بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > فرهنگ و تاریخ

فرهنگ و تاریخ تاریخ و فرهنگ - مطالبی در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران و جهان اخبار فرهنگی و ... در این تالار قرار میگیرد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-28-2011
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,544
سپاسها: : 1,306

3,419 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

قسمت دوم



زمان به سرعت در حال عبور بود. هرمزد بيمار بود و هر روز به مرگ نزديک تر می شد. جانشينی مسئله ی بسيار مهمی بود. قطعاً شاهنشاه جديد مناصب و عنوان ها را به خاندان طرف دار خود می بخشيد. خاندان ديگر تا مدتی از قدرت به دور می ماند و می بايست منتظر موقعيت ديگری برای دست يابی به آن باشد و کسی نمی دانست موقعيت کی دوباره به دست خواهد آمد.

پيروز احوال هرمزد را به وسيله ی پزشک مخصوص که از خاندان کارن بود، زير نظر داشت. تا اينکه روزی پزشک مخصوص او را از نزديکی ساعات پايانی عمر هرمزد مطلع کرد. پيروز که چنين ديد، به نزد مقامی که رياست تشريفات و امانت خلوت شاهنشاه را بر عهده داشت، رفت و از او خواست که به ملاقات هرمزد برود. رئيس تشريفات پيروز را به حضور شاهنشاه برد. هرمزد روی تختی زرين آرميده بود. پيروز بالای سر او ايستاد و به شاهنشاه 6ادای احترام کرد. هرمزد با لبان لرزان و صدايی که به سختی شنيده می شد از او پرسيد:
_ برای چه به اينجا آمده ای؟
پيروز زير چشمی نگاهی به رئيس تشريفات انداخت. هرمزد متوجه منظور او شد. بنابراين به رئيس تشريفات گفت:
_ تو مرخصی.
رئيس تشريفات تعظيمی کرد و آنجا را ترک نمود. بعد از رفتن رئيس تشريفات، پيروز به هرمزد گفت:
_ شهرياررا. اگر زبانم لال... ساعت مرگ شما فرا برسد. آيا فکر می کنيد خاندان سورن می گذارند، وليعهد جانشين شما شود؟ قطعاً قباد و ديگر سورن ها چنين اجازه ای نمی دهند.
هرمزد قدری تأمل کرد. سپس از پيروز پرسيد:
_ به نظر تو من چه باید بکنم؟
_ فقط يک راه برای حل اين موضوع وجود دارد. شما بايد قبل از مرگ... خودتان اردشير را به عنوان شاهنشاه انتخاب کنيد. اين تنها راهی است که می شود جلوی سوء استفاده ی سورن ها را گرفت.
هرمزد نظر پيروز را پسنديد. بنابراين به او گفت:
_ تو بايد در اجرای اين کار به من کمک کنی.
پيروز، خوشحال پاسخ داد:
_ جانم به فدايت، ما کارن ها با تمام قوا، اوامر شما را اطاعت می کنيم.
هرمزد به پيروز گفت:
_ بسيار خب... کمکم کن.
پيروز زير بغل هرمزد را گرفت. هرمزد با کمک پيروز از جا برخواست.

ادامه دارد
...


6- اگر چه در داستان بيشتر برای ادای احترام از رکوع و سجده در مقابل مقام بالاتر استفاده شده، ولی يکی از روش های بسيار مرسوم ادای احترام در بين پارسيان به اين شکل بوده که دست را برافراشته، انگشت سبابه را به نشانه ی احترام و اطاعت به طرف جلو دراز می کردند. همانطور که در نقش رجب، آن گاه که اردشير بابکان دو علامت شاهی شامل حلقه ی سلطنتی و عصای پادشاهی را از اهوره مزداه دريافت می دارد، ديده می شود. اما در اين داستان بيشتر از تعظيم و سجده استفاده شده چون از ديد مردم امروزی پذيرفتنی تر است.
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 05:20 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها