#1  
قدیمی 09-20-2010
مهدی آواتار ها
مهدی مهدی آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد - مدیر تالار موبایل و دوربین دیجیتال

 
تاریخ عضویت: Jul 2010
محل سکونت: هر کجا هستم باشم،آسمان مال من است!
نوشته ها: 7,439
سپاسها: : 4,552

4,939 سپاس در 1,683 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Lightbulb 5 جمله خوب و 7 جمله بد برای کودکان

۱) خـودت تـصـمـیم بگیر: کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

۲) من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم: اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

۳) از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی: اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.

۴) احساس تو را درک می کنم: وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی." این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

۵) "آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:" افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است.
باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!


۷ جمله ناخوشایند برای کودکان
۱) مناسب سن خودت رفتار کن! گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ ساله ای که نمی داند چه می خواهد و گریه می کند ، یا کودک ۴ساله ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می کند ، هر دو متناسب سنشان عمل می کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید "مناسب سن خودت عمل کن" بگویید: "به نظر می رسد خیلی عصبانی هستی"، "می دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده ای" این جملات به کودک آرامش می دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.

۲) شوخی کردم: دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.

۳) چـرا مـثـل ... نـیستی؟ با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی کـنـنـد در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند ، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

۴) ندو و گرنه می افتی! علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: "قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش." در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.

۵) چی بهت گفتم؟ چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: "من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن."

۶) به تو قول می دهم که ... : به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.
وقتی پدر و یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می کند که "وعده داده نشده اش" اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعده ها باعث می شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیداخواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.

از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.

۷) آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید. این پدر یا مادر جادوگری است که از واژه ها استفاده می کند و با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین پدرومادر با کودک می شود. " آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم ؟ مگر تو کری ؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ ..."

این پدرو مادرها شاید ندانند که سخنان طعنه آمیز و کنایه دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می کنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد ودر نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.


منبع: عصر ایران
__________________
تازه تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده
شِکوه سر کن، در تن ما تاب مهجوری نمانده
پر گشاید شور و شیون از جگرها ای دریغ !
دل به زخمی شعله ور شد، جان به عشقی مبتلا
بر نتابد سینه ما داغ چندین ماجرا
تازه شد به هوای تو دل تنگ ما ای وای !

پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 03-04-2011
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض لوس کردن، موقوف!



لوس کردن، موقوف!
کودکان موجودات در حال رشدي هستند و براساس اين که در سال هاي اوليه زندگي چگونه تربيت شوند و آموزش ببينند، سبک خاص رفتاري پيدا مي کنند. اين سبک رفتاري الگويي تقريباً ثابت و دائمي براي آنها به وجود مي آورد، و تعيين کنندهِ نحوه ارتباطات و برخوردهاي آنان نيز مي باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شيوه خاص خود را دارد؛ و اين نحوه برخورد، در تلاقي با ساختار ژنتيکي هر فرد، باعث مي شود که شخصيت هايي بسيار متفاوت و متمايز شکل بگيرند.
رشد اجتماعي کودکان يکي از حيطه هاي رشدي است که دقيقاً به ما نشان مي دهد آيا فرزند مطابق با سن تقويمي يا شناسنامه اي خود رفتار مي کند يا خير؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه اي رفتار نمي کند چه دلايلي براي اين مسئله وجود دارد و رفتارهاي او چگونه شکل گرفته است؟ يکي از سبک هاي غلط رفتاري کودکان، ناتواني در ايجاد و برقراري رابطه سالم با همسالان است؛ يعني کودکاني وجود دارند که راه هاي برقراري ارتباط سالم را نمي دانند. اين گروه از کودکان بعضاً تحت عنوان «کودکان لوس» نامگذاري مي شوند. آن چه در اين نوشتار مورد بحث قرار مي گيرد عوامل مؤثر در شکل گيري اين گونه رفتارهاست.

.:. چرا کودکان لوس مي شوند؟
يکي از دلايل لوس شدن کودکان روش هاي غيرقابل قبول والدين به لحاظ تربيتي است؛ والدين محبت کنندهِ افراطي که معيارهاي تربيتي و روش هاي يادگيري را در نظر نمي گيرند و صرفاً با محبت هاي بي حد و حساب مانع اجتماعي شدن رفتارهاي کودکان مي شوند. چنين کودکاني معناي صبر و تحمل را در زندگي نمي آموزند و انسان هايي عجول و شخصيت هايي متزلزل بار خواهند آمد.

.:. چگونه کودکان لوس را اصلاح کنيم؟
چنانچه والدين از روش هاي غير قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانين تربيتي درستي را اعمال کنند، و به شرط آن که روش هاي جديد ثابت و مستمر باشد، مي توان اميد داشت که اين روش ها به تدريج مؤثر واقع شوند.
اگر كودك نوپا يا پيش دبستاني داريد كه نشانه هايي از رفتار لوس مآبانه از خود بروز مي دهد، چندين روش براي متوقف كردن آن وجود دارد.

.:. جبهه متحد تشكيل دهيد
شما، همسرتان و كسي كه از بچه مراقبت مي كند(مثلاً پرستاربچه) در مورد موقعيتهايي كه نياز به قاطعيت يا نرمش دارد، بايد مقررات واحدي داشته باشيد. كاپ مي گويد:" اگر يكي از والدين قاطع و ديگري بسيار مداراگر باشد، كودك در مورد آنچه مي تواند داشته باشد و آنچه نمي تواند داشته باشد، بسيار گيج مي شود. و وقتي كمي بزرگتر بشود، براي به دست آوردن چيزي كه مي خواهد، از سياست يكي از والدين عليه ديگري سوءاستفاده مي كند."

.:. نقش تشويق و تنبيه در تربيت کودک
تشويق و تنبيه دو روش متفاوت تربيتي هستند و بايستي ويژگي هايي داشته باشند تا مؤثر واقع شوند. اين دو روش چنانچه به موقع و با اصول درست اعمال گردند، مي توانند از لوس شدن کودکان جلوگيري کنند. معمولاً کودکان لوس، والدين تسليم شونده دارند. آنها در مقابل خواسته هاي کودک فوراً تسليم مي شوند و هر آن چه که او طلب کند، برايش فراهم مي کنند. در خانواده اي که کودک لوس پرورش داده مي شود، اثري از روش هاي تنبيهي مناسب ديده نمي شود. يعني چنانچه کودک کار اشتباهي مرتکب شود يا اين که بخواهد تعيين کننده باشد و به والدين خود دستور دهد يا اين که با داد و فرياد و عصبانيت حرف خود را به کرسي بنشاند، در اين خانواده هيچ گونه روش مناسبي براي جلوگيري از اين رفتارها و جهت دهي به آنها وجود ندارد. اين نوع خانواده ها از لحاظ روان شناسي به خانواده هاي محبت کنندهِ افراطي آزاد گذارنده معروف اند؛ خانواده هايي که بي نهايت توجه، محبت و محافظت در مورد فرزندان خود دارند و در عين حال آنها را براي انجام هرگونه عملي آزاد مي گذارند. اين مسئله بسيار اهميت دارد که ميزان مقاومت، ايستادگي و انعطاف خود را در برابر فرزندانمان مورد بررسي قرار دهيم. بعضي از والدين پس از مقاومتي کوتاه در مقابل تقاضاهاي فرزند، تسليم مي شوند و خواسته هاي کودک را به همان شکلي که او مي خواهد برآورده مي کنند. محبت در حد متعادل، توجه به نيازها و برآوردن آن ها در حد معقول و داشتن روش هاي مناسب و علمي براي تشويق و تنبيه کودکان از جمله مواردي است که بايستي در خانواده وجود داشته باشد.

.:. والديني محبت کننده و در عين حال قاطع باشيم
وقتي صحبت از قاطع بودن به ميان مي آيد، برخي از والدين تصور مي کنند که جدي و قاطع بودن به اين معناست که مثلاً پرخاشگر هم باشيم و يا اين که چنانچه فرزندمان از ما پيروي نکرد، با زور و خشونت مواردي را به او تحميل کنيم. حال آن که در مقوله هاي تربيتي، قاطع و جدي بودن به اين معناست که از اصولي پيروي کنيم و قوانيني براي فرزندانمان داشته باشيم، به علاوه، اصرار به اجراي آن قوانين در خانواده وجود داشته باشد. ثبات خُلق و ثبات انديشه و رفتار در والدين ضروري است. چنانچه اصول تربيتي خود را تغيير دهيم و به گفته هاي خود چندان اعتقادي نداشته باشيم، فرزندان به اصول و قوانين خانواده پايبند نخواهند شد. پس جدي و قاطع بودن به معناي آن است که در اجراي اصول و قوانين خانواده باري به هر جهت رفتار نکنيم.
.:. همه چيز به موقع و در زمان خود بايستي انجام پذيرد
چنانچه کودکان از قوانين خانواده پيروي نکنند و حتي خلاف آن عمل کنند، براي مثال در جمع فاميل رفتاري از آنها سر بزند که مطابق با موازين تربيتي نباشد، آيا لازم است که مثلاً در جمع مورد تنبيه يا سرزنش قرار گيرند؟ مسلماً نه؛ يادآوري نکات تربيتي و قوانين مورد نظر به کودک بايستي در منزل و به طور خصوصي صورت گيرد. کودکان براي قضاوت ديگران راجع به خودشان اهميت فراواني قائلند و چنانچه در حضور ديگران مورد توبيخ قرار گيرند رنجيده خاطر مي شوند و در پاره اي موارد رفتارهاي تلافي جويانه از آنها سر خواهد زد. چنانچه حريم خانواده امنيت و اطمينان لازم را براي کودک فراهم کند، او به راحتي مي تواند اشتباهات خود را بپذيرد و هر موردي را که به او تذکر داده شود تغيير دهد.

.:. نگران "حرف مردم" نباشيد
بسياري از مواقع، لوس شدن محصول موقعيتهايي است كه بچه در محيطهاي عمومي با والدين كلنجار مي رود و مايه شرمساري آنها مي شود. با خود عهد كنيد كه بلافاصله از چنين وضعيتهايي خارج شويد تا براي تسليم شدن در برابر لوس كردن بچه و مداراي بيهوده با او، وسوسه نشويد. براي مثال، وقتي كودك از اين كه در جشن تولد دوستش شركت كرده و هيچ هديه اي نگرفته آشفته و در هم ريخته است، او را بيرون ببريد و مكاني آرام پيدا كنيد تا بتوانيد به او كمك كنيد تا آرام شود. با بحث و مشاجره يا دادن توضيحات مفصل، او را بيش از پيش تحريك و برافروخته نكنيد.مادر"ساشا" شانزده ماهه، موافق اين روش است: "هميشه وقتي از پارك بيرون مي آيم ساشا ناراحت مي شه و مي زنه زير گريه و وقتي مي خوام بذارمش توي كالسكه اش، با من دعوا مي كنه، اما من باهاش بحث نمي كنم. فقط مي ذارمش توي كالسكه و راه مي افتم. غالباً هم بعد از چند دقيقه خودش ساكت مي شه."
در خانواده هاي محبت کنندهِ افراطي آزاد گذارنده،کودک لوس پرورش داده مي شود

.:. از نقاط حساس دوري كنيد
اگر مي دانيد كه وقتي با كودك به خريد برويد حتماً براي اسباب بازي به شما التماس خواهد كرد، سعي كنيد او را درخانه يك دوست، فاميل يا پيش پرستارش بگذاريد و بعداًَ بدنبال او برويد. با اعمال اين روش، ممكن است او پس از مدتي عادت خودش را مبني بر درخواست هميشگي اسباب بازي در موقع خريد منزل به فراموشي بسپارد. دراين صورت، پس از مدتي مي توانيد در وضعيتي تازه، باز هم با هم به خريد برويد.دقت كنيد كه وقتي يكي از شما خسته است به محيط هاي حساسيت برانگيز نرويد. وقتي روزي طولاني و سخت را پشت سر گذاشته ايد، بيشتر احتمال دارد تسليم بچه بشويد، بچه هم اگر خسته باشد يا به اندازه كافي استراحت نكرده باشد، احتمال تحريك شدن و بهانه گيري اش بيشتر است.

.:. بتدريج تغيير رويه دهيد
اگر كودك شما قبلاً رفتار لوس مآبانه اي داشته كه مي خواهيد آن را تغيير دهيد، رويه ضد لوس كردن خودتان را به آرامي پيش ببريد كه به بچه شوك وارد نشود. براي مثال، اگر بچه شما عادت دارد وقتي با هم به سوپر ماركت مي رويد چندين شكلات و آبنبات چوبي و بيسكويت بردارد، به مرور تعداد آبنبات هايي كه اجازه مي دهيد بردارد كم كنيد تا زماني كه تنها اجازه داشته باشد يك شكلات يا آبنبات انتخاب كند.

.:. از تقويت مثبت استفاده كنيد
دكتر تامسون مي گويد: قبل از اين كه با هم به ميهماني يا خريد برويد، به كودك بگوييد: "مي دونم كه وقتي من و تو با هم بريم خريد، تو پسر خيلي خوبي خواهي بود." و اگر بچه واقعاً رفتار خوبي داشت، او را تحسين كنيد، و پيش دوستان و فاميل به نحوي كه به گوش خودش برسد، از او تعريف و تمجيد كنيد، مثلاً به اين شكل: "نمي دونين مري توي سوپر ماركت چه قدر رفتارش خوب بود، من بهش افتخار مي كنم."

.:. بينش كودك را تقويت كنيد
كمك كردن به بچه هاي نيازمند، باعث مي شود آنها قدردان چيزهايي كه دارند باشند.
خانم "لي" از سينسيناتي مي گويد: "من كودك دو ساله ام رو تشويق كردم تا با هم توي خانه چيزايي براي مؤسسه خيريه محله مون جمع كنيم، باور كنين حتي بچه هاي خيلي كوچيك هم مي تونن بفهمن كه چه قدر خوشبخت هستند."


.:. نتيجه گيري
رفتارهايي که از کودکان سر مي زند و در واقع سبک زندگي آنان را نشان مي دهد، آموختني و اکتسابي است. بنابراين آن چه در مورد شخصيت، عادات، تجربيات و يادگيري کودکان مشاهده مي کنيم، همه نشأت گرفته و تأثيرپذير از محيط زندگيشان است. روش هايي که والدين در قبال فرزندان اعمال مي کنند، از جمله روش هاي تشويقي و تنبيهي، قوانين و مقررات در خانواده، نحوه اجراي قوانين خانواده، انعطاف داشتن، سختگير، قاطع و يا تسليم شونده بودن در ساخت فکري کودکان و رفتارهاي آنان بسيار مؤثر است.

__________________
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
کودک, روانشناسی, روانشناسی کودک


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 02:26 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها