بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 10-06-2009
فريما آواتار ها
فريما فريما آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 59
سپاسها: : 0
در ماه گذشته یکبار از ایشان سپاسگزاری شده
پیش فرض شعر

بیا در كوچه باغ شهر احساس
شكست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم

بیا در كوچه های تنگ غربت
برای هر غریبی سایه باشیم

بیا هر شب كنار نور یك شمع
به فكر پیچك همسایه باشیم

بیا ما نیز مثل روح باران
به روی یك رز تنها بباریم

بیا در باغ بی روح دلی سرد
كمی رویا ی نیلوفر بكاریم

بیا در یك شب آرام و مهتاب
كمی هم صحبت یك یاس باشیم

اگر صد بار قلبی را شكستیم
بیا یك بار با احساس باشیم

بیا به احترام قصه عشق
به قدر شبنمی مجنون بمانیم

بیا گه گاه از روی محبت
كمی از درد لیلی بخوانیم

بیا از جنگل سبز صداقت
زمانی یك گل لادن بچینیم

كنار پنجره تنها و بی تاب
طلوع آرزوها را ببینیم

بیا یك شب به این اندیشه باشیم
چرا این آبی زیبا كبود است

شبی كه بینوا می سوخت از تب
كنار او افق شاید نبوده ست

بیا یك شب برای قلبهامان
ز نور عاطفه قابی بسازیم

برای آسمان این دل پاك
بیا یك بار مهتابی بسازیم

بیا تا رنگ اقیانوس آبیست
برای موج ها دیوانه باشیم

كنار هر دلی یك شمع سرخست
بیا به حرمتش پروانه باشیم

بیا با دستی از جنس سپیده
زلال اشك از چشمی بشوییم

بیا راز غم پروانه ها را
به موج آبی دریا بگوییم

بیا لای افق های طلایی
بدنبال دل ماهی بگردیم

بیا از قلبمان روزی بپرسیم
كه تا حالا در این دنیا چه كردیم

بیا یك شب به این اندیشه باشیم
به فكر درد دلهای شكسته

به فكر سیل بی پیایان اشكی
كه روی چشم یك كودك نشسته

به فكر سیل بی پایان اشكی
كه روی چشم یك كودك نشسته

به فكر اینكه باید تا سحرگاه
برای پیوند یك شب دعا كند

ز ژرفای نگاه یك گل سرخ
زمانی مرغ آمین را صدا كرد

به او یك قلب صاف و بی ریا داد
كه در آن موجی از آه و تمناست

پر از احساس سرخ لاله بودن
پر از اندوه دلهای شكیباست

بیا در خلوت افسانه هامان
برای یك كبوتر دانه باشیم

اگر روزی پرستو بی پناهست
برای بالهایش لانه باشیم

بیا با یك نگاه آسمانی
ز درد یك ستاره كم نماییم

بیا روزی فضای شهرمان را
پر از آرامش شبنم نماییم

بیا با بر گ های گل سرخ
به درد زنبقی مرهم گذاریم

اگر دل را طلب كردند از تو
مبادا كه بگویی ما نداریم

بیا در لحظه های بی قراری
به یاد غصه مجنون بخوابیم

بیا دلهای عاشق را بگردیم
كه شاید ردی از قلبش بیابیم

بیا در ساحل نمناك بودن
برای لحظه ای یكرنگ باشیم

بیا تا مثل شب بوهای عاشق
شبی هم ما كمی دلتنگ باشیم

كنار دفتر نقاشی دل
گلی از انتظار سرخ رویید

و باران قطره های آبیش را
به روی حجم احساس پاشید

اگر چه قصه دل ها درازست
بیا به آرزو عادت نماییم

بیا با آسمان پیمان ببندیم
كه تا او هست ما هم با وفاییم

بیا در لحظه سرخ نیایش
چو روح اشك پاك و ساده باشیم

بیا هر وقت باران باز بارید
برای گل شدن آماده باشیم
از مجموعه اشعار پروانه ات خواهم ماند / مریم حیدرزاده
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 10-06-2009
فريما آواتار ها
فريما فريما آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
نوشته ها: 59
سپاسها: : 0
در ماه گذشته یکبار از ایشان سپاسگزاری شده
پیش فرض شعر


چقدر فاصله اینیجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها
كسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شكوفاست بین آدم ها
كسی به خاطرپروانه ها نمی میرد
تب غرور چه بالاست بین آدم ها
و ازصدای شكستن كسی نمی شكند
چقدر سردی وغوغاست بین آدم ها
میان كوچه دل ها فقط زمستانست
هجوم ممتد سرد ماست بین آدم ها
زمهربانی دل ها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها
كسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدم ها
و حال آینه را هیچ كس نمی پرسد
همیشه غرق مدا راست بین آدم ها
غریب گشتن احساس درد سنگینی ست
و زندگی چه غم افزارست بین آدم ها
مگر كه كلبه دل ها چقدر جا دارد؟
چقدر راز و معماست بین آدم ها
سلام آبی دریا بدون پاسخ ماند
سكوت ، گرم تماشاست بین آدم ها
چه ماجرای عجیبی ست این تپیدن دل
و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها
چه می شود همه از جنس آسمان باشیم؟
طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها
میان این این همه گل های ساكن اینجا
چقدر پونه شكیباست بین آدم ها
تمام پنجره ها بی قرار بارانند
چقدر خشكی و صحراست بین آدم ها
و كاش صبح ببینم كه باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها
بهار كردن دل ها چه كار دشواریست
و عمر شوق،چه كوتاست بین آدم ها
میان تك تك لبخندها غمی سرخ ست
و غم به وسعت یلداست بین آدم ها
به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو
دلت به وسعت دریاست بین آدم ها

پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 10-06-2009
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

عصا کش گر افتد فتد کور هم


شنیدم گروهی زمردان کور
نمودند عزم مکان های دور
همه کورها را خبر ساختند
یکی زان میان راهبر ساختند
جلو دار شد کور بر کورها
کشید آنهمه کور بر دور ها
به هر جا که می رفت می بردشان
به جاهای بیراهه و بی نشان
روان داشت از پی یکی کاروان
همه بی خبر از زمین و زمان
سر گله هر جا رود دم رود
به کعبه رود یا که بر رم رود
جلو دار افتاد بر قعر چاه
که نا آشنا بود با چاه و راه
پی اش پیروان نیز می اوفتاد
چنان چه بر افتاده بود اوستاد
هر آن کور كو در ته صفٌ بود
بر افتادی او نیز هم دیر وزود
عصا کش گر افتد فتد کور هم
قسم بر کتاب و قسم بر قلم




...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 10-06-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

آنانكه محيط فضل و آداب شدند
در جمع كمال شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريك نبردند به روز
گفتند فسانه اي و در خواب شدند
خيام
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 10-08-2009
sheida.m آواتار ها
sheida.m sheida.m آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: TeHrAn
نوشته ها: 1,485
سپاسها: : 1

54 سپاس در 24 نوشته ایشان در یکماه اخیر
sheida.m به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به sheida.m
پیش فرض

پاييز
اي بهار برگ ريز
پاييز
اي صداي قلب من
پاييز
اي گلشن آشنايي
سلام ...
چقدر به تو وابسته ام
در اولين شب زمستان
دلم براي تو تنگ مي شود
و گونه هايم
خيابان نمناک
يک شب پاييزيست ...

به ياد دارم
شبهايي را که تا سحر
در خيابان هاي اين شهر پاييزي
در زير بغض ابرهايت قدم بر ميداشتم
و خاطرات شيرين درد را با تو تکرار مي کردم
و سحرگاه
رفتگر
خاطرات را جارو مي کرد و به جوي مي سپارد ...

به ياد دارم
غرش آسمانت را
در هنگام آشتي دو ابر ...
پاييز اي کاش ميدانستم
به کجا خواهي رفت
تا نامه ايي برايت مي نوشتم ...

پاييز آن شب يادت هست ؟
يادت هست با هم باريديم ؟
يادت هست تو بر من فرياد ميزدي و من ...
فقط مي باريدم ...
پاييز
تو رفتي
ولي من به پاس آن شب
هنوز ميبارم ..

پاييز
بهانه شب هاي دلتنگي
پاييز
پر احساس ترين معشوقه
پاييز
آغوش دلهاي عاشق
__________________

♥SheidA♥


تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!
نمی دانم … می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید
!! آسمونـــ ــ منـــ ــ همیشهـــ ــ !! ابریـــ ــ !! چترتو با خودتــ ــ آوردیـــ ــ !!

پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 10-09-2009
sheida.m آواتار ها
sheida.m sheida.m آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: TeHrAn
نوشته ها: 1,485
سپاسها: : 1

54 سپاس در 24 نوشته ایشان در یکماه اخیر
sheida.m به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به sheida.m
پیش فرض

گـفتی کـه بــرو، رفـتـم و خـامــوش شــدم
بــا یــاد و خــیــال تــو، هــم آغــوش شـدم
غم نیست، کـه فـرمان تو بردم ای دوست
از خــاطــر تــو، گـرچـهفـرامـــوش شــدم
__________________

♥SheidA♥


تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!
نمی دانم … می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید
!! آسمونـــ ــ منـــ ــ همیشهـــ ــ !! ابریـــ ــ !! چترتو با خودتــ ــ آوردیـــ ــ !!

پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 10-12-2009
Hiwa آواتار ها
Hiwa Hiwa آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 726
سپاسها: : 0

105 سپاس در 86 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

يك شب به دنبال ماه از اين شهر خواهم رفت
شهر كه چه بگويم
(از اين جهنم خواهم رفت)
به آنجايي مي روم
كه سينه هاي دخترانش از فراق يار گل داده باشد
و كوچه كوچه اش
بوي عزيز تو را بدهد
__________________
هـمیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است !


نگاه کن ، نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ!


چه سنگبارانی...


گیرم گریختی همه عمر،کجا پناه بری ؟!


" خانه خدا سنگ است "
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 10-12-2009
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری
لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری
آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری
عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری .
__________________
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 10-12-2009
سادات آواتار ها
سادات سادات آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: وتمدن ازاین شهربه پاخواسته...
نوشته ها: 329
سپاسها: : 16

37 سپاس در 25 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

بشنو از نی چون حکایت میکند..
نشنو از نی !نی نوای بینواست
بشنو از دل حریم امن خداست
نی چو سوزد خاک وخاکستر شود
دل چو سوزد خانه ها ویران شود....
__________________
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه می نویسم :برای آنکه باید باشد ونیست!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 10-21-2009
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,775
سپاسها: : 521

1,688 سپاس در 686 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

کوچه وقتي که نباشي

رگ خشکيده ي شهره

ماه تو گوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره



سقف دلبستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي که رفتي

ديگه همسايه نداره



تو پي کدوم ستاره

پشت ابرا خونه کردي

رفتي و چيزي نگفتي

گريه رو بهونه کردي



من سوال ساده ي تو

تو جواب مشکل من

ردپاي رفتن تو

روي صحراي دل من



کوچه وقتي که نباشي

رگ خشکيده ي شهره

ماه تو گوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره



سقف دلبستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي که رفتي

ديگه همسايه نداره



وقتي آسمون شبهام

زير سايه ي چشاته

وقتي حتي اين ترانه

رنگ غربت صداته



نمي ذارم اين دو راهي

سر راه ما بشينه

نمي ذارم اين جدايي

رنگ فردا رو ببينه





کوچه وقتي که نباشي

رگ خشکيده ي شهره

ماه تو گوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره



سقف دلبستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي که رفتي

ديگه همسايه نداره



شبو با فانوس اشکت

مي برم به روشنايي

با تو ميرسم دوباره

به طلوع آشنايي



مي دونم هر جا که باشي

دل تو اهل همين جاست

واسـه ي من تو اينجا

اول و آخر دنياست

هر چي آرزوي خوبه مال تو

هرچي که خاطره داري مال من



اون روزاي عاشقونه مال تو

اين شبهاي بيقراري مال من



منم و حسرت با تو ما شدن

تويي و بدون من رها شدن



آخر غربت دنياست مگه نه

اول دو راهي آشنا شدن



تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشين بود

دلتو شکسته بودم همه ي قصه همين بود



مي تونستم با تو باشم مثل سايه مثل رويا

اما بيدارمو بي تو مثل تو تنهاي تنها
__________________
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:38 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها