بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > ادبیات طنز

ادبیات طنز در این تالار متون طنز مناسب و بحث در مورد طنز قرار دارند

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 10-22-2011
KHatun آواتار ها
KHatun KHatun آنلاین نیست.
کاربر فعال ادبیات جهان
 
تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 210
سپاسها: : 86

250 سپاس در 115 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

از بزرگان نقل شده که من در کودکی عفت کلام نداشتم!!
حالا خودم یادم نمیاد ولی تعریف می کنن یه بار پسرخاله ام که سی و اندی سالش بود بهم گفته وای چه دختر ماهی، نازی، الهی، کوچولو اسمت رو بلدی بنویسی و اینا
منم با افتخار براش نوشتم
اونم گفته اسمت اینطوری نیست که خانوم خوشگله، بیا بهت یاد بدم
منم اخم کردم و صاف تو صورتش نگاه کردم و گفتم نخیر! برو گمشو آشغال!
(خاک بر سرم!)
بعد خواهران گرامی که اطراف بودن از شدت شرمندگی آب شدن رفتن عمق زمین!
خلاصه پسرخاله هم هنگ کرده و طفلی مونده چی بگه!

:|

من الان شفا پیدا کردم ها!
__________________
که ای بلندنظر! شاهباز سدره نشین
نشیمنِ تو نه این کنج محنت آباد است

پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از KHatun سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #2  
قدیمی 10-22-2011
kiana آواتار ها
kiana kiana آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2007
نوشته ها: 795
سپاسها: : 843

1,438 سپاس در 268 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

وای خیلی بامزه بود خاتون جان.....من کلی خندیدم.
__________________
شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست
آن یکی میگوید شاید این رفع بلاست !
دل من سخت شکست ... هیچ کس هیچ نگفت .... غصه ام را نشنید !
از خودم میپرسم : ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود ؟





پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 10-22-2011
GolBarg GolBarg آنلاین نیست.
مدیر روانشناسی

 
تاریخ عضویت: Sep 2007
نوشته ها: 2,834
سپاسها: : 1,221

2,009 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چه خوب همه از کودکی شون یادشون میاد..اونم سوتی های که دادن..
من نه یادم نمیاد!

چهار پنج سال پیش رفته بودیم یکی از شرکت های دوستان...
با دوستم بودم..وارد شرکت که شدیم..با اون پسره سلام علیک کردیم یه خرده حرف زدیم..یه سی دی جاوا میخواستیم..سی دی خاصی بود
بعد اون اقاهه رفت تو اتاق بغلی پشت سیستم ..که بگرده ببینه داریه یا نه
ما هم رفتیم پشت سرش
من فک کردم یکی دیگه پشت پی سی نشستم..دوباره گفتم سلااام
پسره دیونه هم از روی بدجنسی گفت سلام
از یه طرف شاکی بودم از این خل بازیم از طرف دیگه دوستم بهم میخندید..هی روزگار..انگار همین همین دیروز بود..سال 85 یا 86

نوشین هر وقت حرف اسدی میشه میگه یادته مینا به اسدی دوبار سلام کردی

نوشین اسدی الان چین هست

__________________

پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از GolBarg سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 02:26 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها