
|
|||||||
| راهنما | فهرست کاربران | تقویم | نوشته های امروز | جستجو |
| تازه ترین اخبار(حتما ببینید) | نسخه مناسب موبایل | اسلایدهای زیبا |
| شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
#1
|
||||
|
||||
|
ضرب المثلهای کهن ایرانی ا - آ آب از سر چشمه گله ! آب از آب تكان نميخوره ! آب از سرش گذشته ! آب پاكي روي دستش ريخت ! آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم ! آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره ! آب زير پوستش افتاده ! آب كه يه جا بمونه، ميگنده . آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري ! آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني ! آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه ! آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه ! آبي از او گرم نميشه ! آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد ! آخر شاه منشي، كاه كشي است ! آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه ! آدم بد حساب، دوبار ميده ! آدم تنبل، عقل چهل وزير داره ! آدم خوش معامله، شريك مال مردمه ! آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه ! آدم زنده، زندگي ميخواد ! آدم گدا، اينهمه ادا ؟! آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه ! آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه ! آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم ! آرزو بر جوانان عيب نيست ! آستين نو پلو بخور ! آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره ! آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه ! آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك ! آش نخورده و دهن سوخته ! آفتابه خرج لحيمه ! آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي ! آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه ! آمدم ثواب كنم، كباب شدم ! آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد ! آنانكه غني ترند، محتاج ترند ! آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد . آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟! آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه ! آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه ! آنقدر مار خورده تا افعي شده ! آن ممه را لولو برد ! آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟ آواز دهل شنيده از دور خوشه ! ارزان خري، انبان خري ! از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم ! آب از دستش نميچكه ! از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره ! از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه ! از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد ! از اين ستون بآن ستون فرجه ! از بي كفني زنده ايم ! از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه ! از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند ! از تو حركت، از خدا بركت . از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است ! از خر افتاده، خرما پيدا كرده ! از خرس موئي، غنيمته ! از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟! از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده ! از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي ! از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو ! از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه ! از شما عباسي، از ما رقاصي ! از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند )) از كيسه خليفه مي بخشه ! از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند ! از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد ! از ماست كه بر ماست ! از مال پس است و از جان عاصي ! از مردي تا نامردي يك قدم است ! از من بدر، به جوال كاه ! از نخورده بگير، بده به خورده ! از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن ! از هر چه بدم اومد، سرم اومد ! از هول هليم افتاد توي ديگ ! از يك گل بهار نميشه ! از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه ! اسباب خونه به صاحبخونه ميره ! اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند ! اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور ! اسب دونده جو خود را زياد ميكنه ! اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده ! اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند ! استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟! اصل كار برو روست، كچلي زير موست ! اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد ! اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن ! اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره ! اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي ! اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد ! اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد ! از اونجا مونده، از اينجا رونده ! اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز ! اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد ! اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود ! اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله ! اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست ! اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند ! اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت ! اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي ! اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه ! اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد . اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره ! اگه لر ببازار نره بازار ميگنده ! اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن ! اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه ! اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه ! اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم ! اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد ! اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده ! اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير ! امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري ! امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي ! انگور خوب، نصيب شغال ميشه ! اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم ! اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام ! اول بچش، بعد بگو بي نمكه ! اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن ! اول بقالي و ماست ترش فروشي ! اول پياله و بد مستي ! اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد ! اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك ! اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست ! اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه ! اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه ! اين قافله تا به حشر لنگه ! اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات ! اينو كه زائيدي بزرگ كن ! اين هفت صنار غير از اون چارده شي است ! اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟! اينهمه خر هست و ما پياده ميريم ! ...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#2
|
||||
|
||||
|
ب با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت ! با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟ با پا راه بري كفش پاره ميشه، با سر كلاه ! با خوردن سيرشدي با ليسيدن نميشي ! باد آورده را باد ميبرد ! با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه ! بادنجان بم آفت ندارد ! بارون آمد، تركها بهم رفت ! بار كج به منزل نميرسد ! با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچكدام با هرهيچكدام هر دو ! بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره ! بازي بازي، با ريش بابا هم بازي ! با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره ! با كدخدا بساز، ده را بچاپ ! با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه ! بالابالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست ! بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم ! با مردم زمانه سلامي و والسلام . تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت ! با نردبان به آسمون نميشه رفت ! با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟ بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد ! با يكدست دو هندوانه نميشود برداشت ! با يك گل بهار نميشه ! به اشتهاي مردم نميشود نان خورد ! به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رريش من و گرنه دم سگ ! بجاي شمع كافوري چراغ نفت ميسوزد ! بچه سر پيري زنگوله پاي تابوته ! بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد ! بخور و بخواب كار منه، خدا نگهدار منه ! بد بخت اگر مسجد آدينه بسازد --- يا طاق فرود آيد، يا قبله كج آيد ! به درويشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش ! بدعاي گربه كوره بارون نمياد ! بدهكار رو كه رو بدي طلبكار ميشه ! برادران جنگ كنند، ابلهان باوركنند ! برادر پشت ، برادر زاده هم پشت خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش! برادري بجا، بزغاله يكي هفت صنار ! براي كسي بمير كه برات تب كنه ! براي همه مادره، براي ما زن بابا ! براي يك بي نماز، در مسجد و نمي بندند ! براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه ! بر عكس نهند نام زنگي كافور ! به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم ! بزبون خوش مار از سوراخ در مياد ! بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد ! بز گر از سر چشمه آب ميخوره ! به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چيزم مثل همه كسه ؟! به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم ! بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم كرده ! بعد از هفت كره، ادعاي بكارت ! بقاطر گفتند بابات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه ! به كيشي آمدند به فيشي رفتند ! به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشيد روش ! به كچله گفتند : چرا زلف نميزاري ؟ گفت : من از اين قرتي گيريها خوشم نمياد ! به كك بنده كه رقاص خداست ! بگو نبين، چشممو هم ميگذارم، بگو نشنو در گوشمو ميگيرم، اما اگر بگي نفهمم، نميتونم ! بگير و ببند بده دست پهلوون ! بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سسكه، يكيش بلبل ! بمالت نناز كه بيك شب بنده، به حسنت نناز كه بيك تب بنده ! بماه ميگه تو در نيا من در ميام ! بمرغشان كيش نميشه گفت ! بمرگ ميگيره تا به تب راضي بشه ! بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده ! بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه ! به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد ! به يكي گفتند : بابات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ ! بمير و بدم ! به گاو و گوسفند كسي كاري نداره ! بيله ديگ، بيله چغندر ! ...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#3
|
||||
|
||||
|
پ پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد ! پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو ! پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست ! پز عالي، جيب خالي ! پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه ! پس از قرني شنبه به نوروز ميافته ! پستان مادرش را گاز گرفته ! پسر خاله دسته ديزي ! پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان ! پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر ! پشت تاپو بزرگ شده ! پنج انگشت برادرند، برابر نيستند ! پوست خرس نزده ميفروشه ! پول است نه جان است كه آسان بتوان داد ! پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله ! پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد كور ! پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ! پول ما سكه عُمَر داره ! پياده شو با هم راه بريم ! پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده ! پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه ! پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه ! پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه ! پيش از آخوند منبر نرو ! پيش رو خاله، پشت سر چاله ! پيش قاضي و معلق بازي ! ت تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه ! تابستون پدر يتيمونه ! تا پريشان نشود كار بسامان نرسد ! تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد ! تا تنور گرمه نون و بچسبون ! تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون ! تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نكرده بود ! تا كركس بچه دارشد، مردار سير نخورد ! تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب ميشه ! تا مار راست نشه توي سوراخ نميره ! تا نازكش داري نازكن، نداري پاهاتو دراز كن ! تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها ! تا هستم بريش تو بستم ! تب تند عرقش زود در مياد ! تخم مرغ دزد، شتر دزد ميشه ! تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد ! تا تو فكر خر بكني ننه، منو در بدر ميكني ننه ! ترب هم جزء مركبات شده ! ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد ! تره به تخمش ميره، حسني به باباش ! تعارف كم كن و بر مبلغ افزا ! تغاري بشكنه ماستي بريزد --- جهان گردد به كام كاسه ليسان ! تف سر بالا، بر ميگرده بريش صاحبش ! تلافي غوره رو سر كوره در مياره ! تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته ! تنبل مرو به سايه، سايه خودش ميآيه ! تنها بقاضي رفته خوشحال برميگرده ! تو از تو، من ازبيرون ! تو بگو (( ف )) من ميگم فرحزاد ! توبه گرگ مرگه ! تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد ! تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را ! توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند ...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#4
|
||||
|
||||
|
ج جا تره و بچه نيست ! جاده دزد زده تا چهل روز امنه ! جايي نميخوابه كه آب زيرش بره ! جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته ! جواب ابلهان خاموشيست ! جواب هاي، هويه ! جواني كجائي كه يادت بخير ! جوجه را آخر پائيز ميشمرند ! جوجه همسشه زير سبد نميمونه ! جون بعزرائيل نميده ! جهود، خون ديده ! جهود، دعاش را آورده ! جيبش تار عنكبوت بسته ! جيگر جيگره ، ديگر ديگره چ چار ديواري اختياري ! چاقو دسته خودشو نميبره ! چاه كن هميشه ته چاهه ! چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي ! چاه نكنده منار دزديده ! چرا توپچي نشدي ! چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است ! چشته خور بدتر از ميراث خوره ! چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي ! چشمش آلبالو گيلاس مي چينه ! چشمش هزار كار ميكنه كه ابروش نميدونه ! چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه ! چنار در خونه شونو نمي بينه ! چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره ! چوب دو سر طلا ست ! چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه ! چوب معلم گله، هر كي نخوره خله ! چو به گشتي، طبيب از خود ميازار --- چراغ از بهر تاريكي نگه دار ! چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست يا پيله ور! چه خوشست ميوه فروشي --- گر كس نخرد خودت بنوشي ! چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه ! چه علي خواجه، چه خواجه علي ! چه مردي بود كز زني كم بود ! چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره ! چيزي كه عوض داره گله نداره ! خ خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه ! خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود ! خاك خور و نان بخيلان مخور ! (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور )) خاك كوچه براي باد سودا خوبه ! خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟! خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده ! خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز ! خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت ! خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست ! خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه ! خانه خرس و باديه مس ؟ خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست ! خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب ! خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره ! خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم ! خانه نشيني بي بي از بي چادريست ! خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟! خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي ! خدا برف را به اندازه بام ميده ! خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟ خدا خر را شناخت، شاخش نداد ! خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي ! خدا دير گيره، اما سخت گيره ! خدا را بنده نيست ! خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد ! خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده ! خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه ! خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري ! خدا ميان دانه گندم خط گذاشته ! خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه ! خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه ! خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟ خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده ! خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده ! خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره ! خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ ((خواجه عبدالله انصاري )) خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن ! خر، آخور خود را گم نميكنه ! خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه ! خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است ! خر است و يك كيله جو ! خر از لگد خر ناراحت نميشه ! خر باربر، به كه شير مردم در ! خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره ! خربزه شيرين مال شغاله ! خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني ! خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه ! خربيارو باقلا بار كن ! خر، پايش يك بار به چاله ميره ! خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود ! خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟ خر خالي يرقه ميره ! خر، خسته - صاحب خر، ناراضي ! خر خفته جو نمي خوره ! خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه ! خر را با آخورميخوره، مرده را با گور ! خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه ! خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است ! خر را گم كرده پي نعلش ميگرده ! خر، رو به طويله تند ميره ! خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد ! خرس در كوه، بو علي سيناست ! خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش ! خر سواري را حساب نميكنه ! خر، سي شاهي ، پالون دو زار ! خر كريم را نعل كردن ! خر كه جو ديد، كاه نميخوره ! خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه ! خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره ! خر لخت راپالانشو بر نميدارند! خر ما از كرگي دم نداشت ! خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود ! خروار نمكه، مثقال هم نمكه ! خر وامانده معطل چشه ! خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره ! خر، همان خره پالانش عوض شده ! خريت ارث نيست بهره خداداده س ! خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد ! خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت ! خواب پاسبان، چراغ دزده ! خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم ! خواهر شوهر، عقرب زير فرشه ! خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد ! خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو ! خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست ! خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده ! خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟ خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنر مندي ! خودم كردم كه لعنت بر خودم باد ! خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي ! خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند ! خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد ! خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد . خوش زبان باش در امان باش ! خولي بكفم به كه كلنگي بهوا ! خونسار است و يك خرس ! خير در خانه صاحبش را ميشناسد ! خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه ! ..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#5
|
||||
|
||||
|
د دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي ! دارندگيست و برازندگي ! داري طرب كن، نداري طلب كن ! داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حسابه ! دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد ! دانا گوشت ميخورد نادان چغندر ! دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ! دايه از مادر مهربانتر را بايد پستن بريد ! دختر، تخم تر تيزك است ! دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره ! دخترميخوهي ماماش را بين --- كرباس ميخواهي پهناش را ببين ! دختر همسايه هر چه چل تر براي ما بهتر ! دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه ! درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم در ! در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام ! در بيابان لنگه كفش، نعمت خداست ! در پس هر گريه آخر خنده ايست ! در جنگ، حلوا تقسيم نميكنند ! در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي ؟! در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت ! در جهنم عقربي هست كه از دستش به مار غاشيه پناه ميبرند ! در جيبش را تار عنكبوت گرفته است ! در چهل سالگي طنبور ميآموزد در گور استاد خواهد شد ! در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره ! در خانه ات را ببند همسايه تو دزد نكن ! در خانه اگر كس است يكحرف بس است ! در خانه بيعاره ها نقاره ميزنند ! در خانه مور، شبنمي طوفانست ! در خانه هر چه، مهمان هر كه ! درخت اگر متحرك شدي ز جاي بجاي --- نه جور اره كشيدي نه جفاي تبر ! درخت پر بار، سنگ ميخوره ! درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد ! درخت كاهلي بارش گرسنگي است ! درخت كج جز بآتش راست نميشه ! درخت گردكان باين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر ! درهفت آسمان يك ستاره نداره ! درد دل خودم كم بود، اينهم قرقر همسايه ! درد، كوه كوه مياد، مومو ميره ! در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست ! در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه ! در دنيا يه خوبي ميمونه يه بدي ! در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته ! در زمستان، الو، به از پلوه ! در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گله ! درزي در كوزه افتاد ! در زير اين گنبد آبنوسي، يكجا عزاست يكجا عروسي ! درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را . (( نظيري نيشابوري )) در شهر كورها يه چشمي پادشاست ! در شهر ني سواران بايد سوار ني شد ! در عفو لذتيست كه در انتقام نيست ! در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! (( حافظ شيرازي )) در كف شير نر خونخواره اي --- غير از تسليم و رضا كو چاره اي ؟ در مجلس خود راه مده همچو مني را --- كافسرده دل افسرده كند انجمني را ! درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست ! در مسجده، نه كند نيست نه سوزوندني ! در نمك ريختن توي ديگ بايد به مرد پشت كرد ! درويش از ده رانده، ادعاي كدخدائي كند ! درويش موميائي، هي ميگي و نميائي ! درويش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت ! در، هميشه بيك پاشنه نميگرده ! دزدي كه نسيم را بدزدد دزد است ! دزد،آب گرون ميخوره ! دزد بازار آشفته ميخواهد! دزد باش و مرد باش ! دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه ! دزد حاضر و بز حاضر ! دزد ناشي به كاهدون ميزنه ! دزدي آنهم شلغم ؟ ! دست دكاندار تلخ است ! دست بالاي دست بسيار است . (( در جهان پيل مست بسيار است ... )) دست به دنبك هر كي بزني صدا ميده ! دست بريده قدر دست بريده را ميدونه ! دست بشكند در آستين، سر بشكند دركلاه ! دست بيچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پيرهن دريدن نيست ! دست بي هنر كفچه گدئيست ! دست پشت سر نداره ! دست پيش را گرفته كه پس نيفته ! دستت چربه، بمال سرت ! دستت چو نميرسد به خانم --- درياب كنيز مطبخي را ! دستت چو نميرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو ! دست تنگي بدتر از دلتنگي است ! دست خالي براي تو سر زدن خوبه ! دست در كاسه و مشت در پيشاني ! دست، دست را ميشناسه ! دست راست را از چپ نميشناسه ! دستش به خر نميرسه پالان خر را بر ميدارد ! دستش به دم گاو بند شده ! دستش به عرب و عجم بند شده است ! دستش بدهنش ميرسه ! دستش در كيسه خليفه است ! دستش را به كمرش گرفته كه از بيگي نيفته ! دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است ! ..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#6
|
||||
|
||||
|
د دستش را توي حنا گذاشت ! دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره ! دست شكسته وبال گردنه ! دستش نمك نداره ! دست كار دل و نميكنه و دل كار دست و نميكنه ! دستش كجه ! دست كه به چوب بردي گربه دزده حساب كار خودشو ميكنه ! دست كه بسيار شد بركت كم مي شود ! دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) (( حافظ شيرازي )) دست ننت درد نكنه ! دست و روت را بشور منم بخور ! دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است ! دستي را كه حاكم ببره خون نداره يا ديه نداره ! دستي را كه نميتوان بريد بايد بوسيد ! دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه ! دشمنان در زندن با هم دوست شوند ! دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست ! دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . (( نظامي )) دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد )) (( سعدي )) دعا خانه صاحبش را ميشناسد ! دعا كن (( الف )) بميره يا دعا كن بابات بميره ! دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود ! دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند ! دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد . دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه ! دلش درو طاقچه نداره ! دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم ! دلو هميشه از چاه درست در نمياد ! دماغش را بگيري جانش در مياد ! دم خروس از جيبش پيداست ! دمش را توي خمره زده است ! دندن اسب پيشكشي را نميشمارند ! دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد ! دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب ! دنيا دمش درازه ! دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش ! دنيا، دار مكافاته ! دنيا را آب ببره او راخواب ميبره ! دنيا را هر طور بگيري ميگذره ! دنيايش مثل آخرت يزيده ! دنيا محل گذره ! دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست كه به درد هم برسند ! دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي ! دود از كنده بلند ميشه ! دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه ! دو دستماله ميرقصه ! دور اول و بد مستي ؟ دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله ! دوري و دوستي ! دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند ! دوست همه كس، دوست هيچكس نيست ! دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر ! دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟! دوصد گفته چو نيم كردار نيست ! دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد ! دوغ در خانه ترش است ! دوغ و دوشاب در نظرش يكيست ! دو قرت و نيمش باقيه ! دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو . هزار مرتبه بهتر بنزد ابن يمين --- زفرمملكت كيقباد و كيخسرو . ده انگشت را خدا برابر نيافريده ! ده، براي كدخدا خوبه و برادرش ! ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند . دهنش آستر داره ! دهنش چاك و بست نداره ! دهن مردم را نميشود بست ! دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته ! ديده مي بينه، دل ميخواد ! دير آمده زود ميخواد بره ! دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه ! ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟! ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي ! ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند ! ديگ ملا نصرالدين است ! ديوار حاشا بلنده ! ديوار موش داره ، موش هم گوش داره ! ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد ! ...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#7
|
||||
|
||||
|
ذ ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي )) ذره ذره كاندرين ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي )) ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود . ر راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟! راه دزد زده تا چهل روز امنه ! راه دويده، كفش دريده ! رحمت بكفن دزد اولي ! رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست ! رستم است و يكدست اسلحه ! رستم در حمام است ! رستم صولت و افندي پيزي ! رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . (( نريخت درد مي و محتسبز دير گذشت ... )) (( آصفي هروي )) رطب خورده كي منع رطب چون كند ! رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد ! رفت به نان برسه بجان رسيد ! رفتم ثواب كنم كباب شدم ! رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد ! رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور ! رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه ! رند را بند و قحبه را پند سود نكند ! رنگم ببين و حالمو نپرس ! روبرو خاله و پشت سر چاله ! روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد ! روز از نو، روزي از نو ! روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند ! روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني )) روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام ! روزي به قدمه ! روزي گريه دست زن شلخته است ! روضه خوان پشمه چال است ! روغن چراغ ريخته وقف امامزاده ! روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه ! رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني )) روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره ! ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت ! ريش و قيچي هر دو در دست شماست ! ز ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد ! زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد ! زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي )) زبان خر را خلج ميدونه ! زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد ! زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني . زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه ! زخم زبان از زخم شمشير بدتره ! زدي ضربتي ضربتي نوش كن ! زرد آلو را ميخورند براي هسته اش ! زرنگي زياد فقر ميآره ! زرنگي زياد مايه جوانمرگيست ! ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي )) زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند ! زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است ! زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي )) زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز! زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند ! زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان ! زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا ! زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه ! زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه ! زن بيوه را ميوه اش ميخواهند ! زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره ! زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري ! زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي ! زن سليطه سگ بي قلاده است ! زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست ! زنگوله پاي تابوت ! زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله ! زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند ! زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره ! زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره ! زور داري، حرفت پيشه ! زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد ! زهر طرف كه كشته شود اسلام است ! زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون ! زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن ! زير دمش سست است ! زير ديگ اتش است و زير آدم آدم ! زير سرش بلنده ! زير شالش قرصه ! زير كاسه نيم كاسه ايست . زيره به كرمان ميبره ! ...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#8
|
||||
|
||||
|
س سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين ! سال به سال دريغ از پارسال ! سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته ! سالي كه نكوست از بهارش پيداست ! سبوي خالي را بسبوي پر مزن ! سبوي نو آب خنك دارد ! سبيلش آويزان شد ! سبيلش را بايد چرب كرد ! سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد ! سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي ! سر بريده سخن نگويد ! سر بزرگ بلاي بزرگ داره ! سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين ! سر بي صاحب ميتراشه ! سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره ! سر پيري و معركه گيري ! سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره ! سر حليم روغن ميرود ! سر خر باش، صاحب زر باش ! سر را با پنبه ميبرد ! سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده ! سر زلف تو نباشد سر زلف دگري ! سرش از خودش نيست . سرش به تنش زيادي ميكنه ! سرش به كلاش ميارزه ! سرش بوي قرمه سبزي ميده ! سرش توي حسابه ! سرش توي لاك خودشه ! سرش جنگه اما دلش تنگه ! سرش را پيراهن هم نميدونه ! سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه ! سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم ! سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي ! سر كچل و عرقچين ! سركه مفت از عسل شيرين تره ! سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است ! سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي )) سر گاو توي خمره گير كرده ! سر گنجشكي خورده ! سر گنده زير لحافه ! سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه ! سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني . سرنا را از سر گشادش ميزنه ! سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد ! سري را مه درد نيمكند دستمال مبند ! سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... )) سزاي گرانفروش نخريدنه ! سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله ! سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله ! سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده ! سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب ! سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه ! سقش سياه است ! سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه ! سگ باش، كوچك خونه نباش ! سگ پاچه صاحبش را نميگيره ! سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت ! سگ چيه كه پشمش باشه ! سگ درحضور به از برادر دور ! سگ در خانه صاحبش شيره ! سگ داد و سگ توله گرفت ! سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه ! سگ را كه چاق كنند هار ميشه ! سگ زرد برادر شغاله ! سگست آنكه با سگ رود در جوال ! سگ سفيد ضرر پنبه فروشه ! سگ سير دنبال كسي نميره ! سگش بهتر از خودشه ! سگ كه چاق شد گوشتش خوراكي نميشه ! سگ گر و قلاده زر ؟! سگ ماده در لانه، شير است ! سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه ! سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس ! سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه ! سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد ! سگي كه پارس كنه ، نميگيره ! سلام روستائي بي طمع نيست ! سنده را انبر دم دماغش نميشه برد ! سنگ به در بسته ميخوره ! سنگ بزرگ علامت نزدنه ! سنگ بنداز بغلت واشه ! سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه ! سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه ! سنگ مفت، گنجشك مفت ! سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت ! سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه ! سودا، به رضا، خويشي بخوشي . سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني )) سودا گر پنير از شيشه ميخوره ! سوداي نقد بوي مشك ميده ! سوراخ دعا را گم كرده ! سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته ! سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت ! سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه ! سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟! سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده ! سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره ! سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد )) سيلي نقد به از حلواي نسيه ! ..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#9
|
||||
|
||||
|
ش شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه ! شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه ! شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه ! شاهنامه آخرش خوشه ! شب دراز است و قلندر بيكار ! شب سمور گذشت و لب تنور گذشت ! شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم ! شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه ! شپش توي جيبش سه قاب بازي ميكنه ! شپش توي جيبش منيژه خانومه ! شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره ! شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه ! شتر پير شد و شاشيدن نياموخت ! شتر خوابيده شم بلندتر از خر ايستاده است ! شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه ! شتر ديدي نديدي ؟! شتر را چه به علاقه بندي ؟ شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه ! شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته ! شتر را گفتند : چكاره اي ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازكت پيداست ! آن يكي مي گفت استر را كه هي- از كجا مي آيي اي فرخنده پي- گفت: از حمام گرم كوي تو - گفت:خود پيداست از زانوي تو ! شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده ! شتر سواري دولا دولا نميشه ! شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه ! شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟! شتر گاو پلنگ ! شتر مرد و حاجي خلاص ! شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم ! شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد ! شراب مفت را قاضي هم ميخوره ! شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت ! شريك دزد و رفيق قافله ! شست پات توي چشمت نره ! شش ماهه به دنيا اومده ! شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟! شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه ! شغال ترسو انگور خوب نميخوره ! شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه ! شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده ! شكمت گوشت نو بالا آورده ! شكم گشنه، گوز فندقي ! شلوار نداره، بند شلوارش را مي بنده ! شمر جلودارش نميشه ! شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره ! شنا بلد نيست زير آبی هم ميره ! شنونده بايد عاقل باشه ! شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي ! شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم ! شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا ! شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد ! شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي )) ..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
|
#10
|
||||
|
||||
|
ص صابونش به تن ما خورده ! صبر كوتاه خدا سي ساله ! صداش صبح در مياد ! صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر ! صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه ! صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره ! صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد ، چه يكشب چه هزار شب ! صد رحمت به كفن دزد اولي ! صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه ! صد سر را كلاه است و صد كور را عصا ! صد من پرقو يكمشت نيست ! صد من گوشت شكار به يك چس تازي نميارزه ! صد موش را يك گربه كافيه ! صفراش به يك ليمو مي شكنه ! صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد ! صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم ! ض ضرب خورده جراحه ! ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته ! ضامن روزي بود روزي رسان ! ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه ! ضرر كار كن، كار نكردنه ! ط طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است ! طالع اگر اري برو دمر بخواب ! طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي )) طبل تو خاليست ! طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد ! طشت طلا رو سرت بگير و برو ! طعمه هر مرغكي انجير نيست ! طمع آرد بمردان رنگ زردي ! طمع پيشه را رنگ و رو زرده ! طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني ! طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است ! طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره ! ظ ظالم پاي ديوار خودشو ميكنه ! ظالم دست كوتاه ! ظالم هميشه خانه خرابه ! ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل ! ..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن |
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
|
|