| شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد |

04-10-2010
|
 |
کاربر خيلی فعال
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 1,524
سپاسها: : 2,541
1,575 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
می گفت عاشقم, دوستش دارم و بدون او هیچم و برای او زنده هستم...
او رفت, تنها ماند... زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد.
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو...
گفت:عشق اتفاق است باید بنشینی تا بیفتد
گفت:عشق آسودگیست,خیال است... خیالی خوش.
گفت:ماندن است، فرو رفتن در خود است.
گفت:خواستن و تملک است, گرفتن است.
گفت: عشق سادست, همین جاست دم دست و دنیا پر شده از عشق های زودگذر
عشق های سادهء اینجایی و عشق های نزدیک و لحظه ای.
گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی.....
گفتم:عشق یک ماجراست, ماجرایی که باید آن را بسازی.
گفتم:عشق درد است درد تولدی نو، عشق تولد است به دست خویشتن.
گفتم:عشق رفتن است عبور است, نبودن است.
گفتم:عشق جستجوست, نرسیدن است, نداشتن و بخشیدن است.
گفتم:عشق درد است, دیر است و سخت است.
گفتم:عشق زیستن است از نوعی دیگر...
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام...
گفتم عشق راز است، راز بین من و توست، بر ملا نمی شود و پایان نمی یابد، مگر به مرگ...
|

04-11-2010
|
 |
کاربر فعال  
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14
95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
در خانه دل ما را جز یار نمی گنجد
چون خلوت یار اینجاست اغیار نمی گنجد
در کار دو عالم ما چون دل به یکی دادیم
جز دست یکی ما را در کار نمی گنجد
مستیم و در این مستی بیخود شده از هستی
در محفل ما مستان هشیار نمی گنجد
اسرار دل پاکان با پاک دلان گویید
کاندر دل نامحرم اسرار نمی گنجد
گر عاشق دلداری با غیر چه دل داری
کان دل که در او غیر است دلدار نمی گنجد
از بخل و حسد بگذر در ما و تویی منگر
با مساله توحید این چار نمی گنجد
گر انس به حق داری از خلق گریزان شو
کآدم چو بهشتی شد در نار نمی گنجد
انسان چو موحد شد در شرک نمی ماند
آری گل این بستان با خار نمی گنجد
گفتار فواد آری در پرده بود لیکن
آنجا که بود کردار گفتار نمی گنجد
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...
======================================
مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
|

04-12-2010
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,337
سپاسها: : 0
66 سپاس در 58 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری میکشد انکس که انسان است و از احساس سر شار است
__________________
زندگي با صدا شروع ميشه بي صدا تموم ميشه، عشق با ترس شروع ميشه با شك تموم ميشه، دوستي هر جايي ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم ميشه.
|

04-13-2010
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: کرج
نوشته ها: 353
سپاسها: : 35
47 سپاس در 28 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
من به اندازه یک ابر
دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می خواند.
سهراب سپهری
__________________
سوال نکن تا به تو دروغ نگویند
|

04-12-2010
|
 |
ناظر و مدیر ادبیات  
|
|
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432
2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
من زندگی را با رنگین كمان بال پروانهها میسرایم
روشنایی بود
كه میل بودنم بخشید
اكنون به دل آتش میروم!
شعله میشوم
و بدینسان جاودانه روشنایی میشوم...
..
..
.
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
|

04-12-2010
|
 |
کاربر فعال بخش سینما 
|
|
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: بهشهر
نوشته ها: 1,694
سپاسها: : 1
31 سپاس در 27 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
__________________
ما خانه به دوشیم ما خانه به دوشیم تیم اس اس به دو عالم نفروشیم سال 89 تو دربی 69 شیث رضایی دنبال فرهاد بدو آی بدو آی بدو آی بدو آی بدو
|

04-13-2010
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,337
سپاسها: : 0
66 سپاس در 58 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حال من دست خودم نيست
ديگه آروم نمي گيرم...
دلم از کسي گرقته که مي خوام براش بميرم...
باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي
باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسيدن
پاي دنياي تو موندن
مث عاشق هاي عالم
تا منو ببخشي آخر
تا دلت بسوزه کم کم
مثل آيينه روبرومه حس با تو بودن من
دارم ازدست تو مي رم
عاشقي کن منو نشکن
باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي
باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم آخر راه
و
حس تلخ
نرسيدن
نرسيدن...
__________________
زندگي با صدا شروع ميشه بي صدا تموم ميشه، عشق با ترس شروع ميشه با شك تموم ميشه، دوستي هر جايي ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم ميشه.
|

04-13-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دانم اكنون از آن خانه دور
شادي زندگي پر گرفته
دانم اكنون كه طفلي به زاري
ماتم از هجر مادر گرفته
هر زمان مي دود در خيالم
نقشي از بستري خالي و سرد
نقش دستي كه كاويده نوميد
پيكري را در آن با غم و درد
بينم آنجا كنار بخاري
سايه قامتي سست و لرزان
سايه بازواني كه گويي
زندگي را رها كرده آسان
دورتر كودكي خفته غمگين
در بر دايه خسته و پير
بر سر نقش گلهاي قالي
سرنگون گشته فنجاني از شير
پنجره باز و در سايه آن
رنگ گلها به زردي كشيده
پرده افتاده بر شانه در
آب گلدان به آخر رسيده
گربه با ديده اي سرد و بي نور
نرم و سنگين قدم ميگذارد شمع در آخرين شعله خويش
ره به سوي عدم ميسپارد
دانم اكنون كز آن خانه دور
شادي زندگي پر گرفته
دانم اكنون كه طفلي به زاري
ماتم از هجر مادر گرفته
ليك من خسته جان و پريشان
مي سپارم ره آرزو را
بار من شعر و دلدار من شعر
مي روم تا بدست آرم او را
...
ته شعر از فروغ فرخزاد
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

04-13-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
زنجیردل
جزگل رِوي توامیدبه جايي نبود
دردعشق است،به غیرتودوايي نبود
بندهي موي توام دست فشاني نرسد
راھي كِوي توام راھنمايي نبود
حلقه ي زلف توزنجیردِل غمگین است
ازدلم جزرخ تو،حلقه گشايي نبود
صوفي صافي ازاين میكده بیرون نرود
كه به جزكلبه ي عشاق،صفايي نبود
عاكف كوي بتان باش كه درمسلك عشق
بوسه برگونه ي دلدار،خطايي نبود
خادم پیرمغان باش كه درمذھب عشق
جزبت جام به كف،حكمروايي نبود
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

04-13-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
عشق مسیحا دم
بلبل ازجلوه ي گل نغمه داودنمود
نغمه اش درددل غمزده بھبودنمود
ساقي ازجام جھان،تاب به جان عاشق
آنچه باجان خلیل آتش نمرودنمود
بنده ي عشق مسیحادم آن دلدارم
كه به يُمن قدمش،ھستي من دودنمود
درپريشاني ماھرچه شنیدي ھیچ است
ھیچ راكس نتوانست كه نابودنمود
نازم آن دلبرپرشوركه باصھبايش
پرده برداررُخ عابدومعبودنمود
قدرت دوست نگركزنگھي ازسرلطف
ساجدخاك درمیكده مسجودنمود
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 11:22 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|