بازگشت   پی سی سیتی > سایر گفتگوها > مطالب آزاد > تاپیکهای سریالی

تاپیکهای سریالی در این بخش تاپیکهایی قرار خواهند گرفت که پست های آن شمارش نمیشود . و تاپییک هایی مانند "یک آرزوی خیر برای نفر بعدیت بکن" و ... قرار میگیرد.

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 12-04-2009
kiana آواتار ها
kiana kiana آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2007
نوشته ها: 795
سپاسها: : 843

1,438 سپاس در 268 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط آريانا نمایش پست ها
من از اين فروم خداحافظي ميكنم ...گفتم برام يه تاپيك بزنيد ..ازم درخواست بازگشت كنين .. ازم تشكر كنيد كه نكرديد...الانم ديگه دير شده..من رفتم كسي نياد دنبالما بگه برگرد ..من وقتي يه تصميم بگيرم ..ديگه همونه
سلام
خدا وکیلی جناب اریانا بگو چی شده که داری میری؟دلیلت برای رفتن چیه که روت نمیشه بگی و داری بهانه میگیری؟
نکنه داری ازدواج میکنی .به سلامتی. و بعد مثل بعضی ها که ازدواج کردن و 3 ماه نیومدن فروم شما هم می خواهی نیای فروم یا شاید باز هم مثل بعضی ها که رفتن خارج و صداش را در نیاوردن!!!! شما هم داری به سلامتی میری خارج و چند وقتی نمیای فروم و یا در اخر نکنه مثل بعضی ها که همش درس و مشق دارن (الکی !!!به خیالشون ما بچه ایم و حرفشون را باور می کنیم.!!!!خودشون بهتر میدونند که منظورم به کیه!!!)شما هم درس و دانشگاه داری و میخواهی نیای فروم و داری بهانه میاری.اول دلیلت را بگو تا بعد منتت را بکشیم دیگه.!!!
__________________
شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست
آن یکی میگوید شاید این رفع بلاست !
دل من سخت شکست ... هیچ کس هیچ نگفت .... غصه ام را نشنید !
از خودم میپرسم : ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود ؟





پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 12-05-2009
آريانا آواتار ها
آريانا آريانا آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,863
سپاسها: : 1,245

743 سپاس در 365 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط kiana نمایش پست ها
سلام
خدا وکیلی جناب اریانا بگو چی شده که داری میری؟دلیلت برای رفتن چیه که روت نمیشه بگی و داری بهانه میگیری؟
نکنه داری ازدواج میکنی .به سلامتی. و بعد مثل بعضی ها که ازدواج کردن و 3 ماه نیومدن فروم شما هم می خواهی نیای فروم یا شاید باز هم مثل بعضی ها که رفتن خارج و صداش را در نیاوردن!!!! شما هم داری به سلامتی میری خارج و چند وقتی نمیای فروم و یا در اخر نکنه مثل بعضی ها که همش درس و مشق دارن (الکی !!!به خیالشون ما بچه ایم و حرفشون را باور می کنیم.!!!!خودشون بهتر میدونند که منظورم به کیه!!!)شما هم درس و دانشگاه داری و میخواهی نیای فروم و داری بهانه میاری.اول دلیلت را بگو تا بعد منتت را بکشیم دیگه.!!!
سلام كيانا خانوم
اولا كي به من زن ميده
دوما پولم كجا بود برم خارج
سوما درس چي هس اصلا؟
خلاصه من دوست دارم ازم قدرداني شه ..يه تاپيك بزنيد برام.. ازم قدرداني كنيد ...عقده شده توي گلوم
حالا همه اينا كه شوخي بود ..من ميام اينجا يه چيز مينويسم جدي نگيرين صحبتامو هر چي دلم ميگه مينويسم
مثلا الان دلم ميگه سخن از او بگو....منم ميگم
............................................................ ..
آنقدر باز ميگردم به سويت تا گذشته ي سياه خويش از خاطر برم يا من به تو رسم يا تو رساني خود را....در اين ميان حافظش باش تا دستان پاكش آلوده نشوند ..او از توست و دلش در دستان توست .....خود ميداني چه ميگويم .................
من عجولمو تو صبور و چه كسي رحم كند بر عجول جز صبور....از آن نور خويش بر من ببخش ..از آن نيكي هايي كه ميكردي بكن .....
بار ديگر ميگويم ازآن نور آرام بخشت بر من ببخش كه با گذشت سال ها هنوز ميتوان حسش كرد در ميان تاريكيهاي درونم....بار ديگر ببخش آن كه تو را ميخواند....و پناهي جز تو نمي يابد و گره كورش جز به دستان پاك تو باز نميشود......................بگذار بخندند .......بگذار بگريند ...............اي كسي كه ميگرياني و ميخنداني ..حتي خنده ي منم بدست توست ...پس كتمان نكن خواسته ي دلم را كه تو خود اين دعا را از زبان من ميخواهي...............بيا بار ديگر دوست باشيم ........من دلم را به تو ميدهم و تو آنچه در دستانت هست ببخش ....خود بهتر ميداني آنكه اميد بر تو بسته...جز تو ياري رساني ندارد .....خواستم از ديگري مدد جويم ....گفتي جز مرا به كارسازي مگيريد................................................ .چرا فراموش ميكنم ........ببخش مرا................................................:::::: ::..............
او با شماست در هر كجا كه باشيد و بر شما بيناست ......پس دلتنگي چرا.........باز ميگردم از آن گناهم كه غمگينت كرد ..با دستان خويش آجر روي آجر گذاشتم و ديواري بنا كردم ميان خودم و تو...............ميخواهم به يكباره ويران كنم اين ديوار قطور را ........توان ندارم ...............توانم بده...................به خود مينگرم و ميبينم حتي براي برداشتن قدمي هم محتاج توام .......پس مرا به حال خود وامگذار......بگذار بگويند والاضالين را ميكشد....تهي ميكنم درونم را و بس ..از گفته ها و ناگفته ها...............
اين را ميگويم و ديگر سكوت ميكنم ...................
قسم به روشنايي روز ...قسم به شب وقتي آرام گيرد...كه هنوز خداوند تو را ترك نكرده و با تو بي مهر نشده است
__________________
There's a fire starting in my heart
Reaching a fever pitch and
It's bringing me out the dark
Finally I can see you crystal clear

ویرایش توسط آريانا : 12-05-2009 در ساعت 03:01 AM
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 12-06-2009
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

با تشکر از دونه که اسم تاپیک رو تغییر داد

خب دیگه چشمامو از خستگی نمیتونم باز نگه دارم، عید خوبی داشته باشین ، به یاد ما هم باشین، شب بخیر
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 12-05-2009
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خب من رفتم که برم بخوابم، فروما میسپارم به شما
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 12-06-2009
MAHDI آواتار ها
MAHDI MAHDI آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,283
سپاسها: : 8,686

3,285 سپاس در 1,349 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

منم خیلی خوابم میاد فعلا رفتم. خداحافظ همگی، شب بخیر
عید قدیر برشما و خانواده محترمتان مبارک باد.
__________________
ــــــــــــــــــ


خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست







پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 12-06-2009
SHeRvin آواتار ها
SHeRvin SHeRvin آنلاین نیست.
ناظر و مدیر بخش موسیقی و سینما

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: Tehran
نوشته ها: 4,838
سپاسها: : 1,717

2,520 سپاس در 663 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

من هم خوابم میاد و عید شما مبارک...
__________________

and the roads becomes my bride

پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 12-06-2009
mahya1994 آواتار ها
mahya1994 mahya1994 آنلاین نیست.
کاربر علاقمند
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 122
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

من دیروز که داشتم می رفتم یادم رفت خدافظی کنم!!!
حالا به جاش الان می گم خدااااااااااااااااافظ!
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 12-07-2009
SHeRvin آواتار ها
SHeRvin SHeRvin آنلاین نیست.
ناظر و مدیر بخش موسیقی و سینما

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: Tehran
نوشته ها: 4,838
سپاسها: : 1,717

2,520 سپاس در 663 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

همگی خسته نباشید...بابت همه چی ممنونم
__________________

and the roads becomes my bride

پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 12-07-2009
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خب دیگه منم از خستگی دارم میفتم روز خوبی رو آغاز کنید
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 12-13-2009
سادات آواتار ها
سادات سادات آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: وتمدن ازاین شهربه پاخواسته...
نوشته ها: 329
سپاسها: : 16

37 سپاس در 25 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مجتب جان ممنون ازاینکه امشب رو با من همراهی کردی بعد از یه مدت شب خوبی بود شب خوشی را با یه دنیا ستاره ی روشن برات ارزومندم .
__________________
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه می نویسم :برای آنکه باید باشد ونیست!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:01 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها