بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > پارسی بگوییم

پارسی بگوییم در این تالار گفتگو بر آنیم تا در باره فارسی گویی به گفتمان بنشینیم و همگی واژگانی که به کار میبیندیم به زبان شیرین فارسی باشد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-24-2010
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,539
سپاسها: : 1,303

3,405 سپاس در 773 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض همه چیز مورد دستور فارسی

نا گفته هايي از زبان فارسي آیا می دانستید برخی ها واژه های زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی می دانند ؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه های دیگر.

آیا می دانستید که بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن ها را به معنایی که خود می دانند در نمی یابند ؟ این واژه ها را " ساختگی " (جعلی) می نامند و بیش ترشان ساخته ی ترکان عثمانی است. از آن زمره اند :

ابتدایی (عرب می گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره ( مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه های دیگر.

بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می فهمند، از آن زمره اند :
رقیب (عرب می فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می فهمد: طبع ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه های دیگر.

– آیا می دانستید که ما بسیاری از واژه های فارسی مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می کنیم ؟ این واژه های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی ( معرب ) کرده اند و دوباره به ما پس داده اند و یا از زبان های فرنگی ، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته اند، دوباره به ما داده اند و از آن زمره اند :
از عربی :

فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه های دیگر.

از روسی :

استکان : این واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سده ی ١۶ ميلادي از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژهنامههاي فارسي آن را وامواژهاي روسي ميدانند.

سارافون : اين واژه در اصل «سراپا» ی فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامه ی ملي زنانه ی روسي گفته ميشود كه بلند و بدون استين است.

پیژامه: همان « پای جامه» ی فارسی می باشد که اکنون در زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می رود و آن ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.

● واژه های فراوانی در زبان های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی دانند. از آن جمله اند :

کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریبن همه ی زبان های اروپایی هست.

شغال که در روسی shakal ، در فرانسوی chakal ، در انگلیسی jackalو در آلمانیSchakal نوشته می شود.
کاروان
که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravanو در آلمانی Karawane نوشته می شود.

کاروانسرا که در روسی karvansarai ، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته می شود.

پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis ، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می شود.

مشک که در فرانسوی musc ، در انگلیسی muskو در آلمانی Moschus نوشته می شود.

شربت که در فرانسوی sorbet ، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می شود.

بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می شود و در این زبان ها معنی رشوه هم می دهد.

لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می شود و در این زبان ها به معنی ملوان هندی نیز هست.
خاکی ب
ه معنی رنگ خاکی که در زبان های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می شود.

کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می شود.

ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می شود.

برخی دیگر از نام های زنان در این کشور ها نیز فارسی است، مانند :


وا|ژه های فارسی موجود در زبان های عربی ، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.

آیا می دانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی کننده ی خود ن نفی را به جای م نهی به کار می برند از دیدگاه دستور زبان فارسی نادرست است ؟

امروز ایرانیان هنگامی که می خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند : مکن ! یا مگو ! ( یعنی به جای کاربرد م نهی ) به نادرستی می گویند :
نکن ! یا نگو ! ( یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می برند ).

در فارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلا باید گفت :

مترس ! ، میازار ! ، مده ! ، مبادا ! ( نه نترس ! ، نیازار ! ، نده ! ، نبادا ! ) و تنها برای نفی کردن ( یعنی منفی کردن فعلی ) ن نفی به کار رود، مانند : من گفته ی او را باور نمی کنم، چند روزی است که رامین را ندیده ام . او در این باره چیزی نگفت.

آیا می دانستید که اصل و نسب برخی از واژه ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژه یا عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شده ی آن وارد زبان عامه ی ما شده است ؟
به نمونه های زیر توجه کنید :

هشلهف : مردم برای بیان این نظر که واگفت ( تلفظ ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جمله ی انگلیسی I shall have ( به معنی من خواهم داشت ) را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است ! و اکنون دیگر این واژه ی مسخره آمیز را برای هر واژه یا عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز ( چه فارسی و چه بیگانه ) به کار می برند.

چُسان فُسان : از واژه ی روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

زِ پرتی : وازه ی روسی Zeperti به معنی زتدانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق ها ی روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

شِر و وِر : از واژه ی فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
فاستونی : پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و باستونی می گفته اند.

اسکناس : از واژه ی روسی Assignatsia که خود از واژه ی فرانسوی Assignat به معنی برگه ی دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی : از واژه ی روسی Fkussni به معنی با مزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه یعنی به معنی بی خود و مزخرف به کار برده شده است
لگوری ( دگوری هم می گویند) : یادگار سربازخانه های ایران در دوران تصدی سوئدی ها است که به زبان آلمانی به فاحشه ی کم بها یا فاحشه ی نظامی می گفتند : Lagerhure .

نخاله : یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده میکنند.

ان

__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

ویرایش توسط فرانک : 01-24-2010 در ساعت 01:01 PM دلیل: /
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از فرانک به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 11-17-2010
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,539
سپاسها: : 1,303

3,405 سپاس در 773 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تارنگار زبان فارسی دارای جستار های گوناگونی پیرامون زبان پارسی می باشد.در اینجا نمونه ای از آن جستار ها را بدون هیچ نگری می آورم:
به کجا می‌رویم؟





گوشزد: واژگان درون کمانک‌ها (پرانتزها) واژگان بیگانه هستند و واژگان درون ابروها {آکولاد‌ها} برای روشنگری آمده است.


.... این نوشتار با گرامی داشتن باور هر کس، در پاسخ به دو جستار که برخی برای سرکوب کردن دوستاران زبان پارسی از آنها بهره می‌گیرند می‌پردازد.

نخست: هم‌سنگ واژه‌ی «خالص» به پارسی، واژه‌ی «سره» می‌شود، و هنگامی که می‌گوییم پارسی سره، برخی بی‌درنگ خرده می‌گیرند و می‌گویند که زبان سره هستی ندارد. آری زبان سره در جهان هستی ندارد و ما خود به خوبی می‌دانیم که هر زبان آمیخته‌ای با زبان‌های دیگر است و گذشته از این، آن زبانی که نیازی به دیگر زبان‌ها نداشته باشد هستی ندارد. هنگامی که ما می‌گوییم پارسی سره، خواستمان هرگز پارسی ناب نبوده و نیست. شاید واژه‌ی سره بد برداشت می‌شود و همه را به گمراهی می‌برد و بهتر باشد به جای «پارسی سره» بگوییم «پارسی» و «فارسی امروزین» را «پارسی آشفته» به نامیم. به هرگونه هر زبانی در درازی زیست خود به اندازه‌ی نیاز خود با دیگر زبان‌ها آمیخته می‌شود، همانند انگلیسی و این بسیار خوب هم هست ولی نه اینکه آشفته وار و به زور پنجا درسد (درصد) یک زبان بی‌نیاز را با واژه‌های نا‌هم‌آهنگ بیگانه آمیخته کنند و سپس ما بالای گود بشینیم و بگوییم این روال است و همه جا رخ می‌دهد!

برخی برای پدافند (دفاع) برای نمونه می‌گویند واژه‌ی هم‌سنگ «طولانی» در پارسی می‌شود «دراز»، و سپس می‌گویند اکنون اگر بخواهیم به پارسی بگوییم «او سخنرانی طولانی کرد» باید بگوییم «او سخنرانی دراز کرد» که بسیار ناهم‌آهنگ است. ولی آنان اگر کمی بیندیشند خواهند دید که چنین نیست، چون در پارسی می‌گوییم «سخنرانی او بدرازا کشید» و نه «او سخنرانی دراز کرد» که بسیار زیباتر از هم‌سنگ بیگانه آن است.
نمونه‌ی دیگر، این نوشتار به پارسی سُره نوشته شده و گمان نکنم در خواندن و دریافت دشوار باشد، جَخت تازه هم زیباتر، هم هماهنگ‌تر و هم آوای بهتری دارد تا پارسی آشفته‌ی امروزین.

کوتاه سخن، در درازای هزار و چهارسد سال به پارسی به ‌زور واژه خورانده شده است و زبانی آشفته و بی‌سامان و نازا شده است که دیگر به آن پارسی نمی‌شود گفت. درد ما پارسی ناب نیست، درد ما وام واژه‌های سودمند هم نیست، درد ما واژه‌های بی‌نیاز و ناهم‌رنگ و دستور زبان ناهم‌آهنگ بیگانه در پارسی است و بس. واژه‌هایی که جای واژه‌های ساده و زیبای پارسی را گرفته‌اند و به‌ زور آنها را خاموش و خفه کرده‌اند و توان زایش را از پارسی گرفته‌اند. ما یک‌سونگر و پادگر(مخالف) اربی (عربی) یا انگلیسی یا هر زبان دیگری نیستیم. اری ما پادگر وام واژه هستیم هنگامی که واژه داریم یا می‌توانیم واژه‌ی درخور را به‌ سازیم. همانند این است که ایران اندر‌آورنده‌ی (وارد کننده‌ی) غالی (قالی) بشود، هنگامی که خود بهترین غالی را داریم و هنر غالی بافی را زمین‌گیر کنیم. چرا باید این کار بکنیم؟ یا خود باخته‌ایم یا بی‌گانه پرستیم یا... و این همان رخ‌دادی است که سر پارسی آمده است.

پس زین پس هنگامی که می‌گوییم پارسی سره هرگز خواست پارسی ناب نیست! این بهره‌گیری نادرست و کژ از واژه‌ی «سره» تنها برای سرکوب کردن دوستاران زبان پارسی یا فرهنگ ایرانی است و بس.

دوم: یکی از کارهایی که رضا خان برای زنده کردن دوباره‌ی فرهنگ ایران کرد پالایش زبان پارسی بود، همانند واژه‌ی شهرداری به‌ جای بلدیه، شهربانی به‌ جای نظمیه و یا نام‌های ماه‌های پارسی به‌ جای نام‌های اَربی (عربی) و بسیار دیگر... که سپس پایه ایجاد فرهنگستان ایران شد.
گویند این پالایش به هَنداچک (هندسه) هم رسید و استادان زبان، چون برای برخی از واژگان جای‌گزینی نیافتند دست به ساخت واژه زدند. برای نمونه برای «خط» واژه‌ی «درازکی» و برای «دایره» واژه‌ی «گردکی» و برای «مماس» واژه‌ی «مالیدن» را ساختند. سپس هنگامی که خواستند وَچَکِ (جمله‌ی) «خط را به دایره مماس می‌کنیم» را به پارسی سَره بنویسند، چنین شد: «درازکی را بر گردکی می‌مالیم» که زیبا نشد و آن استادان از ترس جان فرار کردند.

در درستی این داستان بسیار شک هست، در لغت نامه‌ی دهخدا برای این سه واژه نه یک ونکه (بلکه) چندین هم‌سنگ پارسی آن هست و این شک‌ برانگیزتر است که این داستان ساخته‌ی گروهی برای بی‌رنگ کردن کوشش در راه دوباره زنده کردن زبان پارسی و فرهنگ ایران است.

این واژگان بدین شمارند:
خط: کشه، کش، سَمیره، کشمیده، کشک، رج، خچ، رَسن
خط {نوشتنی}: دبیره، نوشته، نبشته
دایره: چنبر، پرهون، پرگاری، گرد، گردی، ایرال، دمز، دف {در فرهنگ آنندراج آمده، دایره پارسی است که سپس به اَربی (عربی) رفته است}
مماس: همسای، سایا، همبَر، بسوده، به‌هم ساییده، به‌هم چسبیده
برای این‌که گمان نکنید این واژگان ساختگی هستند، خودتان می‌توانید به لغت نامه‌ی دهخدا یا واژه‌نامه‌های اوستایی یا پارسی باستان یا پهلوی نگاه کنید. اکنون وَچَکِ (جمله‌ی) «خط را به دایره مماس می‌کنیم» به پارسی سَره چنین می‌شود «سَمیره را به ایرال همبَر می‌کنیم» که بسیار زیباتر از بیگانه آن است.

از سویی اگر کمی بیندیشیم، این پرسش پیش خواهد آمد که آیا به‌ راستی در چند هزار سال پیش هَنداختاران (طراحان) و مهرازان (معماران) و هَنداچگران (مهندسان) ایرانی برای ساخت پارسه‌گِرد {تخت جمشید} و کاخ تیسفون و... برای خط، دایره و مماس و... نیاز به واژه نداشتند؟ یا شاید پارسه‌گِرد و کاخ تیسفون و... را تازیان ساختند؟
جَخت تازه خودِ واژه‌ی هندسه اَربی شده‌ی (معرب) واژه‌ی هَنداچک پارسی است، به دیگر سخن تازیان واژه‌ای برای هَنداچک نداشتند، آنگاه آیا می‌شود واژه‌ی هَنداچک پارسی بدون سَمیره (خط) و ایرال (دایره) و همبَر (مماس) و... هستی و مانک (معنی) داشته باشد؟


پس‌گشت‌ها (منابع):
لغت‌نامه‌ی دهخدا، از دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران

روشنگری چند واژه:
جَخت: Just
اَرب: همه‌ی مردم عرب‌زبان در جهان
اَربی: زبان عربی
تازی: تنها مردم گزیره‌دیس (شبه جزیره‌ی) عربستان
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از فرانک به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #3  
قدیمی 12-15-2010
روناک آواتار ها
روناک روناک آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 400
سپاسها: : 37

66 سپاس در 36 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

اندیشه پاس داشت زبان پارسی اندیشه نوینی نیست و به سده ها پیشتر باز میگردد. شاهنامه فردوسی شاید بزرگترین تلاش در این زمینه باشد که رنج سی ساله ابرمرد ایرانی، فردوسی بزرگ است.

نخست باید بدانیم که پارسی گویی اندیشه ای پاک و بدور از کینه ورزی به زبانهای دیگر است زیرا هر زبانی برای گسترش و بهینه شدن به وام گرفتن نیازمند می باشد و بسیاری از واژ هایی که امروزه در زبان ما کاربرد دارند پرمایگی این زبان را فراهم میکنند.

سپس باید دانست دشواری از جایی آغاز میشود که واژه های بیگانه برابرهای پارسی را کنار میزنند و بدین سان شمارگان واژه های بیگانه از واژه های خودی افزون میشوند. این دو نکته در سالهای دراز و اندک اندک زبان پارسی را نابود میکنند.

زبان یک کشور تکه ای از فرهنگ و گذشته آن است، همانگونه که از دست دادن تکه ای از خاک کشورمان یا از بین رفتن یک کاخ باستانی در میهن ما نگران کننده است، نابود شدن زبان هم میتواند با همان اندازه دلگیر کننده باشد.

اینجاست که اندیشه پارسی گویی به میدان می آید تا واژه های پارسی را از تارهای بیگانه ای که بدور آن تنیده شده اند برهاند. راستی پارسی گویی چیست؟

پارسی گویی تلاشی بدون کینه برای بکار بستن واژه های ساده و روزمره در گفتار و نوشتارمان است بگونه ای که به درونمایه ی آن آسیبی نزند.

.اگر گمان میکنید پارسی گویی سخن گفتن به زبان هزاران سال گذشته است و کسی گفته ها و نوشته های شما را در نمی یابد و شما را دست می اندازند، در گمراهی بسر میبرید.

یکبار دیگر این نوشته را از بالا بخوانید و ببینید که در سراسر این نوشتار یک واژه بیگانه هم نیست، اگر هم به زبان چند هزار سال پیش باشد ولی شما بسادگی دریافتید که چه میخواهم بگویم.

همانگونه که فردوسی بزرگ را برای پاسداشت زبان و فرهنگ پارسی سرزنش نمیکنند کسی من و شما را هم برای پاسداشت و آموزش فرهنگ و زبان خودمان سرزنش نخواهد کرد بلکه این بزرگ منشی از نشانه های میهن دوستی است که هر خردمندی آنرا گرامی میدارد.

ابزارهای پارسی گویی که دستاورد تلاشهای 6 ساله ما هستند:
ابزار جستجو در فرهنگ واژه های بیگانه – پارسی
تازه ترین و نخستین ابزار پالایشگر نیمه خودکار نوشته ها به پارسیتازه
فرهنگ کوچک واژه های بیگانه – پارسی (پرونده PDF)

با مهر و دوستی
اقوامی
سرپرست سایت ایرانیان بلژيک
www.iranian.be
__________________
از جور قد بلند و موی پستت
از سرکشی نرگس بی می مستت
ترسم به کلیسای رومم بینی
ناقوس به دستی و به دستی دستت...
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از روناک به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 08:11 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها