بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 11-09-2012
افسون 13 آواتار ها
افسون 13 افسون 13 آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Jun 2012
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 2,255
سپاسها: : 3,026

3,197 سپاس در 1,890 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کشمکش درون

تلنگری در اوج احساسات

فرار از چیزی که هست

چشم بستن روی زیبایی

دوستی با تنهایی

رعایت قوانین بی قاعده

منطقی به اندازه یک عقیده

راهی به دشواری شکنجه

اسیری به جرم نوازش عشق

وسوسه ای به ژرفای خیانت

طرد شدن از عواطفی بی چهارچوب

زنجیری به پا از جنس مردگی

زیستن برای حیات دادن به دلهره

توضیحی برای یک آغوش

دلی تهی از رضایت

چشمها در کمین هم

گریز از طپشی نامعلوم

ذره ای لذت در چمبر ترس

نجوای باران در خشکسالی

سردی دل از گذشته

صدور حکم آشفتگی

استدلالی برای آزادی

شرمی برای بوسیدن

حکمی برای زیستن

دستی برای دوستی

حرفی برای شکستن

سوزش دیده از مه غلیظ بی احساسی

پناهگاهی از جنس دوات

دادگاهی به وسعت ورقی سفید

"چه تصویر درهمی است زندگی"
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از افسون 13 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #2  
قدیمی 11-09-2012
ماهین آواتار ها
ماهین ماهین آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jun 2012
نوشته ها: 1,375
سپاسها: : 4,241

3,143 سپاس در 1,388 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض فریدون مشیری

چیست این باران که دلخواه من است ؟
زیر چتر او روانم روشن است .
چشم دل وا می کنم
قصه یک قطره باران را تماشا می کنم :
در فضا،
همچو می در چاه تنهایی رها،
می زند در موج حیرت دست و پا،
خود نمی داند که می افتد کجا !
در زمین ،
همزبانانی ظریف و نازنین،
می دهد از مهربانی جه به هم ،
تا بپیوندند چون دریا به هم !
قطره ها چشم انتظاران هم اند ،
چون به هم پیوست جان ها ، بی غم اند .
هر حباب ،دیده های در جسنجوست ،
چون رسد هر قطره، گوید: "دوست ! دوست ! ...!"
می کنند از عشق هم قالب تهی
ای خوشا با مهر ورزان همرهی!
با تب تنهایی جانکاه خویش ،
زیر باران می سپارم راه خویش.
سیل غم در سینه غوغا میکند ،
قطره دل میا دریا میکند،
قطره تنها کجا ، دریا کجا ،
دور ماندم از رفیقان تا کجا !
همدلی کو ؟ تا شوم همراه او ،
سر نهم هر جا که خاطر خواه او !
شاید از این تیرگی ها بگذریم .
ره به سوی روشنایی ها بریم .
می روم ، شاید کسی پیدا شود ،
بی تو ، کی این قطره دل ، دریا شود ؟
فریدون مشیری
__________________
هر چه در فهم تو آید ،
آن بود مفهوم تو !

عطار
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ماهین سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 3 نفر (0 عضو و 3 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 02:40 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها