| شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود |

11-17-2013
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
ﺻﺪﺍﻱ ﺗﻠﻔﻦ، ﭘﺴﺮﻱ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ؛
ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻮﺩ!
ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﮔﻔﺖ:
ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﻱ؟!
ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ، ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﻱ!
ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ : " تولدت مبارک "
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
کاربران زیر از پریشان به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

11-17-2013
|
 |
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان 
|
|
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681
5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دلـم یه رابطـــہ باحـال میخـواد ... [ ! ]
از اونـا کـہ هر دومـون هم دیـگرو دوس داشته باشیـم ...
عاشـق هم باشیـم بمیریـم واسـہ هم از صبـح تا شـب
قربــون هم بریــم جونمــون واسه هــم در بـره ...
صفا کنــیم با هم از اونــا کـہ تهــش به گنـد کشیده نشــہ ...
چـیز زیادے ِ به نظرتون ...!
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
|
|
4 کاربر زیر از shokofe سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

11-18-2013
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
کاش میشد...
بچگی رازنده کرد
کودکی شد کودکانه گریه کرد
شعرقهر قهرتاقیامت راسرود
ان قیامت که دمی بیشترنبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد!؟
کاش میشدبچه گانه خنده کرد...
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
2 کاربر زیر از پریشان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

11-21-2013
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نامه احمد شاملو به همسرش آیدا
آیدا نازنین خوب خودم.
ساعت چهار یا چهارو نیم است . هوا دارد شیری رنگ می شود. خوابم گرفته است اما به علت گرفتاریهای فوق العاده ای که دارم نمی توانم بخوابم. باید (کار) کنم. کاری که متاسفانه برای خوش بختی من و تو نیست: برای رسالت خودم هم نیست: برای انجام وظیفه هم نیست: برای هیچ چیز نیست، برای تمام کردن احمد تو است. برای آن است دیگر–به قول خودت–چیزی از احمد برای تو باقی نگذارند.
اما...بگذار باشد.اینها هم تمام می شود. بالاخره (فردا) مال ما است.
مال من و تو با هم. مال آیدا و احمد با هم...
بالاخره خواهد آمد، آن شبهایی که تا صبح در کنار تو بیدار بمانم، سرت را روی سینه ام بگذارم و به تو بگویم که در کنارت چه قدر خوشبخت هستم.
چه قدر تو را دوست دارم! چه قدر به نفس تو در کنارم خودم احتیاج دارم! چه قدر حرف دارم که با تو بگویم ! اما افسوس ! همه حرفهای ما این شده است که تو به من بگویی (امروز خسته هستی ) یا (چه عجب که امروز شادی ؟) و من به تو بگویم که : (دیگر کی می توانم ببینمت ؟ ) و یا:
تو بگویی : (می خواهم بروم . من که هستم به کارت نمی رسی . ) من بگویم : (دیوانه زنجیری حالا چند دقیقه دیگر هم بنشین !) و همین ! – همین و تمام آن حرفهای ، شعرها و سرودهایی که در روح من زبانه می کشد تبدیل به همین حرفها و دیدارهای مضحکی شده که مرا به وحشت می اندازد:
وحشت از اینکه ، رفته رفته ، تو از این دیدارها و حرفها و سرانجام از عشقی که محیط خودش را پیدا نمی کند تا پرو بالی بزند گرفتار نفرت و کسالت و اندوه بشوی.
این موقع شب (یا بهتر بگویم : سحر) ز تصور این چنین فاجعه ای به خود لزریدم . کارم را گذاشتم که این چند سطر را برایت بنویسم:
آیدای من : این پرنده، در این قفس تنگ نمی خواند. اگر می بینی خفه و لال و خاموش است، به این جهت است ... بگذار فضا و محیط خودش را پیدا کند تا ببینی که چه گونه در تاریک ترین شبها آفتابی ترین روزها را خواهد سرود.
به من بنویس تا هر دم و هر لحظه بتوانم آن را بشنوم:
به من بنویس تا یقین داشته باشم که تو هم مثل من در انتظار آن شبهای سفیدی. به من بنویس که می دانی این سکوت و ابتذال زاییده ی زندگی در این زندانی است که مال ما نیست ، که خانه ی ما نیست ، که شایسته ی ما نیست . به من بنویس که تو هم در انتظار سحری هستی که پرونده ی عشق ما را در آن آواز خواهد خواند...
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
2 کاربر زیر از پریشان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-06-2013
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دریا تودلش پراز حرفه ولی میشینه پای درد ودل بقیه…
میشه جای واسه آرامش ….
میشه سکوت واسه لحظه ای که بغض کردی واشکات سرازیر شدن….
تو آروم میشی وآن از غصه تو مواج…
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
کاربران زیر از پریشان به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

12-19-2013
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺬﺍﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﻧﯿﺎﺯ
ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﻨﻪ ...
ﻭ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩ ،
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺬﺍﺭ .
ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﮐﻨﻪ ...
ﺍﮔﻪ ﻧﻪ
ﻣﻨﺘـــــــــــــﻈﺮ ﺑﺎﺵ ...
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﮔﯿﺮﯾﺶ ...
ﺳﮑﻮﺗﺶ ...
ﮐﻢ ﺣﺮﻓﯿﺶ ...
ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩﻧﺶ ...
ﻧﺒﻮﺳﯿﺪﻧﺶ ...
ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺶ ...
ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﺶ ...
ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ !!!
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
2 کاربر زیر از پریشان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-05-2014
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
سکوت،رسا ترین فریاد یک زن است..
وقتی سکوت میکند..
وقتی بحث نمیکند..
وقتی برای به کرسی نشاندن حرفش تلاش نمیکند..
بفهم..که واقعا اسیب دیده.
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
کاربران زیر از پریشان به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

01-05-2014
|
 |
ناظر و مدیر تالارهای آزاد 
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641
11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
در دیاری که تـو آنجا باشی بودن آنجا کافیست !
آرزوهای دگر، اوج بی انصافیست....
منیر یاری پور
__________________
. . . . .
|
|
2 کاربر زیر از ترنم سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-07-2014
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
من زنم وقتی خسته ام،وقتی کلافه ام، وقتی دلشکسته ام،
بشقاب ها را نمی شکنم،شیشه ها را نمی شکنم،غرورم را نمی شکنم.....
دلت را نمی شکنم.....در این دل شکستگی ها زورم به تنها چیزی که
میرسد.....این بغض لعنتی است.....
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
2 کاربر زیر از پریشان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-17-2014
|
 |
کاربر بسيار فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,251
سپاسها: : 8,172
4,786 سپاس در 1,493 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
گاهی دلت از زنانگی ات میگیرد ، میخواهی کودک باشی ،
دختر بچه ای که به هر بهانه ای به آغوشی پناه میبرد و آسوده اشک میریزد
زن که باشی باید بغضهای زیادی را بی صدا دفن کنی !
__________________
معنی فلفل نبین چه ریزه است را روزی فهمیدم.....که اشک هایم به این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد
|
|
3 کاربر زیر از پریشان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
| ابزارهای موضوع |
|
|
| نحوه نمایش |
حالت ترکیبی
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 01:29 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|