز به دردنخور معمولن قابل حمل. مثال: اون گوشكوبتو (تلفن همراه) بده يه زنگ بزنم
- گولاخ = به ترکی یعنی گوش و به آدم درب و داغون و نخراشیده می گویند
- گون = کسی که هر چی بهش میگی نمی فهمه و آی کیوش (IQ) پایین است
- گیر سه پیچ = سماجت بسیار

ل

- لاو انداختن (love) = عاشق شدن، رفیق شدن
- لاو ترکاندن (love) = عاشق هم بودن، اظهار عشق و محبت دختر و پسر به یکدیگر. مثال: اون دوتا رو ببین چه لاوی می ترکونن!
- لایی کشیدن = با ماشین به سرعت از میان دو ماشین دیگر گذشتن
- لبگند = لبخند دارای درد و رنج. لبخند زورکی

م


- مال دوره ی گروهبان یکی هیتلر = دارای افکار قدیمی، پیرمرد
- مالیات = چاپلوسی! مثال: بابا اینقدر مالیات نده! (این قدر چاپلوسی نکن!)
- ما هم بله = ما هم در جریانیم. ما هم تو کاریم
- ماهی شو برو! = حرف زیادی نزن، ساکت باش!
- مخ زدن = مخ خوردن، جلب کردن
- مخ گایی = کار کسی که یک بند حرف می زند و یک مطلب درست و صحیح در حرف هایش نیست.
مکان = جایی که در آن با خیال راحت و بدون دردسر می توان کاری را انجام داد.
- مگسی شدن = عصبانی شدن
- ملی شدن = همه در جریان قرار گرفتن، برای همه آشکار شدن
- مماس بودن = در ارتباط بودن
- مُهرمون هم خرابه = (برگرفته از نمایش آهنگین شهر قصه که در آن مسئول دولتی برای دریافت رشوه بهانه تراشی می کند.). معنی آن این است که مشکل به این سادگی که به نظر می رسد نیست و مسایلی پشت پرده وجود دارد. مثال: تو که همه مدارکت جوره، چرا کارتو راه نمی اندازند؟پاسخ: ای بابا، ما مُهرمونم خرابه!
- میخ شدن = خیره شدن، گیر دادن
- میرزا مقوا = آدم لاغر و لق لقو

ن

- ناخدا = بی‌خدا، کافر، بی‌دین
- نا فرم = بد شکل، بد جور
- نبشی دادن = سوتی دادن، گاف دادن
- نک و نال = ناله و زنجموره
- نمره ی شهرستان = دهاتی، روستایی، جواد
- نمودن = اصطلاحی است که وقتی کسی بیش از حد خودشیرینی می‌کند و یا رفتاری می‌کند که باعث آزار می‌شود می‌گویند: طرف نمود مارو!
- نمور (نموره) = جزیی، کوچک، کمی
- نیمرخ گوز فیثاغورث = زشت

ه

- هاگیر واگیر = گیر و دار، شلوغی و پلوغی
- هَپَلی =کثیف، آلوده، کسی که بهداشت را رعایت نمی کند. (برگرفته از نمایشی در برنامه کودک در دهه ی ٦۰ به نام "محله ی برو بیا" که در آن هپلی نماد میکروب بود. مثال: هپلی برو دستاتو بشور!
- هندونه = اسکل، شاسکول، از همه جا بی خبر
- هندونه گذاشتن = الکی حرف زدن
- هویج = بی بخار، پخمه

ی

یول = شخصی که چیزی نمی‌فهمد. گیج. مترادف تندتری برای اسکل و شاسکول است.






__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید