بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-25-2009
بابا علی آواتار ها
بابا علی بابا علی آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
نوشته ها: 83
سپاسها: : 0
در ماه گذشته یکبار از ایشان سپاسگزاری شده
پیش فرض

ای فدای تو هم دل و هم جان***وی نثار رهت هم این و هم آن

دل فدای تو، چون تویی دلبر***جان نثار تو، چون تویی جانان

دل رهاندن زدست تو مشکل***جان فشاندن به پای تو آسان

راه وصل تو، راه پرآسیب***درد عشق تو، درد بی‌درمان

بندگانیم جان و دل بر کف***چشم بر حکم و گوش بر فرمان

گر سر صلح داری، اینک دل***ور سر جنگ داری، اینک جان

دوش از شور عشق و جذبه‌ی شوق***هر طرف می‌شتافتم حیران

آخر کار، شوق دیدارم***سوی دیر مغان کشید عنان

چشم بد دور، خلوتی دیدم***روشن از نور حق، نه از نیران

هر طرف دیدم آتشی کان شب***دید در طور موسی عمران

پیری آنجا به آتش افروزی***به ادب گرد پیر مغبچگان

همه سیمین عذرا و گل رخسار***همه شیرین زبان و تنگ دهان

عود و چنگ و نی و دف و بربط***شمع و نقل و گل و مل و ریحان

ساقی ماه‌روی مشکین‌موی***مطرب بذله گوی و خوش‌الحان

مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور***خدمتش را تمام بسته میان

من شرمنده از مسلمانی***شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان

پیر پرسید کیست این؟ گفتند:***عاشقی بی‌قرار و سرگردان

گفت: جامی دهیدش از می ناب***گرچه ناخوانده باشد این مهمان

ساقی آتش‌پرست آتش دست***ریخت در ساغر آتش سوزان

چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش***سوخت هم کفر ازان و هم ایمان

مست افتادم و در آن مستی***به زبانی که شرح آن نتوان

این سخن می‌شنیدم از اعضا***همه حتی الورید و الشریان

که یکی هست و هیچ نیست جز او***وحده لااله الاهو

هاتف اصفهانی
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 01-28-2009
mary.f آواتار ها
mary.f mary.f آنلاین نیست.
مدیر بخش زمین شناسی
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,674
سپاسها: : 3,194

2,013 سپاس در 491 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تو به من خندیدی
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و هنوز سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام
رفتن گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان ،‌غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت...
حمید مصدق
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 02-14-2009
mary.f آواتار ها
mary.f mary.f آنلاین نیست.
مدیر بخش زمین شناسی
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,674
سپاسها: : 3,194

2,013 سپاس در 491 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید،
روی این آبی آرام بلند،
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت،
مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند،
نه به این خلوت خاموش کبوترها،
نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام،
من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر،
رقص عطر گل یخ را با باد،
نفس پاک شقایق را در سینه کوه،
صحبت چلچله ها را با صبح،
نبض پاینده هستی را در گندم زار،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،
همه را می شنوم،
می بینم،
من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت، همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا، تو بمان با من، تنها تو بمان!

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب!
من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند!
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر، تو ببند!

تو بخواه، پاسخ چلچله ها را، تو بگو!
قصه ابر هوا را تو بخوان!
تو بمان با من، تنها تو بمان!

در دل ساغر هستی تو بجوش!
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست،
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!


فریدون مشیری

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از mary.f به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #4  
قدیمی 02-18-2009
Lawin Lawin آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
محل سکونت: kermanshah
نوشته ها: 2
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دير گاهي است در اين تنهايي
رنگ خاموشي در طرح لب است
بانگي از دور مرا مي خواند
ليك پاهايم در قير شب است
رخنه اي نيست دراين تاريكي
در و ديوار به هم پيوسته
سايه اي لغزد اگر روي زمين
نقش وهمي است ز بندي رسته
نفس آدم ها
سر به سر افسرده است
روزگاري است دراين گوشه پژمرده هوا
هر نشاطي مرده است
دست جادويي شب
در به روي من و غم مي بندد
مي كنم هر چه تلاش
او به من مي خندد
نقشهايي كه كشيدم در روز
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرح هايي كه فكندم در شب
روز پيدا شد و با پنبه زدود
ديرگاهي است كه چون من همه را
رنگ خاموشي در طرح لب است
جنبشي نيست دراين خاموشي
دست ها پاها در قير شب است


سهراب سپهری
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 02-18-2009
sheida.jojo آواتار ها
sheida.jojo sheida.jojo آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 69
سپاسها: : 0

3 سپاس در 3 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

هنوز عاشق ترینم ای تو تنها باور من
به غیر از با تو بودن نیست هوایی بر سر من
هنوز عطر تو مونده در فضای خونه ی من
هنوزم بی قراره این دل دیوونه ی من
فراموشم نکن!فراموشم نکن!
تویی تنها دلیل,دلیل بودن من
به یاد من باش فراموشم نکن
من تشنه ی محبت,درد آشنای تشنه
دلم به این جدایی هرگز نکرده عادت
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود
ندارم از تو شکوه ای این سرنوشت من بود
فراموشم نکن!فراموشم نکن!
تویی تنها دلیل,دلیل بودن من
به یاد من باش فراموشم نکن
بی تو حدیث عشق رو دیگر باور ندارم
جز با تو بودن آرزویی در سر ندارم
می پیچد عطر خاطره در خلوت شبهای من
تکرار اسم قشنگت شده عادت لبهای من
فراموشم نکن!فراموشم نکن!
تویی تنها دلیل,دلیل بودن من
به یاد من باش فراموشم نکن
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 02-21-2009
Lawin Lawin آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
محل سکونت: kermanshah
نوشته ها: 2
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

گوش کن
به صدای دوردست من
در مه سنگین اوراد سحرگاهی
و مرا در ساکت آینه ها بنگر
که چگونه باز با ته مانده های دستهایم
عمق تاریک تمام خوابها را لمس می سازم
و دلم را خالکوبی می کنم
چون لکه ای خونین
بر سعادتهای معصومانه هستی
من پشیمان نیستم
از من ای محجوب من با یک من دیگر
که تو او را در خیابانهای سرد شب
با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت
گفتگو کن
و بیاد آور مرا در بوسه اندهگین او
بر خطوط مهربان زیر چشمانت
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 04-14-2009
mary.f آواتار ها
mary.f mary.f آنلاین نیست.
مدیر بخش زمین شناسی
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,674
سپاسها: : 3,194

2,013 سپاس در 491 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا، هوس سفر نداری؟ ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم....
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها
به باران
برسان سلام ما را



دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)


ویرایش توسط mary.f : 04-14-2009 در ساعت 12:47 PM
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 04-14-2009
deltang deltang آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: TehrAn
نوشته ها: 6,896
سپاسها: : 0

200 سپاس در 186 نوشته ایشان در یکماه اخیر
deltang به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد
پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع می کرد
اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش می رسید
مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید
اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدن
ترانه های عاشقی رو سرم آوار می شدن
اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم
پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم
اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم
من چی می خواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم
اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود
دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود
اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت
تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت
اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد
قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت می شد
اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور
یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور
اگه تو مال من بودی ،‌ می ذاشتمت روی چشام
بارون می خواستی می بارید ، ابر سفید گریه هام
اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت
شمعی که پروانه داره ، اشک غم انگیز نمی ریخت
اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت
آدما دارا می شدن ، دنیا دیگه فقیر نداشت
اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی
پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 04-28-2009
mary.f آواتار ها
mary.f mary.f آنلاین نیست.
مدیر بخش زمین شناسی
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,674
سپاسها: : 3,194

2,013 سپاس در 491 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کاش می دانستیم:


زندگی با همه وسعت خویش، محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پس مردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 04-28-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

سوداي توام بي سرو بي سامان كرد
عشق تو مرا زنده جاويدان كرد
لطف و كرمت جسم مرا چون جان كرد
در خاك اثر بهتر از اين نتوان كرد
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 07:54 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها