بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

 
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
Prev پست قبلی   پست بعدی Next
  #31  
قدیمی 06-28-2012
mohammad.90 آواتار ها
mohammad.90 mohammad.90 آنلاین نیست.
مدیر بخش ورزش
 
تاریخ عضویت: Jan 2012
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,335
سپاسها: : 7,242

6,424 سپاس در 3,063 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


پسربچه ای از مادرش پرسید:چرا تو گریه می کنی؟




مادر جواب داد برای اینکه من زن هستم.



او گفت: من نمی فهمم!مادرش اورا بغل کرد و گفت: تو هرگز نمی فهمم



بعد پسربچه از پدرش پرسید:چرا به نظر می آـید که مادر بی دلیل گریه می کند.



همه زنها بی دلیل گریه می کنند!این تمام چیزی بود که پدر می توانست بگوید.



پسربچه کم کم بزرگ و مرد شد.اما هنوز درشگفت بود که چرا زنها گریه می کنند؟



سرانجام او مکالمه ای با خدا انجام داد و وقتی خدا پشت خط آمد،او پرسید:



خدایا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟



خدا پاسخ داد:وقتی من زن را آفریدم،گفتم او باید خاص باشد



من شانه هایش را آنقدر قوی آفریدم تا بتواند وزن جهان را تحمل کند



و در عین حال شانه هایش را مهربان آفریدم تا آرامش بدهد.



من به او یک قدرت درونی دادم



تا وضع حمل و بی توجهی که بسیاری اوقات از جانب بچه هایش به او می شود را


تحمل کند.من به او سختی را دادم که به او اجازه می دهد وقتی که همه تسلیم شدند او


ادامه بدهدو از خانواده اش به هنگام بیماری و خستگی و بدون گله و شکایت مراقبت کند.



من به او حساسیت عشق به بچه هایش را در هر شرایطی حتی وقتی بچه اش او

را به شدت آزار داده است ارزانی داشتم.


من به او قدرت تحمل اشتباهات همسرش را دادم و او را از دنده همسرش آفریدم تا

قلبش را حفظ کند.


من به او عقل دادم تا بداند که یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب

نمیرساند.
اما گاهی اوقات قدرتها و تصمیم گیری هایی را برای ماندن بدون تردید در کنار او

امتحان می کند.
سرانجام اشک را برای ریختن به او دادم.



این مخصوص اوست تا هروقت که لازم شد از آن استفاده کند.



پسرم می بینی که زیبایی زن در لباسهایی که می پوشد



ودر شکلی که دارد یا به طریقی که موهایش را شانه می زند نیست.



زیبایی زن باید در چشمانش دیده شود.



چون درچه ای است به سوی قلبش، جائیکه عشق سکونت دارد.


کم کم داریم به روز مادر نزدیک میشیم...
امیدوارم فقط تو این روزا قدر مادرامونو ندونیم و براشون کادو نخریم و بهشون تبریک نگیم ...
امیدوارم همیشه قدرشونو بدونم...
اونا تنها کسایی هستند که نگران ما هستند...
چقدر قدرشون را میدونیم؟



__________________
ای بنده تو سخت بی وفایی ،
از لطف به سوی ما نیایی

هرگه که ترا دهیم دردی ،
نالان شوی و به سویم ایی

هر دم که ترا دهم شفایی ،
یاغی شوی و دگر نیایی . . .
ای بنده تو سخت بیوفایی ...
پاسخ با نقل قول
4 کاربر زیر از mohammad.90 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
 


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 04:40 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها