بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 12-28-2010
adigoli آواتار ها
adigoli adigoli آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 11
سپاسها: : 0

7 سپاس در 4 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

هرجا كه سفر كردم تو همسفرم بودي
وز هر طرفي رفتم تو راهبرم بودي
با هركه سخن گفتم پاسخ ز تو بشنيدم
بر هركه نظر كردم تو در نظرم بودي
هرشب كه قمر تابيد ، هرصبح كه سرزد شمس
در گردش روز و شب شمس و قمرم بودي
در خنده من چون گل در كنج لبم خفتي
در گريه من چون اشك ، در چشم ترم بودي
در صبحگه عشرت همدوش تو ميرفتم
در شامگه غربت بالين سرم بودي
چون طرح غزل كردم بيت الغزلم گشتي
چون عرض هنر كردم زيب هنرم بودي
آواز چو ميخواندم سوز تو به سازم بود
پرواز چو ميكردم تو بال و پرم بودي
هرگز دل من بر تو يار دگري نگزيد
گر خواست كه بگزيند يار دگرم بودي
سرمد به ديار خود از ره نرسيده گفت
هرجا كه سفر كردم تو همسفرم بودي
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 12-28-2010
محسن جون آواتار ها
محسن جون محسن جون آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
نوشته ها: 14
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو
برو ولي بخاطر دل شكسته ام بمون
به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا
شكسته ام ولي برو بريده ام ولي بيا
چه كيج حرف ميزنم چه ساده درد ميكشم
اسير قهر و آشتي ميان آب و آتشم
چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم
چه ساده با تو هستم وچه ساده بي تو نيستم
تو را نفس كشيدم وبه گريه با تو ساختم
چه دير عاشقت شدم چه دير شناختم
تو با مني و بي توام ببين چه گريه آوره
سكوت كن سكوت كن . سكوت حرف آخره
ببين چه سرد وبي صدا ببين چه صاف و ساده ام
گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام
بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتبا همه
عذاب دوست داشتن تلا في گنا همه
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 12-29-2010
آناهیتا الهه آبها آواتار ها
آناهیتا الهه آبها آناهیتا الهه آبها آنلاین نیست.
مدیر تالار کرمانشاه
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 1,458
سپاسها: : 6,194

3,940 سپاس در 933 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی
روی تموم حرفات یکدفعه پاگذاشتی
بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره
بی تو چی مونده با من
جز یه صدای خسته
جز یه نگاه خاموش
جز یه دل شکسته
بال و پرم بودی
خبر نداشتی
تاج سرم بودی
خبر نداشتی
سایه به سایه
هر طرف که بودم
هم سفرم بودی خبر نداشتی
پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم
گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم
کوه غمو روی شونه ام دیدی و برنداشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی

__________________


پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 12-29-2010
محسن جون آواتار ها
محسن جون محسن جون آنلاین نیست.
تازه کار
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
نوشته ها: 14
سپاسها: : 0

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

براي آناهيتا الهه آبها

آورده ام از دريا يك چشم اهورايي
چشمي كه گمان كرده هرشب تو در انجايي
مي ترسم از اينكه تو آهسته بايي باز
خوابم ببرد ناگاه بر بالش لا لايي
گفتي كه مي آيم من هر جا كه غمي باشد
غم ميرسد اما تو . اما تو نمي آيي
چشمم به در است اينك در خلوت اين شبها
من منتظرت هستم اي عاشق تنهايي
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 01-04-2011
عسل تلخ آواتار ها
عسل تلخ عسل تلخ آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
نوشته ها: 22
سپاسها: : 2

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

يادت كه مي‌آيد؟

در آبشاري كه فرو مي‌ريخت
زير گلوي ماه را
يك بار بوسيدم
از برفهاي آتشين يكبار
بوي شقايق را درو كردم.
...
اين روزها
خوابم پُر از گنجشكهاي رفته بر باد است.
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 01-04-2011
عسل تلخ آواتار ها
عسل تلخ عسل تلخ آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
نوشته ها: 22
سپاسها: : 2

0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

روی آن شیشه ی تب دار، تو را ها کردم. اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم. شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد. شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم. با سرانگشت، کشیدم به دلش عکس تورا. عکس زیبای تو را، سیر تماشا کرد....
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 01-04-2011
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

رفتـــــی

به روی من تو خندیدی و رفتی

مرا دیوانه سنجیدی و رفتی

تمام هستیم نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفتی

دلم مانند یک جام پر از می

تو این می را ننوشیدی و رفتی

شبی با لهن گل ها شعر گفتم

غزل ها را نفهمیدی و رفتی

دو تای چشمهایم غرق خون بود

دو گوی خون رادیدی و رفتی

دل من خانه ی گلهای عشق است

کنار خانه روییدی و رفتـــــــــــی...

پدرام مجیدی
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری

ویرایش توسط رزیتا : 01-04-2011 در ساعت 03:09 PM
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 01-04-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض




[IMG]http://*****************/Files3/013af735a5b246478762.JPG[/IMG]



__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 01-12-2011
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


قابیل را جریمه کردیم

هزار و هزار و یک بار

و شعر گندم های گندیده نوشتیم

حوا را گناه کار

و شیطان را تبرئه کردیم

و نوشتیم سیب ، سیب

اسمش را گذاشتیم

شعر بعد از تمدن

اما هنوز آدم نشدیم

و به سیب و گندم و هابیل

تهمت میزنیم


..
..
.


شاعر ؟؟
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 01-16-2011
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,544
سپاسها: : 1,306

3,419 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

من یاد گرفته ام …
دوست داشتن دلیل نمی خواهد … “
ولی نمی دانم چرا …
خیلی ها
و حتی خیلی های دیگر …
می گویند :
این روز ها
دوست داشتن
دلیل می خواهد … ”
و پشت یک سلام و لبخندی ساده …
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده …
دنبال گودالی از تعفن می گردند …
.
.
.
دیشب …
که بغض کرده بودم …
باز هم به خودم قول دادم …
من ” سلام “ می گویم …
و “ لبخند “ می زنم …
و قسم می خورم …
و می دانم …
عشق “ همین است …
به همین ساده گی
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 07:01 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها