نیلوفر خانوم تولدتون رو تبریک می گم بهتون و دیگه همونایی که شروین گفت رو منم میگم
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...
سلام نیلوفر خانم
تولدتان مبارک.انشالله 100 سال دیگه هم سلامت و تندرست به زندگی ادامه بدید.
عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست
و چون برف ذوب شدن به غم هاي دوست
دوست خوبم تولدت مبارك
__________________
شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست
آن یکی میگوید شاید این رفع بلاست !
دل من سخت شکست ... هیچ کس هیچ نگفت .... غصه ام را نشنید !
از خودم میپرسم : ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود ؟