بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 07-29-2009
سادات آواتار ها
سادات سادات آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: وتمدن ازاین شهربه پاخواسته...
نوشته ها: 329
سپاسها: : 16

37 سپاس در 25 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

بی تویک روزدراین فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد توکه رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند سایه درسایه این ثانیه ها خواهم مرد به خاطرپدرم
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 07-29-2009
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نمیدانی مگر عشـــق است و راهی که صــــــــد ها گرگ آدمخوار دارد
نمیدانی مگر چشــــــــــمان سرخی کــــه ماند تا ســــــــــحر بیدار دارد

نمیدانی مگر عشـــق است و دردی که کــــوه بیستون را جا به جا کرد
مگر جز عشــــــق اندوهی دگر بود که مجنون را ز شهر خود جدا کرد

کجا در سرنوشت عاشــــــقان است کــــــه بی غم جرعه آبی بنوشند ؟
بنــــــــام عشـــــــــق از اول لباسی مهیا شــــــــد که بر عاشق بپوشند

کجا دانی کـــــــه روزی همچو فردا به کام این دل غمگین نباشـــــــد ؟
نمیـــــــــــــدانی مگر نادیده هجران وصــــــال عاشقان شیرین نباشد ؟

سخن بی پرده گفتــــــــــم، باز گفتم من از صـــــــــد رنگی چرخ زمانه
نه شیرین بود، گـــــــاهی هم کلامم ترا آزرده میــــــــــــــکرد آن میانه

گمانم هــــــــــــر کلامم مرحمی بود کـــــــــــــه بر زخم دل تنگت نهادم
گمانم رفتــــــــــــــه رفته گام تا گام دلت را ندکــــــــــــــــــــی آرام دادم

ترا کم کم ز غم ها دور کـــــــــــردم اگــــر خود در دلم غوغای غم بود
اگــــــــــــر چه زیر بار عشق یاری ســــــــــرم پیش دل دیوانه خم بود

تو دریای غم و من صـــــخره بودم ره امواج غم های تو بســــــــــــتم
به آرامش رســـــیدی صـاف و آبی اگر چه از میان خودرا شـــــکستم

ندانستی کــــــه خود از درد عشقی دلـــــــی ویران تر از ویرانه دارم
ندانستی کـــــه شـــــــبها با خیالش چــــــــــــه حالی با دل دیوانه دارم

ندانستی کــــه پر پر میـــــــــزند دل میان کوره تنـــــــــــــــــــهائی من
صــدای هق هق شب گــــریه هایم شده وقت ســـــــــــــحر لالائی من

عزیزم هر کــــــــــــه مینالد ز یاری من و تو هــر دو از یک درد بودیم
من و تو هر دو ســـرگردان عشقی کـه با ما بدتر از بد کــــــــرد بودیم

اگر سنگ صبورت بودم ای دوست ترا همـــــــــــدرد خود دیدم عزیزم
همــــــــــه درد خودم بود از لب تو که میگفتی و بشــــــــــنیدم عزیزم

بخواب آســـــــــوده ای دریای آرام کــــــــــه ایکاش آشنای من نبودی
تو آزادی و من پابنــــــــــــــد خاکم خدا را شــــــــــکر جای من نبودی




...
..
.
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن

ویرایش توسط ساقي : 07-29-2009 در ساعت 03:38 PM
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 07-29-2009
sheida.m آواتار ها
sheida.m sheida.m آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: TeHrAn
نوشته ها: 1,485
سپاسها: : 1

54 سپاس در 24 نوشته ایشان در یکماه اخیر
sheida.m به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به sheida.m
پیش فرض

باز امشب ای ستاره ی خندان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه ی زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

مگذار قند من که به یغما برد مگس
طوطی من که در شکرستان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته است
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی

عیش دل شکسته عزا می کنی چرا
عیدم تویی که من به تو قربان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

شهریار
__________________

♥SheidA♥


تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!
نمی دانم … می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید
!! آسمونـــ ــ منـــ ــ همیشهـــ ــ !! ابریـــ ــ !! چترتو با خودتــ ــ آوردیـــ ــ !!

پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 07-31-2009
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تا نقش خيال دوست با ماست دلا
ما را همه عمر خود تماشاست دلا
و انجا كه مراد دل برآيد اى دل‏
يك خار به‌از هزار خرماست دلا
...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 07-31-2009
Hiwa آواتار ها
Hiwa Hiwa آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 726
سپاسها: : 0

105 سپاس در 86 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

منتظر باش که یک شعر شوم
در میان صفحه های دفترت
یا شوم خودکار در دستان تو
یا ستاره ای شوم من در شبت

منتظر باش که یک عطر شوم
تا بیاویزم به سرتاپای تو
یا شوم راهی که آید سوی تو
یا نسیمی در شب زیبای تو
__________________
هـمیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است !


نگاه کن ، نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ!


چه سنگبارانی...


گیرم گریختی همه عمر،کجا پناه بری ؟!


" خانه خدا سنگ است "
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 08-03-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,701
سپاسها: : 1,382

7,486 سپاس در 1,899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب
گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت

بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت

هر سروقد که بر مه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت

زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت


حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت


حافظ به صدای زیبا شجریان...


__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 08-03-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,701
سپاسها: : 1,382

7,486 سپاس در 1,899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

بگذار سر به سینه ی من، تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت:
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنت
تو، آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم!
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب!

فریدون مشیری

http://www.semital.com/song/11087.htm
http://www.mammed.com/song/11087.htm
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 08-04-2009
Hiwa آواتار ها
Hiwa Hiwa آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 726
سپاسها: : 0

105 سپاس در 86 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کجای این جنگل شب
پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت
پر می کشی چکاوکم؟

گریه نمی کنم
مرو
آه نمی کشم
بشین
حرف نمی زنم
بمون،

حرف نمی زنم
بمون...
__________________
هـمیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است !


نگاه کن ، نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ!


چه سنگبارانی...


گیرم گریختی همه عمر،کجا پناه بری ؟!


" خانه خدا سنگ است "
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 08-04-2009
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تو با من نیستی اما


صدایت هست ، یادت هست


درون قلب من عشقت


به گوش آوای شادت هست





تو با من نیستی اما


به یادت این جهان زیباست


به یادت خانه‌ام گرم است


به یادت جامه‌ام دیباست





تو با من نیستی اما


به یادت، طفل دل شادست


سکوتم هم خوش‌آهنگ است


بساط غصه بر بادست





تو با من نیستی اما


به هر جا بنگرم هستی


تو ای بی مَثَل ، بی مانند


تو ای شور و شر هستی





تو با من نیستی اما


صدایت هست ، یادت هست


به قلبم شوری از عشقت


به گوش ، آهنگ شادت هست
__________________
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 08-04-2009
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به من خسته –بی گمان- برسد
شکنجه بیش‌تر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...
رها کنی برود، از دلت جدا باشد
به آن که دوست‌ترش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
گلایه‌ای نکنی، بغض خویش را بخوری
که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او –که عاشق او بوده‌ام- زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
__________________
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 06:01 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها