بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 11-21-2009
Hiwa آواتار ها
Hiwa Hiwa آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 726
سپاسها: : 0

105 سپاس در 86 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

من اگر روح پريشان دارم
من اگرغصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو وعشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگرنفسم ميگيرد
آرزو در دل من متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس جان مرا مي گيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لبخندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
__________________
هـمیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است !


نگاه کن ، نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ!


چه سنگبارانی...


گیرم گریختی همه عمر،کجا پناه بری ؟!


" خانه خدا سنگ است "
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از Hiwa به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #2  
قدیمی 03-03-2010
Setare آواتار ها
Setare Setare آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
نوشته ها: 2,007
سپاسها: : 926

875 سپاس در 242 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

و صدای سردو یخ زده...که در سکوت پایان جملاتت گم می شود و قلب زخم خورده ...
حتی صدای در هم شکستنش را می شنوم آنگاه که تصور می کنم تو...او...
در دستی که پیاپی به آن چنگ می زند و دردی که سراسر وجودم را فرا می گیرد...
و قاه قاه دیگران و هق هق گریه های من به تیر می کشد روح پاره پاره ام را...
کاش می دانستی که چه زجری می کشم وقتی به نبودنت می اندیشم ...چه زجری می کشم آنگاه که از پس خنده ها و بوسه های شبانه ات دور شدن تدریجی ات را نظاره می کنم!
سهم من نبود آنچه از آن تو بود...
شایسته ندانستی روح کودکانه ام مهمان کالبد سبزت گردد...
هر از گاهی نگاهم گم می شود در کوچه پس کوچه های آشناییمان...
نرم نرمک با قدمت هایت به سراچه ذهن کودکانه ام قدم گذاشتی و شب هایم را به صبح بدل کردی...
عطر خاطرات شیرینت مسحورم می کند. مست می شوم از بوی خوش لحظه های با تو بودن...
گرمای دستانت هنوز هم آرامش بخش شبهای زمستانی ام است...
چه حقیرانه در پستوی ذهنت گم شدم !چنان خاک گرفته ام گوی هزار سال است که در پس خاطراتت مدفون شده ام...
و چقدر زود طفل کوچک عشقم به پیری گرایید...
و چقدر زود پایان یک ابتدا فرارسید...
n.kalhori( Asterah)
11/12/88
__________________
من ندانم که کیم
من فقط میدانم
که تویی
شاه بیت غزل زندگیم...
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از Setare به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 10:27 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها