| شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد |

01-06-2012
|
 |
کاربر خيلی فعال  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,283
سپاسها: : 8,686
3,285 سپاس در 1,349 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
شمع و گل و پروانه - ایرج
شمع و گل و پروانه - ایرج
شمـــع و گل و پروانــه یــار و مــی و پیمانه
بنشسته اند از شادی در بزم من مستانه
مِی خنده زد در جامم دنیــابــود بـر کامم
برده بهار ای ساقی از دل قـرار ای ساقی
زان باده آتش گـــون جامی بیار ای ساقی
مِی خنده زد درجامم دنیــابــود بـر کامم
گر چه به لب خاموشم چون جام می در جوشم
هم رفتــه دل از دستم هم رفتــه از سر هوشم
رقـص گـل و پروانــه بین در گل رخ جانـانه بین
افسانه خوان مرغ چمن با نغمــه مستانه بین
بــزم چمـن زیبـا شد تا جشن گـل برپا شد
رقصی نشاط افزا کن گیتی نشـاط افزا شد
چون رود زبوی گلها به چمن زدل شکیبم
تو از آن رخ فریبــا چـه دهی دیگــــر فریبم
مرو از کنـــار من که تویی بهـــار من
شمــع و گـل و پروانــه همـــه جمعند
ای دوست بیا رحم به تنهایی ما کن
رقـص گـل و پروانـــه بین در گل رخ جانانه بین
افسانه خوان مرغ چمن با نغمه مستانه بین
شمـــع و گل و پروانــه یــار و مــی و پیمانه
بنشسته اند از شادی در بزم من مستانه
مِی خنده زد در جامم دنیــابــود بـر کامم

__________________
ــــــــــــــــــ
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست
ویرایش توسط MAHDI : 01-06-2012 در ساعت 06:11 PM
|
|
4 کاربر زیر از MAHDI سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-12-2012
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: shiraz
نوشته ها: 727
سپاسها: : 1,057
1,792 سپاس در 899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
خون سیاوش
خون سیاوش
وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیوفته رو خاک
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه
کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نزاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن توی آسمون نمیرن
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه بخونه
غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو میسوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعه ها میریزن اما بغض بابک نمیمیره
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه
__________________
اسم مرا باید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند
مدتهاست دلم هوای تورا داردوبی هوا نفس میکشم
|
|
2 کاربر زیر از SOHRAB_HAZHII سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-12-2012
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
یه روز از همین روزا روی شب پا می زارم.
یه روز از همین روزا روی شب پا می زارم.
توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم.
تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی
عشق مرهم میکنم روی دلها میزارم.
تو وجود آدما حس آشنایی هست
مثه حس من و تو اسمشو ما میزارم.
عزم آدما بلند روح آدما وسیع
توی شعرم واسشون کوه و دریا میزارم.
توی بهت جاده ها هر جا که دیدنی نیست
چشمامو میبندم جاش یه رویا میزارم
من مسافر و غریب اما لبریز یقین.
می دونم تو راه عشق همه رو جا می زارم
یه روز از همین روزا روی شب پا میزارم.
توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم...
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
کاربران زیر از hossein به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

01-12-2012
|
 |
کاربر خيلی فعال  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,283
سپاسها: : 8,686
3,285 سپاس در 1,349 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
متن ترانه صدای خسته - استاد ایرج
صدای خسته
این صدای خسته ی من که پر از یه دنیادرده
خنده ها به لب نشونده توی سینه گریه کرده
خوندنم به این بهانه ست که بدونی زنده هستم
زیر و بم ها سنگ من شد اوج حلقمو شکستم
میخونم بازم میخونم با تموم خستگیهام
عشق این خاک مقدس همه ی دلبستگیهام
میخونم بازم میخونم با تموم خستگیهام
عشق این خاک مقدس همه ی دلبستگیهام
می رسه به گوشم از دور صدای کف زدناتون
اگه یاری کنه عمرم می خونم بازم براتون
گذرونه عمر کوتاه مثل پرواز پرنده ست
زندگی جز اه و دم نیست زندگی اب رونده ست
این صدای خسته ی من که پر از یه دنیادرده
خنده ها به لب نشونده توی سینه گریه کرده
خوندنم به این بهانه ست که بدونی زنده هستم
زیر و بم ها سنگ من شد اوج حلقمو شکستم
میخونم بازم میخونم با تموم خستگیهام
عشق این خاک مقدس همه ی دلبستگیهام
میخونم بازم میخونم با تموم خستگیهام
عشق این خاک مقدس همه ی دلبستگیهام
__________________
ــــــــــــــــــ
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست
|
|
4 کاربر زیر از MAHDI سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-15-2012
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
برگرد..........
برگرد...
تو نیستی...
نیستی که ببینی چگونه بی تو
لحظه هایم بی چراغ مانده
نیستی که ببینی
بی تو
چه عذابی است با مهتاب بودن و
به مهتاب نگاه کردن
تو نیستی اما
صدایت هست
صدایی که هنوز برایم
از کوچه و آن شب می گوید
آن شب مهتاب بی تو...
برگرد،
می خواهم برای لحظه ای
با چشمانت رویایی شوم
می خواهم بارانی شوم ...
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
4 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-15-2012
|
 |
مدیر بخش ورزش
|
|
تاریخ عضویت: Jan 2012
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,335
سپاسها: : 7,242
6,424 سپاس در 3,063 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
امشب شب عجيبي است ،عجيب و غريب نازنين
شبي است که خورشيد بجاي ستارگان در آسمان چشمک ميزند
شبي است که ماه به مهماني حوضچه خانه نيامده است
و مادر که نمي داند نماز صبح را اقامه کند يا شب را
امشب از آن شبهايي است که صداي قناري بجاي صداي جيرجيرکها بگوش ميرسد
و بيچاره خروس همسايه
نمي داند آوازش را سردهد يا نه و من همچنان در انتظار.......
درانتظار ستاره اي که حتي در صبح هم چمشک بزند
و مانده ام با هزاران سوال که ميدانم جوابي براي آنها نمي يابم
ولي مهم نيست ...........
__________________
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی
هرگه که ترا دهیم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی
هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیایی . . . ای بنده تو سخت بیوفایی ...
|
|
3 کاربر زیر از mohammad.90 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-20-2012
|
مدیر روانشناسی  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2007
نوشته ها: 2,834
سپاسها: : 1,221
2,009 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
من از دست تو بردم شکایت به قناری / که من آواز عشقم ولی باور نداری
من از دست تو بردم شکایت به ستاره / که تو چشمات نداری، برام یه تک اشاره
شکایت رو شکایت رو شکایت / از اینجا شاکیم تا بی نهایت
گلایه رو گلایه رو گلایه / چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
من از دست تو بردم شکایت پیش مهتاب / که از گلدون چشمام چقدر چیدی گل خواب
من از دست تو بردم شکایت پیش خورشید / که عشقت در وجودم چقدر سوزنده تابید
تو هر گلدون سنگی، گل و گلناری انگار / تو قلب نازک من فقط گلخاری انگار
شکایت رو شکایت رو شکایت / از اینجا شاکیم تا بی نهایت
گلایه رو گلایه رو گلایه / چقدر دلگیرم از گوشه کنایه
ستار – آلبوم گلایه – ترانه گلایه
|
|
4 کاربر زیر از GolBarg سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-20-2012
|
 |
کاربر عالی
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267
508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
خيلی زود از تاريخ ياد میگيريم
که روح جسم را ترک میکند
وقتی قلب از کار میافتد.
و در آخرين نفس
بيرون میرود
به سوی مراتع آسمانی
|
|
3 کاربر زیر از amir ahmadi سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-21-2012
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: shiraz
نوشته ها: 727
سپاسها: : 1,057
1,792 سپاس در 899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
عــجـب صـبــری خدا دارد ! ...
عــجـب صـبــری خدا دارد ! ...
اگر من جاي او بودم .
همان يك لحظه ی اول ، كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان ، جهانرا با همه زيبايي و زشتي ، برروي يكدگر ، ويرانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ،بر لب پيمانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
كه ميديدم يكي عريان و لرزان و ديگري پوشيده از صد جامه رنگين زمين و آسمانرا واژگون مستانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
نه طاعت ميپذيرفتم ،نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده ،پاره پاره در كف زاهد نمايان ،سبحه صد دانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان ،هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو ،آواره و ديوانه ميكردم .
اكر من جاي او بودم .
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپاي وجود بي وفا معشوق را ، پروانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي ،تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد ،گردش اين چرخ را وارونه ، بي صبرانه ميكردم .
اگر من جاي او بودم .
كه ميديدم مشوش عارف و عامي ، ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش ،بجز انديشه عشق و وفا ، معدوم هر فكري ، در اين دنياي پر افسانه ميكردم .
چرا من جاي او باشم .
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد ، وگرنه من بجاي او چو بودم ،يكنفس كي عادلانه سازشي ، با جاهل و فرزانه ميكردم .
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !
__________________
اسم مرا باید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند
مدتهاست دلم هوای تورا داردوبی هوا نفس میکشم
|
|
3 کاربر زیر از SOHRAB_HAZHII سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-21-2012
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
بارون شعر دلتنگی
چشاتو وا نکن اينجا ، هيچ چي ديدن نداره
صدای ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره
توي آسموني که کرکسا پرواز ميکنن
ديگه هيچ شاپرکي ، حس ِ پريدن نداره
دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه
از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره
بذار باد بياد ، تموم ِ دنيا زير و رو بشه
قلباي آهني که ، ديگه تپيدن نداره
خيلي وقته ، قصه ی اسب ِ سفيد ، کهنه شده
وقتي که آخر ِ جادهها رسيدن نداره
نقض ِ قانون ِ آدمبزرگا جـُرمه ، عزيزم
چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
ویرایش توسط hossein : 01-21-2012 در ساعت 08:37 PM
|
|
2 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 08:41 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|