بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 06-15-2010
natanaeil آواتار ها
natanaeil natanaeil آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: شهرکرد
نوشته ها: 466
سپاسها: : 28

49 سپاس در 24 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کبوتر عصاتو بنداز....
آسمون بغضشو خالی میکنه
آدما حالی به حالی میکنه
کوچه ها بوی زمستون میگیرن
شیشه ها بخارو بارون میگیرن
آدما چتراشونو وا میکنن
گریه ی ابرو تماشا میکنن
نمی خوان مث درختا تر بشن
از دل قطره ها باخبر بشن
نمی خوان بی هوا خیس آب بشن
زیر بارون بمونن خراب بشن
اما تو چترتو بستی کبوتر
زیر بارونا نشستی کبوتر
رفتی و سنگا شکستن بالتو
اومدی هیچ کس نپرسید حالتو
دیدی آسمون خراب شد سر ما؟
غصه شد وصله ی بال و پرما؟
بعضیا دشمنای خونی شدن
بعضیا غول بیابونی شدن
بعضی ها میگن که بارون کدومه؟!
بوی نم، شرشر ناودون کدومه؟!
آسمون تا بوده آفتابی بوده
مثه روز اولش آبی بوده
حالا تو سایه نشینی مث من
خوابای ابری میبینی مث من
چقد اینجا میخوری خون جگر
"کبوتر عصاتو بنداز و بپر"

__________________
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 06-16-2010
T I N A آواتار ها
T I N A T I N A آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,337
سپاسها: : 0

66 سپاس در 58 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


یاد تو هرجا که هستم با منه / داره عمر منو آتیش میزنه
__________________
زندگي با صدا شروع ميشه بي صدا تموم ميشه، عشق با ترس شروع ميشه با شك تموم ميشه، دوستي هر جايي ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم ميشه.
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 06-16-2010
forrest آواتار ها
forrest forrest آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: کرج
نوشته ها: 353
سپاسها: : 35

47 سپاس در 28 نوشته ایشان در یکماه اخیر
forrest به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

قطارها از ایستگاه میروند
و مسافران
می رسند
نمی رسند


امیل دونقل
__________________
سوال نکن تا به تو دروغ نگویند
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 06-17-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نرگسش گفت که من ساقی می‌خوارانم
گر چه خود مست ولی آفت هشیارانم

مژه آراست که غوغای صف عشاقم
طره افشاند که سر حلقه‌ی طرارانم

رخ برافروخت که من شمع شب تاریکم
قد برافراخت که من دولت بیدارانم

نکته خال و خطش از من سودازده پرس
که نویسنده‌ی طومار سیه کارانم

نقد جان بر سر بازار محبت دادم
تا بدانند که من هم ز خریدارانم

سر بسی بار گران بود ز دوش افکندم
حالیا قافله‌سالار سبک بارانم

تا مگر بر سر من بگذرد آن یار عزیز
روزگاری است که خاک قدم یارانم

گر بزودی نشوم مست ببخش ای ساقی
زان که دیری است که هم صحبت هشیارانم


گفتم از مکر فلک با تو سخن ها دارم
گفت خاموش که من خود سر مکارانم

تا فروغی خم آن زلف گرفتارم کرد
مو به مو با خبر از حال گرفتارانم



......

فروغی بسطامی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 07-19-2010
مهدی آواتار ها
مهدی مهدی آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد - مدیر تالار موبایل و دوربین دیجیتال

 
تاریخ عضویت: Jul 2010
محل سکونت: هر کجا هستم باشم،آسمان مال من است!
نوشته ها: 7,439
سپاسها: : 4,552

4,939 سپاس در 1,683 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض تنها تو این اتاقم

تنها تو این اتاقم
جز خاطره چی دارم
تو خواب وبیداری
اسم تو رو می آرم
تو با منی یارم
هرجاکه پا می ذارم
یادم می آد که هر شب
سر روشونم می ذاشتی
می گفتی تا این حد کسی رو دوست نداشتی
لیلا چرا رفتی غم تو دلم گذاشتی
چشم حسود به دنیا
منو تو رو نظر کرد
غم بی خبراومد
به خونه ما سر زد
تو رفتی با تو
شادی از اینجا پر زد
دیشب دوباره
اوین نامه ات و خودم
با چشم گریون
دروغاتو سوزوندم
__________________
تازه تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده
شِکوه سر کن، در تن ما تاب مهجوری نمانده
پر گشاید شور و شیون از جگرها ای دریغ !
دل به زخمی شعله ور شد، جان به عشقی مبتلا
بر نتابد سینه ما داغ چندین ماجرا
تازه شد به هوای تو دل تنگ ما ای وای !

پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 06-17-2010
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود

آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسم هست
حاشا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود

لب بسته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، بخدا ، گر هوسم بود بَسَم بود !



<فریدون مشیری>
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 06-20-2010
shokofe آواتار ها
shokofe shokofe آنلاین نیست.
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان

 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681

5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

گر طاووس می توانست پر های زیبایش را پنهان کند شکار نمی شد
دانه باشی مُرغکانت برچنند
غنچه باشی کودکانت بر کَنند
دانه پنهان کُن بکلی دام شو
غنچه پنهان کُن گیاه بام شو
هر که داد او حُسن خود را در مَزاد
صدقضای بَد سوی او رُو نهاد
دفتر اول بیت 1833
مرغکانت:مرغان تو را
مزاد:مزایده و در معرض فروش گذاشتن
هر صاحب جمال و صاحب کمال مورد حسادت قرار می گیرد
بعضی از مردم چشم دیدن انسانهای موفق را ندارند از شر حسادت آنها به خدا پناه باید بُرد
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 06-21-2010
forrest آواتار ها
forrest forrest آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: کرج
نوشته ها: 353
سپاسها: : 35

47 سپاس در 28 نوشته ایشان در یکماه اخیر
forrest به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

خیابان ها
بی حضور تو
راه های آشکار جهنمند

شمس لنگرودی
__________________
سوال نکن تا به تو دروغ نگویند
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 06-21-2010
natanaeil آواتار ها
natanaeil natanaeil آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: شهرکرد
نوشته ها: 466
سپاسها: : 28

49 سپاس در 24 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هرچه رود
می توان سرود راه تو را
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دستهای روشن تو می توان گشود

محمرضا عبدالملکیان



__________________
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 06-22-2010
forrest آواتار ها
forrest forrest آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: کرج
نوشته ها: 353
سپاسها: : 35

47 سپاس در 28 نوشته ایشان در یکماه اخیر
forrest به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

وای آخر چه لطفی دارد فراموشی
اگر از پی آن مرگی نیز در کار باشد

برودسکی
__________________
سوال نکن تا به تو دروغ نگویند
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 2 نفر (0 عضو و 2 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 01:03 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها