بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چای تلخ

من و تو دنیا رو آفتابی می خواستیم عسلک
پیرهنای مشنیققو آبی می خواستیم عسلک
من و تو ماهی نبودیم مثه اون قصه ی ناب
تنها این شبا رو مهتابی می خواستیم عسلک
همه ی سهم ما از دنیا همین بود عسلک
سایه ی ستاره هم ستاره چینبود عسلک
اما بین چشمای مرده و مات آدما
برق چشمای ما آفتابی ترین بود عسلک
سهم من از چش تو چن تا زل بود؟ عسلک
آخر چن تا غزل اسم عسل بود ؟ عسلک
حال جرم ما چیه ؟ بگو به من بگو به من
بگو همبند غزلساز همیشه خوبه من
بگو پروانه ی ما صید کدوم ثانیه شد ؟
بگو کی سر می زنه خورشیدت از غروبه من ؟
عسلک ! گاهی خیالت من رو غمگین می کنه
اسب بالدار ترانه رو برام زین می کنه
اسم تو یه طعمی داره مثه شیرینی عشق
چای تلخ لحظه م رو اسم توشیرین می کنه
سهم من از چش تو چن تا زل بود؟ عسلک
آخر چن تا غزل اسم عسل بود ؟ عسلک
__________________
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خبر

توی شهر بی ستاره ‚ رادیو حرفی نداره
کوچه هاش توی زمستون یه آدم برفی نداره
توی شهر بی ستاره ‚ آخر شاهنامه خوش نیست
دروغاش لحظه به لحظه س ثانیه ش دقیقه کش نیست
زمین دیگه جا نداره خبر چه زود کهنه می شه
شاملو دیگه پا نداره خبر چه زود کهنه می شه
خفاش شب رو دار زدن خبر چه زود کهنه می شه
زمزمه رو هوار زدن خبر چه زود کهنه می شه
یه مرد خسته بچه ش رو فروخته به هزار تومن
چه زود فرامووش می کنیم این خبرا رو تو و من
مدتیه قاصدکا جا می مونن پشت شیشه
تو قارقار چهل کلاغ خبر چه زود کهنه میشه
تو این شبای شیشه ای قحطی تیرکمون شده
جعبه ی جادو واسه مون تنها خبر رسون شده
ای شنوندگان کر !‌ گوش بکنین به این خر
خوب می دونیم هیچ خبری به گوشتون نکرد اثر
ستاد جمع آوری گدا تو رادیو می گه
که بعد از این تو کوچه ها گدا نمی بینین دیگه
گدا ها رو جمع می کنن مثل زباله از گذر
گدایی پیدا نمیشه تو شهر آدمای کر
گدایی پیدانمی شه خبر چه زود کهنه می شه
چتر اوزون وا نمیشه خبر چه زود کهنه می شه
خودکشی یه پیر مرد خبر چه زود کهنه می شه
خزون گرم ‚ بهار سرد خبر چه زود کهنه می شه
تو شهر تنها سجلد نشون آدمیته
هر کی شناسنامه نداشت اسباب درد و زحمته
گدا ها اسمی ندارن ‚ کنار گودن همیشه
فرهاد یه عمر سکته خبر چه زود کهنه می شه
تو این شبای شیشه ای قحطی تیرکمون شده
جعبه ی جادو واسه مون تنها خبر رسون شده
__________________
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

یه روز میاد که روز بیاد

چه خالیه چه خایله حفره ی این حنجره ها
چه تخته کوب پلکای بسته ی این پنجره ها
چه بی صدا ‚ چه بی صدا می گذرن این ثانیه ها
دخترک شکن شکن ! سراغ بغض ما با
یواش یواش داریم به این سیاهی عادت می کنیم
تو سفره های خالی مون قاشق رو قسمت می کنیم
نه سکوت علامت رضایته
نه شکایت از سیاهی راحته
هنوز یه دیوارامونه تفنگای پدر بزرگ
اما کسی دل نداره بره پی شکار گرگ
یه روز میاد که روز بیاد دنیا رو هاشور بزنه
این روزای دروغی رو با یه شاره بشکنه
یه روز میاد که کوچه مون پر بشه از عبور نور
فواره ها قد بکشن از وسط حوض بلور
نه سکوت علمت رضایته
نه شکایت از سیاهی راحته
__________________
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

سکه ی شب

ونور سکه ی شب سیاهتر از اینورشیه
میرسم آخر خط اما بازم اولشه
شیر یا خط فایده نداره ‚‌ نقش بازنده منم
باید این سکه ی رو سیاه رو بشکنم
بیا تا بیفتن از سکه شبای رو سیاه
بیا تا آشتی کنن پلنگا به هلال ماه
چه ترانه خوش صداس وقتی تو هستی ‚ نازنین
قد کشیدن من رو تو سایه ی تبر ببین
باید از عطر ترانه پرو بشه شهر سرود
نازنین !‌ حس ترانه سازم از عطر تو بود
تو باید باشی تا من پل بزنم به کهکشون
تو باید باشی تا سکت نشه این ترانه خون
نگو دیره ‚ خوب من !‌ فاصله مون یه دل دله
با یه گوشه چشم تو طلسم دیوا باطله
چه ترانه خوش صداس وقتی تو هستی نازنین
قد کشیدن من رو تو سایه تبر ببین
__________________
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

همزاد
از تو خوندن واسه من تسکین
تو یه همنفسی توی این تنهایی
وقتی نیستی دل من غمگین
منیه رودخونه ام تو مثه دریایی
بی تو بازم از تو خوندم از تو همیشه
تو صدای من رو توی شب شنیدی
گفتم : توی دنیا هیشکی مثل تو نمیشه
تو به حرفای من دوباره خندیدی
تنها ! تنها !‌ بی تو تنها موندم
بیا تا دوباره من و تو ما باشیم
بی تو ! بی تو !‌ پر پروازم نیست
من و تو مثه دو کبوتریم چرا تنها باشیم ؟
همزاد قصه های من ! با تو صد تا ترانه ام
بی خورشید نگاه تو دل می میره
برگرد از عمق فاصله ‚ پا روی جاده ها بذار
سرمای دستم رو بگیر فردا دیره
__________________
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چشمک

چشمک چراغ قرمز میگه شب هنوز بیداره
خیلی مونده تا خرسوخون ‚‌ سرت رو بدزد ستاره
چشمک چراغ قرمز میگه شب ترانه سوزه
هنوزم با نخو سوزن لبای عشق رو میدوزه
چشمک چراغ قرمز میگه از حادثه رد شو
توی این بازی وحشت چش گذاشتن بلند شو
غول این چراغ قرمز با چشای باز می خوابه
اسمش نیاز ترانه ! آخه اون پشت نقابه
آهای نقاب خط خطی !‌ بالای برج شب نشین
سردار سر شکسته رو تو اینه ی صدام ببین
تا کی می خوای قایم بشی پشت تبسم نقاب ؟
صورتت رونشون بده !‌ قرمز برگای کتاب
نسل بی حافظه ی من ! نسل تن داده به تکرار
تو شب سیاه قصه عینک دودیت رو بردار
نگو فردا رو باید ساخت بیا امروز رو بنا کن
مشتای پشت نقاب رو پیش چشم دنیا وا کن
خط سبز این حقیقت واسه اون خط و نشونه
توی دستای ترانه یه دونه تیر و کمونه
چراغ قرمز کوچه می شکنه با سنگ فریاد
صدای داد ستاره می پیچه تو شب بیداد
آهای نقاب خط خطی !‌ بالای برج شب نشین
سردار سر شکسته رو تو اینه ی صدام ببین
تا کی می خوای قایم بشی پشت تبسم نقاب ؟
صورتت رونشون بده !‌ قرمز برگای کتاب
__________________
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خسته

خسته ام از این من بی حنجره
خسته ام از پلک منگ پنجره
خسته ام از ظلمت این سایه سار
خسته ام از این همه چشم انتظار
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده
با تو از تو قصه گفتم نازنین
در شب قصه نخفتم نازنین
با تو باید بگذرم از این سکوت
من تو را از تو شنفتم نازنین
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده
باید از این اینه جاری شوم
من نباید در تو تکراری شوم
من به نه ! گفتن گذشتم از حصار
آه !‌ اگر دربند این آری! شوم
ای طلوع ناب هر ویرانکده
ای کلید قفل کور میکده
خسته ام از این تبار شب زده
خسته ام از مستی بی عربده
__________________
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

زیر خط نقطه چین
لحظه های با تو بودن ‚ یادمه صحنه به صحنه
رختی از ترانه دارم ‚‌ واسه این بغض برهنه
فاصله چن تا قدم بود ‚ نه هزار سال نوری
تو نخواستی که بمونی ‚ حالا نزدیکی و دوری
دوری اما پش رومی ‚ ای دلیل خوب تکرار
تویی عکس برگ آخر ‚ رو تن کبود دیوار
ای نفس ساز همیشه
با تو بی قفس ترینم
بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم
عطش ناب یه شعری ‚ تو تن حریض دفتر
غزل زخمی حافظ ‚ سط سرخ حرف آخر
یه طنین ناتمومی ‚ یه حضور ناسروده
منم آوازه ی طعم ‚ بوسه های ناربوده
چه پر آوازه سکوتت ‚ بعد ازاین همه ترانه
خط سیر یه حریقی ‚ از جرقه تا زبانه
ای نفس ساز همیشه
با تو بی قفس ترینم
بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم
__________________
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

آخرین آواز قو


قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
اینجوری خیلی بهتره ‚ هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من !‌ باید من رو جا بذاری
باید صدام رو تو شب ترانه تنها بذاری
بدون تو سایه ی من تنها نشونی منه
بغض ترانه ساز من کنار تو نمی شکنه
دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه ‚ آخرین آواز قو نیست
باید بری تا بتونم این شب رو نقاشی کنم
طعم گس نیشای این عقرب رو نقاشی کنم
باید بری !‌دوس ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوس ندارم دستای شب ‚ صورتت رو سیاه کنه
نه من من ‚ نه من تو ‚‌ تو این شبا ما نمیشه
عشق عظیم ما دوتا ‚ زیر یه سقف جا نمیشه
دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه ‚ آخرین آواز قو نیست
__________________
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 04-27-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

قصه ی عشق شب و روز


ننه خورشید یه پسر داشت ‚ ککلش رنگ طلا بود
چشماش از پولک آبی ‚ حنجره ش پر از صدا بود
ننه شب یه دخترک داشت پوستش از حریر مهتاب
تو چشاش صد تا ستاره گیسش از ابریشم ناب
دنبال دختر شب بود ‚ پسر عاشق خورشید
اما تو گردش تقویم ‚ اون رو یک لحظه نمی دید
گاهی می زد زیر آواز وقتی تنها می موندش
رو به تاریکی جاده با چشای باز می خوندش
هر جای قصه که باشی ‚ دلم از تو دور نمیشه
تنها جای امن دیدار وعده گاه گرگ و میشه
دختر شب قصه هاش رو تو دل خودش می خونه
تا سپیده گوش بهزنگ صدای پس می مونه
ننه شب می گه صدای دخترش یه جرم زشته
همیشه قصه ی نور رو دستای سایه نوشته
اما عمر قفل و زنجیر ‚ از قدیما بی دوومه
وقتی دخترک بخونه ‚ کار تاریکی تمومه
صداش رو به گوش خورشید می رسونه ! می روسنه
می خونه : مرد طلایی !‌ دلم از تو دور نمیشه
همه ی عمر من و تو بعد از این تو گرگ و میشه
__________________
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 09:01 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها