بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 12-24-2010
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چه زود ازبودن کنارمان خسته شدی

چه زود در میان خاطرات محو شدی

چه زود شمع های وجودت خاموش گشتند

چه زود و چه زودتر به باد فراموشی سپرده شدی
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از رزیتا به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #2  
قدیمی 12-24-2010
shobeyr آواتار ها
shobeyr shobeyr آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 6
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ساقي بجام عدل بده باده تا كدا
غيرت نياورد كه جهان بربلا كند
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 12-24-2010
yad آواتار ها
yad yad آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: خراب آباد
نوشته ها: 1,032
سپاسها: : 577

868 سپاس در 544 نوشته ایشان در یکماه اخیر
yad به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

گاهی که دلتنگ می شدم ..


می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !


چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم ..!


از اینکه احساس می کنم " شــــاعــــــر" شده ام !..

امشب که دلم شعر نمیخواهد چه کنم ؟


از دلتنگی ات "دیـــــــوانــــه" شده ام ...!!

پیشنهاد بهتری داری ؟؟؟

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از yad به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #4  
قدیمی 12-29-2010
ابریشم آواتار ها
ابریشم ابریشم آنلاین نیست.
کاربر فعال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 7,323
سپاسها: : 9

155 سپاس در 150 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نام تو را آورده ام دارم عبادت می كنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می كنم

دستت به دست دیگری از این گذشته كار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می كنم

گفتی دلم را بعد از این دست كس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می كنم

رفتم كنار پنجره دیدم تو را با ،،،،، بگذریم
چیزی ندیدم ، این چنین دارم رعایت می كنم

من عاشق چشم توام ، تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می كنم

تو التماسم می كنی جوری فراموشت كنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می كنم

گفتی محبت كن برو ، باشد خداحافظ ولی
رفتم كه تو باور كنی دارم محبت می كنم ...
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ابریشم به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #5  
قدیمی 12-29-2010
yad آواتار ها
yad yad آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: خراب آباد
نوشته ها: 1,032
سپاسها: : 577

868 سپاس در 544 نوشته ایشان در یکماه اخیر
yad به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

یه یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را
که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را

بخوان با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را

به دست آور دل من را چکارک با دل مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را

دلیل دل خوشی هایم... چه بغرنج است دنیایم
چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را

بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم
که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر!
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از yad به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #6  
قدیمی 12-31-2010
yad آواتار ها
yad yad آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: خراب آباد
نوشته ها: 1,032
سپاسها: : 577

868 سپاس در 544 نوشته ایشان در یکماه اخیر
yad به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

ابرای پاییزی ابرای پاییزی دلگیر من
جوونترای چهره ی پیر من
چشمای من بی خبرای ساده
منتظرای دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن
با مژه هاتون به کجا پل زدن
کاش بدونید که دارم هنوزم
از اشتباه قبلیتون می سوزم
با این که هیچ کس نیومد پیش من
شب زده ها چشمای درویش من
تنها نبودند حتی یک دقیقه
با تنهایی که بهترین رفیقه
از بس گوششون دادم همشون رو حفظم...

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از yad به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #7  
قدیمی 01-02-2011
واران آواتار ها
واران واران آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: شهر خوبان/كرمانشاه
نوشته ها: 99
سپاسها: : 0

9 سپاس در 9 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دلم گرفته و میخواهم آسمان باشم
و یا هر آنچه ببارد بگو همان باشم
به این نتیجه رسیدم که قسمتم اینست
چهار فصل پیاپی فقط خزان باشم
شبی کنار خودم در سکوت میمیرم
شبی که خسته یک عمر امتحان باشم
سرم به شانه دیوار آرزو بند است
نشد که یک شب از این غصه در امان باشم
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از واران به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #8  
قدیمی 01-08-2011
yad آواتار ها
yad yad آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: خراب آباد
نوشته ها: 1,032
سپاسها: : 577

868 سپاس در 544 نوشته ایشان در یکماه اخیر
yad به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


وقتی که تنهایم
بیشتر خنده ام می گیرد
به تلخی دو دست قایق صفتم
که گاهی برای لبان تشنه ام
دایه
و زمانی برای گناهانم
ضامن
و کنون که می خواهند
تنگي شوند برای ماهی قرمز
درزهاشان
قطره قطره
از دست می دهد آب
و یقین مدتی بعد
لمس خواهند کرد تنی بی جان

توباور نکن،خبر نکن

تنگي شکست
که من
خنده ام می گیرد به تلخی دودست! ...
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از yad به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #9  
قدیمی 01-08-2011
واران آواتار ها
واران واران آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: شهر خوبان/كرمانشاه
نوشته ها: 99
سپاسها: : 0

9 سپاس در 9 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دلم گرفته و می خواهم آسمان باشم
ویا هر آنچه ببارد بگو همان باشم
چه سر نوشت بدی دارم،عادتم دادند
چهار فصل پیاپی فقط خزان باشم
سرم به شانه دیوار آرزو بند است
ولی چه فایده وقتی که نردبان باشم
به این نتیجه رسیدم که قسمتم این است
همیشه جای خودم فکر دیگران باشم
دلی شکسته و چشمان خیس و تنهایی
چگونه داشته باشم و شادمان باشم؟
کجاست دست تو؟در دست کیست؟بی خبرم
نشد که یک شب از این غصه در امان باشم
چه عیب دارد اگر دلخوشم به مشتی شعر
نخواستم همه ی عمر فکر نان باشم
شبی کنار خودم در سکوت می میرم
شبی که خسته یک عمر امتحان باشم
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از واران به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #10  
قدیمی 01-12-2011
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم
نمی مانم به يکجا بی قرارم

سفر يعنی من و گستاخی من
هميشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و ناديده ديدن
به پرسش های بی پاسخ رسيدن

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست

همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست در انتظار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می یایم خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست

اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی حصار بی حصارمكجاي اين شب تيره
بياويزم بياويزم
قباي ژنده خودرا
قباي ژنده خودرا
__________________
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از SonBol به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:13 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها