بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-29-2010
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


__________________
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 01-21-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض


برخیز و می بریز که پاییز می‌رسد
بشتاب ای نگار که غم نیز می‌رسد

یک روز در بهار وطن سرخوش و کنون
دور از دیار و یارم و پاییز می‌رسد

ساقی بهوش باش که بیهوشی‌ام دواست
افسوس باده خاطره انگیز می‌رسد

تا بزم هست جمله حریفند و همنفس
هنگام رزم کار به پرهیز می‌رسد

تا یاد می‌کنم ز اسیران در قفس
اشکی به عطر و نغمه درآمیز می رسد

گرمیوه امید نیامد به دست ما
دست شما به در دل آویز می‌رسد

برخیز و موج را به نگونساری‌اش مبین
دریادلا که نوبت آن خیز می‌رسد ...
..

سیاوش کسرایی

..
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن

ویرایش توسط ساقي : 01-21-2010 در ساعت 12:07 AM
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 01-28-2010
aesman آواتار ها
aesman aesman آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: SHIRAZ
نوشته ها: 298
سپاسها: : 0

18 سپاس در 18 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

شام مهتاب
تو اون شام مهتاب كنارم نشستي
عجب شاخه گل‌وار به پايم شكستي
قلم زد نگاهت به نقش‌آفريني
كه صورتگري را نبود اين‌چنيني
پريزادعشق رو مه‌آسا كشيدي
خدا را به شور تماشا كشيدي
تو دونسته بودي چه خوش‌باورم من
شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من
تا گفتم كي هستي تو گفتي يه بي‌تاب
تا گفتم دلت كو تو گفتي كه درياب
قسم خوردي بر ماه كه عاشق‌‌تريني
تو يك جمع عاشق تو صادق‌تريني
همون لحظه ابري رخ ماه روآشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب
كه معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هرشام مهتاب به يادت شكستم
تو از اين شكستن خبر داري يا نه
هنوز شور عشق رو به سر داري يا نه
تو دونسته بودي چه خوش‌باورم من
شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من
تا گفتم كي هستي تو گفتي يه بي‌تاب
تا گفتم دلت كو تو گفتي كه درياب
قسم خوردي بر ماه كه عاشق‌‌تريني
تو يك جمع عاشق تو صادق‌تريني
همون لحظه ابري رخ ماه رو آشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت
هنوز هم توشب‌هات اگه ماه رو داري
من اون ماه رو دادم به تو يادگاري
هنوز هم توشب‌هات اگه ماه رو داري
من اون ماه رو دادم به تو يادگاري
من اون ماه رودادم به تو يادگاري
من اون ماه رو دادم به تويادگاري

ویرایش توسط aesman : 01-28-2010 در ساعت 10:46 PM
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 01-28-2010
aesman آواتار ها
aesman aesman آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: SHIRAZ
نوشته ها: 298
سپاسها: : 0

18 سپاس در 18 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

پرسون پرسون دلکش

پرسون پرسون يواش يواش اومدم در خونه تون
ترسون ترسون لرزون لرزون اومدم در خونه‌تون
يك شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم
از پنجره منو ديدي مثل گلها خنديدي
آه به خدا آن نگهت ‌ از خاطرم نرود
آه به خدا آن نگهت ‌ از خاطرم نرود

پرسون پرسون يواش يواش اومدم در خونه تون
ترسون ترسون لرزون لرزون اومدم در خونه‌تون
يك شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم
از پنجره منو ديدي مثل گلها خنديدي
آه به خدا آن نگهت ‌ از خاطرم نرود
آه به خدا آن نگهت ‌ از خاطرم نرود

گفتم گفتم آره گفتم به خدا قهر گناهه
دل منتظره چشم به راهه
ای من آره ای من به فدات ناز مكن تو
با چشم سيات ناز مكن تو
اين دو روزه دنيا مثل خواب و رويا گذرونه
با هم آشتي كنيم كه بهار دوباره گل فشانه

گفتم گفتم به خدا قهر گناهه
دل منتظر چشم به راهه
اي من اي من به فدات ناز مكن تو
با چشم سيات ناز مكن تو
اين دو روزه دنيا مثل خواب و رويا گذرونه
با هم آشتي كنيم كه بهار دوباره گل فشانه
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 01-28-2010
aesman آواتار ها
aesman aesman آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: SHIRAZ
نوشته ها: 298
سپاسها: : 0

18 سپاس در 18 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تمام قصه هام قصه توست



با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

چه سفرها با تو کردم
چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم
که نگی دوست ندارم

از تو که با یه نگاهت
زیر و رو شد روزگارم

دارم از تو مینویسم ، دارم از تو می نویسم ، دارم از تو مینویسم

موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتنو
کسی رو جز تو نداشتم
اسمی جز تو نمیذاشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو
من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم
که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره
خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن
از چه روزهایی گذشتم
اونقده رفتم و رفتم
که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

هرچی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مُردم تو بدون چه کسی باعثشه

پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 01-29-2010
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط aesman نمایش پست ها
تمام قصه هام قصه توست



با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

چه سفرها با تو کردم
چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم
که نگی دوست ندارم

از تو که با یه نگاهت
زیر و رو شد روزگارم

دارم از تو مینویسم ، دارم از تو می نویسم ، دارم از تو مینویسم

موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتنو
کسی رو جز تو نداشتم
اسمی جز تو نمیذاشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو
من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم
که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره
خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن
از چه روزهایی گذشتم
اونقده رفتم و رفتم
که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

هرچی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مُردم تو بدون چه کسی باعثشه
این شعر قشنگ و توی آهنگ مسعود فردمنش شنیدم
شاعرشم خودشه؟
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 01-30-2010
SHeRvin آواتار ها
SHeRvin SHeRvin آنلاین نیست.
ناظر و مدیر بخش موسیقی و سینما

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: Tehran
نوشته ها: 4,838
سپاسها: : 1,717

2,520 سپاس در 663 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خواننده : ابی
ترانه سرا : زویا زاکاریان
آهنگساز : واروژان
تنظیم کننده : واروژان

شب زده
عزیز بومی ای هم قبیله
رو اسب غربت چه خوش نشستی
تو این ولایت ای با اصالت
تو مونده بودی تو هم شکستی

تشنه و مومن به تشنه موندن

غرور اسم دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود

کدوم خزون خوش آواز

تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق

کنار ما باش که محزون

به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشید و بیرون بیاریم

هزار پرنده مثل تو عاشق

گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن صادق و ساده
نیامدن باز اما تا امروز

خدا به همراه ای خسته از شب

اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفتی رو به غروبه
رو به سحر نیست شب زده برگرد
__________________

and the roads becomes my bride

پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 02-03-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض



بي تو، با تو



آن روز با تو بودم
امروز بي توام

آن روز كه با تو بودم
- بي تو بودم
امروز كه بي توام
- با توام

...
..
.


حميد مصدق
از منظومه: سالهاي صبوري
6/6/68










__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 02-03-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

رهايي




بر آستانه در گردِ مرگ مي باريد
از آسمان شبزده در شب
تگرگ مي باريد
و از تمام درختان بيد
با وزش باد
برگ مي باريد
كه آن تناور تاريخ تا بهاران رفت
به جاودان پيوست
و بازوان بلندش
كه نام نامي او را هميشه با خود داشت
به جان جان پيوست
به بيكران پيوست



.....

حميد مصدق
از منظومه: سالهاي صبوري

__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 02-06-2010
فرگل آواتار ها
فرگل فرگل آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 1,524
سپاسها: : 2,541

1,575 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

زندگي نقطه سر خط
بي وفايت شده عادت
تو نوشته بودي ديدار
سه تا نقطه به قيامت
زندگي نقطه سر خط
تلگرافي شده نامت
قلبمو مچاله كردي
لاي نقطه چين نامت
عزيزم نقطه ته خط
برو با خيال راحت
به تو تقديم اين ترانه
عوض جواب نامت
با سي و دو حرف دلگير
مختصر ، مفيد و ساده
گفتي كه سايه عشقت
از سرم خيلي زياده
زير درد و خط كشيدي
ضربدر زدي رو اسمم
تا بدونم كه به عشقت
تا كه جون دارم طلسمم
عزيزم نقطه ته خط
برو با خيال راحت
به تو تقديم اين ترانه
عوض جواب نامت
روي يك كاغذ بي خط
حرفهاي خسته به نوبت
روي سرزمين نامت
حرف«ت» كرده قيامت
« ت » مثل تو
مثل ترديد
« ت » مثل آخر طاقت
مثل تنهايي
مثل تب
مثل آخر خيانت
عزيزم نقطه ته خط
برو با خيال راحت
به تو تقديم اين ترانه
عوض جواب نامت
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:44 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها