بازگشت   پی سی سیتی > سایر گفتگوها > مطالب آزاد

مطالب آزاد در این تالار مطالبی که موضوعات آزاد و متفرقه دارند وجود دارد بدیهیست که کنترل بر روی محتوای این تالار بیشتر خواهد بود

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-30-2012
bigbang آواتار ها
bigbang bigbang آنلاین نیست.
مدیر بخش مکانیک - ویندوز و رفع اشکال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 2,586
سپاسها: : 5,427

6,159 سپاس در 1,794 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

امروز سرم درد میکنه و بیخوابی دارم ولی خوابم نمیگیره چون چشمام درد میگیره !
دیشب شب امتحان یکی از دوستام بهم زنگ زد گفت محمد اینترنت داری گفتم آره ، گفت میتونی برام انتخاب واحد کنی من بهش گفتم من فردا امتحان دارم گرفتارم
خلاصه اصرار که من ترم آخرم هست و این داستانها
آقا رفتیم تو سایت دیدم حضرت والا پیغام تو زمان بندی ثبت نام رو ندیده !
زمان انتخاب واحد از 10 ام به 13 ام منتقل شد
حالا ما رفتیم مرام بزاریم اینطوری شد
اینقدر دیشب اعصابم خورد شد که نگو تا 2 نصفه شب خوابم نبرد
ساعت 6 هم بلند شدم به درس خوندن چون تموم نکرده بودم
خلاصه خواب مرگ شدیم ولی سر جلسه کلمون کار کرد و شرمندمون نکرد
الان 13 ام بهم زنگ بزنه بگه انتخاب واحد من میدونم و این !
__________________

احد،صمد، قاهر، صادق ...
عاشقشم

لا تقنطوا من رحمة الله

هیچ چیز تجربه نمیشه اینو یادت باشه !!
ترفند هایی براي ويندوز 7


عیب یابی سخت افزاری سیستم در کسری از دقیقه

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از bigbang به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #2  
قدیمی 02-05-2012
bigbang آواتار ها
bigbang bigbang آنلاین نیست.
مدیر بخش مکانیک - ویندوز و رفع اشکال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 2,586
سپاسها: : 5,427

6,159 سپاس در 1,794 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مدتها هست که اینجا نیومدم ظاهراً من نباشم این تاپیک هم سوت و کوره
گذشته از اینها در طول این چند روز تمامی هم و غم ما شروع ترم جدید و انتخاب واحد و اینجور داستان ها هست چرا همیشه موقع انتخاب واحد دانشجو باید تا حد مرگ استرس داشته باشه مثلاً من میخواستم آز ارتعاشات بردارم 4 نفر بیشتر جا نداشت و فقط شانس آوردم که تونستم بردارم ! چون دوستام نتونستن بردارن امتحانام که 2 2 تا یک روز شده اصلاً افتضاح اما من پوستم کلفته این چیزها برام بت نیست که نتونم از پسش بر بیام چیزی که منو آزار داد دورویی بعضی از به اصطلاح دوستام بود که مثلاً برای یک درس کتاب با هم شریکی تهیه کرده بودند و به صورت جمعی نشستن مطالعه کردن و هر وقت من به هر کدومشون زنگ میزدم میگفتن وقت نداریم و ولش کن از این جور داستان ها موقع امتحان که شد تازه فهمیدم اینا بهم دروغ گفتن و نشستن با هم درس خوندن خلاصه امتحان دادیم و الحمدالله من تو همون درس نمره اول کلاس شدم
خدای جای حق نشسته ، و حق آدمهای نامرد رو میزاره کف دستشون
مثلاً به من میگفتین بیام باهاتون درس بخونم چی میشد ؟ این دیگه چه کاری بود ؟
بعضی ها به خاطر نمره دست به کارهایی میزنن که گاهی اوقات از دانشجو بودن خودش هم خجالت میکشه انگار نه انگار 20 سالشونه مثل بچه های 5 ساله یک حرکتهایی میکنند آدم اعصابش خورد میشه نمونه اش یکی از بچه ها رفته پیش یکی از استادا پشت سرم صفحه گذاشت که فلانی پشت سر شما صحبت میکنه میگه این استاد اصلاً خوب نیست و از این حرفا ، خوب شد من اون استاد و دیدم باهاش صحبت کردم وگرنه اگه طرف توجیه نمیشد معلوم نبود چه بلایی سرم میومد
هنوزم نفهمیدم کی بود رفت پشت سرم صحبت کرد ولی میدونم الان دیگه جرات این کارو نداره چون میدونه دنبالشم .
__________________

احد،صمد، قاهر، صادق ...
عاشقشم

لا تقنطوا من رحمة الله

هیچ چیز تجربه نمیشه اینو یادت باشه !!
ترفند هایی براي ويندوز 7


عیب یابی سخت افزاری سیستم در کسری از دقیقه

پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از bigbang سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #3  
قدیمی 02-05-2012
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ای کاش میشد روحمونم جراحی کنیم
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از رزیتا سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #4  
قدیمی 02-06-2012
shokofe آواتار ها
shokofe shokofe آنلاین نیست.
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان

 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681

5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رزیتا نمایش پست ها
ای کاش میشد روحمونم جراحی کنیم
هی ...........
حکمتی هست به ما میگن لنگه؟؟؟؟؟؟
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از shokofe سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #5  
قدیمی 02-06-2012
امیر عباس انصاری آواتار ها
امیر عباس انصاری امیر عباس انصاری آنلاین نیست.
مسئول ارشد سایت ناظر و مدیر بخش موبایل

 
تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: تهرانپارس
نوشته ها: 8,211
سپاسها: : 8,720

6,357 سپاس در 1,362 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مهمترین = دیشب پی سی نیومدم امروز عذاب وجدان نداشتم!!
هروقت بیام فروم عذاب وجدان دارم
این کاربران چه گناهی کردند باید پستهای پرپر شده ما رو بخونند؟
__________________
This city is afraid of me
I have seen its true face
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از امیر عباس انصاری سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #6  
قدیمی 02-09-2012
bigbang آواتار ها
bigbang bigbang آنلاین نیست.
مدیر بخش مکانیک - ویندوز و رفع اشکال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 2,586
سپاسها: : 5,427

6,159 سپاس در 1,794 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ارشد ثبت نام کردم هیچی هم براش نخوندم و مطمئنم وقتی برم سر جلسه هیچ سوالی رو هم پاسخ نمیدم همینجور عین اشکل ها باید سر جلسه بشینم الانم حالت خواب آلودیگی دارم ولی دراز میکشم خوابم نمیبره !
آخ که چقدر بچه بودم خواب برام لذت بخش بود هر دفعه که میخوابیدم تا 4 ، 5 ساعت بعد از بیدار شدنم هیچچی از شرایط قبل از خواب و پیش رو یادم نمیومد
ولی الان آدم باید نگران همه چی باشه
ولی پوست کلفت من باعث میشه بیشتر قاطی کنم و پشت هر مشکلی رو به زمین بزنم !تو رو خدا زودتر تموم شو لیسانس و فوق جون بیا پیشم !
آخ چه حالی میده وقتی تو پسر خوب بابا ، مامانت باشی مقالت تو مجله های علمی چاپ بشه آدم حسابت کنن برای یک بار هم که شده همچین تو این زندگی حال کنی !
یه دوست دارم ترکمنه اسمش دانیال هست 2، 3 سه تا دوست داره از او دوستا
کلاً بیکار نیست همش شارژ ایرانسل و اس ام اس از این جور برنامه ها
دیوانه هست وقتش و تلف میکنه هر چند اون هم فکر میکنه من دیوانه ام
ولی من یه روز مرد بزرگی میشم اینو میدونم !
اصلاً رو پیشونیم نوشته شده ! جایزه هام منتظرن بیام بگیرمشون ، وای خدا چرا من نمیتونم مثل دوستام درس بخونم ! آخ بدم میاد از این وضعیت حالا 23 ام باید بیام برم کارت ورود به جلسه از این جور داستان ها ! اصلاً نمیخوام حتی برم سر جلسه به نظرم کار احمقانه ای هست وقتی آمادگی نداری بری خودتو تست کنی فقط باعث سرافکندگیت میشه !
ولی باکی نیست من کارمو انجام میدم هر طوری باشه بلاخره راهشو پیدا میکنم دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره
__________________

احد،صمد، قاهر، صادق ...
عاشقشم

لا تقنطوا من رحمة الله

هیچ چیز تجربه نمیشه اینو یادت باشه !!
ترفند هایی براي ويندوز 7


عیب یابی سخت افزاری سیستم در کسری از دقیقه

پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 02-09-2012
Afsaneh_roj آواتار ها
Afsaneh_roj Afsaneh_roj آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 636
سپاسها: : 6,774

4,753 سپاس در 854 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Afsaneh_roj به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

اینکه امروز ظهر زدم بیرون از خونه .. موقع برگشتن 100مترمونده به کوچمون تو یه ترافیک گیر کردم که بیا و ببین . داشتم از حرص سکته می کردم .. برای افتتاح یه مکان . آذین بندی می کردن . چهار طرف یه چهار راه ترافیک بود وحشتناک .. با عصبانیت بهشون گفتم که دارین این شاهکار رو انجام می دین یه فیلم هم از این ترافیکی که به وجود آوردین بگیرید بفرستید برای صدا و سیما ... با کمال پر رویی می گن این هم فکر خوبیه ... عصری رفتم بیرون یکیشون اونجا بود بهش میگم خسته نباشید از کار عجیبتون . میذاشتید برای یه ساعت خلوت .. با نیش خندی میگه نمی شد فردا باید افتضاحش می کردن ( افتتاح ) من هم دیدم خودشون هم دل خوشی از این کار نداشتن بیچاره ها مجبور بودن ...
__________________


ویرایش توسط Afsaneh_roj : 02-10-2012 در ساعت 09:18 AM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از Afsaneh_roj به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #8  
قدیمی 02-16-2012
bigbang آواتار ها
bigbang bigbang آنلاین نیست.
مدیر بخش مکانیک - ویندوز و رفع اشکال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 2,586
سپاسها: : 5,427

6,159 سپاس در 1,794 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

امروز هم یک روز دیگه از روزهای خدا بود
من امروز یاد گرفتم که برای پرواز نیاز به بال داری و بال زمانی در میاد که سعی داشته برای پرواز کردن
یک متفکری میگفت هیچوقت به گذشته به چشم حسرت نگاه نکن بلکه همیشه گذشته رو چراغی بدون برای آینده .
مرد زمانی ، مرد میشه که سرد و گرم رو بچشه
من مجاهدم خونم و جانم برای خداست من قربانی خدا هستم نمیدونم کی لیاقت پیدا میکنم تا قربانی خدا بشم و نمیدونم کی لیاقت پیدا میکنم تا خون بهای من خدا باشه
اما تا لحظه ای که خون در رگهام جریان داره دست از علاقه ام به این مسیر برنمیدارم
من راهم رو انتخاب کردم و هیچوقت راهم رو عوض نمیکنم
راه من راه راهی هست که منتهی میشه به خدا . شاید گاهی اوقات به بیراهه برم ولی میدونم خدا منو دوست داره من هم خدا رو دوست دارم
من خدا رو دوست دارم اگر بگه برای من خودت رو ضایع کن اگر بگه برای من خودت رو کوچیک کن اگر بگه برای من جانت رو بده من باید این کار رو بکنم
گناه ، گناه هست ، چپ و راست و بالا و پایین نمیشناسه
خدا با پیغمبر خودش هم شوخی نداره وقتی میگه اگر در ابلاغ وحی من کوتاهی کنی
یا اگر به حرف مشرکان گوش بدی مجازات خواهی شد
خدا گفته این حد من هست از حد من تجاوز نکنید شاید گاهی اوقات دست به کارهای احمقانه بزنم اما خدا میدونه با تمام وجو دوستش دارم و براش حاضرم جونم رو بدم
چه بسیار قول و وعده هایی که زیرش رو زدم و چه بسیار خلف وعده هایی که تا همین نزدیکی کردم ولی خدایا امشب شب جمعه هست
جمعه روزی که به دنیا اومدم
جمعه صبح پس وقتی در گوشم اذان گفتند
اسمم رو محمد گذاشتند
خدایا من تو رو ناامید نمیکنم ، به من فرصت پرواز بده تا بهت نشون بدم چه پرنده ای هستم تا بهت نشون بدم سر جانم حاضرم چه قماری بکنم
جانم ، نفسم ، تنم ، زندگیم متعلق به توست
برای تو تلاش میکنم ، برای تو میجنگم ، برای تو از همه چیز میبرم
توی مولای منی خدای عزیز
__________________

احد،صمد، قاهر، صادق ...
عاشقشم

لا تقنطوا من رحمة الله

هیچ چیز تجربه نمیشه اینو یادت باشه !!
ترفند هایی براي ويندوز 7


عیب یابی سخت افزاری سیستم در کسری از دقیقه


ویرایش توسط bigbang : 02-16-2012 در ساعت 08:24 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از bigbang به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #9  
قدیمی 02-18-2012
bigbang آواتار ها
bigbang bigbang آنلاین نیست.
مدیر بخش مکانیک - ویندوز و رفع اشکال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 2,586
سپاسها: : 5,427

6,159 سپاس در 1,794 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

امروز مهمترین اتفاقی که افتاد برام این بود که مادرم از مسافرت برگشت
دلم براش تنگ شده بود رفتم مادرمم بغل کنم مادرم گفت بد هست بزرگ شدی دیگه
هیچی ضایع شدم ! بعد خونه اومد بوسم کرد گفت جلو دوستام بد بود
گفتم باشه
فردا آزمایشگاه دارم صبح ساعت 8 امتحانام همه لب مرزی این ترم تموم بشه به سلامتی ترم بعد دیگه انشاءالله فارق از تحصیل بشیم بریم هر چند من یاد گرفتم وقتی میرم دانشگاه نه زیاد امیدوار باشم و نه زیاد ناامید
پس نمیتونم با اطمینان چیزی بگم ولی زحمتمو مییکشم دیگه
حامد هم دیدم خیلی خوشحال شدم
حامد مشهدی
چطوری مشتی
__________________

احد،صمد، قاهر، صادق ...
عاشقشم

لا تقنطوا من رحمة الله

هیچ چیز تجربه نمیشه اینو یادت باشه !!
ترفند هایی براي ويندوز 7


عیب یابی سخت افزاری سیستم در کسری از دقیقه

پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از bigbang سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #10  
قدیمی 02-19-2012
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

امروز با یکی از دوستام رفتیم دانشگاه آزاد یه کاری داشتیم، دخترش همسن پویانه، قبل از اینکه از خونه برم بیرون تماس گرفتو گفت حتما پویانو با خودت بیار، گفتم کار اشتباهیه هردوشون با هم غیر قابل کنترلن گفت نه تورو خدا بیارش من هردوشونو کنترل میکنم
چشمتون روز بد نبینه، دو تایی تو ماشین یه آتیشی سوزوندن که بیا و ببین، پویان که خودشو گرفته بود و پشت کرده بود به دختر مردم و محلشو نمیزاشت "قبلا دو سه ماه پیش یک بار دیگه همدیگه رو دیده بودن و پویان هنوز یادش بود که اون اسباب بازیشو پرت کرده و گازشم گرفته" اونم از حرصش لباس پویانو میکشید که باید برگردی به من نگاه کنی، بماند که تا رسیدن به دانشگاه تو اون هوای بارونی و خیابون شلوغ چی کشیدم از دست آقا پویان، به دانشگاه که رسیدیم مونده بودیم بچه ها رو چطوری زیر بارون ببریم تو دانشگاه آخه هیچ کدوممون چتر همرامون نبود " یه مسافت تقریبا طولانیه از دم در تا ساختمان اصلی" ماشینمونم مجوز ورود نداشت به محض اینکه به در ورودی نزدیک میشدیم، میله رو میاوردن پایین "فکر کنم با دوربین مجوز ورودو چک میکردن کسی دم در نبود خواهش کنیم به خاطر بچه ها اجازه بگیریمو با ماشین وارد بشیم" خلاصه یه نیم ساعتی تو ماشین با این دو تا وروجک لجباز نشستیم تا بارون بند بیاد، تا از ماشین پیاده شدیم دوتایی با هم داد میزدن ساندویچ میخواییم خیلی عجله داشتیم، کلی هم اونجا معطل شدیم تا این دوتا بالاخره تصمیم گرفتن چی میخورن، برای کار مهمی رفته بودیم هردومونم باید حضور می داشتیم، البته حضور من الزامی تر بود، خلاصه براشون ساندویچ گرفتیمو چون عجله داشتیم قرار شد ساندویچشونو تو دانشگاه بخورن
رفتیم سالن مطالعه خواهران مطالعه که چه عرض کنم اولش گفتیم بابا زشته دارن مطالعه میکنن بچه ها سرو صدا میکنن و میندازنمون بیرون ولی بعدش که وارد شدیم دیدیم نه بابا اینجورام نیست دوستم طفلک مجبور شد همونجا بمونه با بچه ها و من تنهایی برمو کارارو انجام بدم، آقا پویان هم خیلی منت گذاشتنو دنبال مامان جونشون گریه نکردنو موند پیش خاله جون "چون براش ساندویچ گرفته بود" موقع برگشتن کی میتونست پویانو بگیره، باور کنید از ساختمان اصلی تا دم در دانشگاه من دنبالش دویدم نتونستم بگیرمش، آخرشم خودش وایساد گفت دیگه دلم برات سوخته تموم لباس منو خودش خیس آب شده بود از بس عمدا توی چاله های آب که بر اثر بارون ایجاد شده بود می پرید، تا وقتی که دوتاییشونو سوار ماشین کردیم اشک من یکی دراومد، هنوز که یادم میفته دندونامو رو هم فشار میدم، وقتی هم که رسیدم دم در خونه پیاده نمیشد که میگفت خیلی خوش گذشته نمیخوام برم خونه
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری

ویرایش توسط رزیتا : 02-19-2012 در ساعت 01:05 AM
پاسخ با نقل قول
6 کاربر زیر از رزیتا سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 05:57 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها