بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 03-30-2012
ترنم آواتار ها
ترنم ترنم آنلاین نیست.
ناظر و مدیر تالارهای آزاد

 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641

11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دَر مـــــن

کـــوچـه هـایـی اســت کـه بـا تـــــو

سَـــفـر هـایـی اســت کـه بـا تـــــو

روزهــایـی اســت کـه بـا تـــــو

شَـــب هـایـی اســت کـه بـا تـــــو

عـــاشـقـانـه هـایـی اســت کـه بـا تـــــو . . .

نَــگـشـتـه ام

نَــرفـتـه ام

سَـــر نــکـرده ام

آرام نــیـافـتـه ام

نـَـگـفـتـه ام . . .

مــی بـیـنـی چـــقـدر بـا تـــــو کـار دارم؟؟؟

زودتـــر بـیــــا /.
__________________
.
.
.
.
.
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ترنم به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #2  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خسته ام میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن و عشق.
خسته از حس غریبانه این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
همه عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را میفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه میدانم از،
حس پروانه شدن؟!
من چه میدانم گل،
عشق را میفهمد؟
یا فقط دلبریش را بلد است؟!
من چه میدانم شمع،
واپسین لحظه مرگ،
حسرت زندگیش پروانه است؟
یا هراسان شده از فاجعه نیست شدن؟!
به خدا من همه را لاف زدم!!
بخدا من همه عمر به عشاق حسادت کردم!!
باختم من همه عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همه عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
باختم من همه عمر دلم را،
به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
بخدا لاف زدم،
من نمیدانم عشق،
رنگ سرخ است؟!
آبیست؟!
یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
عشق را در طرف کودکیم،
خواب دیدم یکبار!
خواستم صادق و عاشق باشم!
خواستم مست شقایق باشم!
خواستم غرق شوم،
در شط مهر و وفا
اما حیف،
حس من کوچک بود.
یا که شاید مغلوب،
پیش زیبایی ها!!
بخدا خسته شدم،
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید.
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
شاید عاشق بشوم

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از مهربان جون به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #3  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کسی نیست مرادریابد...
چه کسی میفهمد؟
دردلم رازی هست؟
میسپارم آن را
به خیال وشب وتنهایی خود
به کدامین انسان؟
به کدامین مخلوق؟
توبگو هست کسی؟
تاکه مرا دریابد؟
چه طنین انگیزاست
تق تق پای خیالم که به دیباچه ی فردا،
به خدا میراند
وچه زیباست نیازمن وناز
دل بی تاب من وخاطره ای پراحساس
ولی افسوس که در راه دلم گم گشته
توبه من میخندی
ومن ازخنده ی تو
میفهمم
که کسی نیست مرا دریابد
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان
در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام
میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را…
میدانم که کسی صدای مرا نمیشنود ، اما چاره نیست باید سکوت این لحظه ها را با فریادی بی صدا شکست .
همدلی نیست اینجا که با دل همنشین شود ، همدردی نیست که با قلبم همدرد شود ، همنفسی نیست که به عشقش نفس بکشم.
سکوت ، سکوتی در اعماق یک قلب بی طاقت ، مثل این دلشکسته که به امید طلوعی دوباره ، امشب را تا سحر بیدار نشسته .
دیگر صدای تیک تیک ساعت نیز بیصداست ، زمان همچنان میگذرد اما خیلی کند!
انگار عاشق این لحظه هاست ، با ما نامهربان است ، دوست دارد لحظه های تنهایی را.
خواستم همزبانم دل تنهایم باشد ، انگار که این دل نیز در حسرت روزهای عاشقیست!
و تنها سکوت در فضای دلگیر خانه ، حس میکنم بیشتر از هر زمان بی کسی را .
قطره ای اشک در چشمانم حلقه زد ، بغض گلویم شکست ، و اینبار چند لحظه ای سکوت با صدای گریه هایم شکست.
اشکهایم تمام شد ، دوباره آرام شدم ، سکوت آمد و دوباره آن لحظه ی تلخ تکرار شد.
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مترسك انقدر دست هايت را باز نكن.....

كسي تو را در آغوش نميگيرد....

ايستادگي هميشه تنهايي دارد

پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند ، رنگ عوض میکنند
با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 03-30-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

‎یک نفر کنار جاده..............توی دلواپسی مونده مثل من تنها و خسته...........در غم بیکسی مونده تو کویر ناتوانی................ یک نفر پا نمیذاره دل من به راه هجران......... روز و شب در انتظاره توی دشت زندگانی...........بسکه بی آبی زیاده گل باغ آرزو را..................باغبان آبش نداده از نوای بی نوایی........... تار دل ز هم گسسته سنگ فقر و ناتوانی.......شیشه دلها شکسته
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از مهربان جون به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #8  
قدیمی 03-31-2012
ترنم آواتار ها
ترنم ترنم آنلاین نیست.
ناظر و مدیر تالارهای آزاد

 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641

11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

یك...

دو....

سه....

چندین و چند

...هر چقدر می شمارم خوابم نمی برد

من این ستاره های خیالی را

كه از سقف اتاقم

تا بینهایت خاطرات تو جاری است
....
یادش بخیر

وقتی بودی

نیازی به شمردن ستاره ها نبود

اصلا یادم نیست

ستاره ای بود یا نبود

هر چه بود شیرین بود

حتی بی خوابی بدون شمردن ستاره ها.
__________________
.
.
.
.
.
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 04-02-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

پرسید بخاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم
داد بزنم : به خاطر تو
بهش گفتم: بخاطر هیچ کس
پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟
با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو
با یک بغض غمگین
گفتم : به خاطر هیچ چیز
ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟
در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود

گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از مهربان جون به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #10  
قدیمی 04-02-2012
مهربان جون آواتار ها
مهربان جون مهربان جون آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
محل سکونت: کاشمر
نوشته ها: 56
سپاسها: : 133

175 سپاس در 52 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تو را چه به فرهاد ؟
یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی !
تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار من باورتـــــــ می کنم.

پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از مهربان جون سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:47 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها