بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

 
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
Prev پست قبلی   پست بعدی Next
  #12  
قدیمی 02-16-2011
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض داستان عشق استاد شهریار



گفته بودیم که داستان عشق استاد شهریار
در سایه ی حساسیت فطری شاعر
و توانایی بیان و زیبایی کلام او
به صورت اشعاری بسیار زیبا و دلنشین در آمده
و در ادبیات سروده ای به طور جاودانه ثبت گردیده است

و اما بقیه ی این داستان:

غم عشق و انتظارهای تلخ و نافرجام
و امیدهای به نومیدی گراییده ی شاعر جوان
منجر به سرودن غزلهای بسیاری گردید
که اینک به صورت ثروتی از ادبیات برای ما باقی مانده است

یک بهار دیگر می گذرد و از «پری» نشان محبتی بر نمی آید
و شهریار می گوید:


نیامد آن گل خندان و نو بهار آمد
امان ز بخت، که این آمد و آن نمی آید


و اما این عشق چنان خاطر شهریار را مشوش کرده بود
که او را از کار و زندگی و مخصوصا درس دانشکده ی پزشکی وا داشته بود
و نهایتا داستان دلدادگی او به گوش پدرش در تبریز رسید
و چون شهریار از عشق پری نمی توانست دست بشوید
پدرش مقرری ماهیانه اش را قطع کرد
و این امر طبعا بر بی سر و سامانی شاعر عاشق می افزاید

در غزل دل انگیز «تو بمان و دگران» شاعر خسته دل
اعلام می کند که بعد از این فقط با خاطرات این عشق
و یادگاریهای شیرین آن به زندگی ادامه خواهد داد:



از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران، وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم «که نشانم ندهند»
هر چه آفاق بجویند، کران تا به کران

می روم تا که به صاحب نظری باز رسم
محرم ما نبود، دیده ی کوته نظران

دلِ چون آینه ی «اهل صفا» می شکنند
که ز خود بی خبرند این ز خدا بی خبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاری ست ز سر حلقه ی شوریده سران

گل این باغ به جز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا «تو ببخشای به خونین جگران»

ره بیداد گران، بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

«شهریارا» غم آوارگی و در به دری
شورها در دلم انگیخته، چون نوسفران




و این قصه سَرِ دراز دارد......
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
 


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 10:06 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها