| ادبیات طنز در این تالار متون طنز مناسب و بحث در مورد طنز قرار دارند |

10-10-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبودهاند كه با انجام كارهایی كه قبلاً كسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری كه مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند.
كلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند.. بودهاند كسانی كه در دنیا چیزهایی را جعل كردهاند كه عقل جن هم به آن نرسیده. البته ما در تاریخ كشورمان هیچوقت از این كارها نكردهایم!
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن
این نوشته كاملا جدی است.
خواهشمندیم این چیزها را یاد نگیرید و برای یكبار هم شده اگر چیزی هم بدآموزی داشت شما خودتان با نیروی مثبت ذهنی آنرا به یك متن آموزنده تبدیل كنید.
مثلا اگر كسی محل تاریخی را فروخت یا چیزی را جعل كرد، یا خلاصه از اینجوركارها! تعجب نكنید.
قبلا از این اتفاقها افتاده است. مثلا فروش برج ایفل!
1- ویكتور لوستیگ
Victor Lustig
سلطان كلاهبرداران تاریخ، مردی كه برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمریكا، مردی كه میتوانست زیركترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (كشور كنونی چك) در یك خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1960 به آمریكا رفت.
سالی كه بازار سهام به شدت رشد میكرد و به نظر میرسید كه همه روزبهروز پولدارتر میشوند و لوستیگ آنجا بود كه از این موضوع سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره كلاهبرداری بیعیب ونقص و پرسود، ویكتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ایفل!
ایده این كلاهبرداری بعد از خواندن یك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ویكتور رسید. در این مقاله آمده بود كه برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این كار برای دولت كمرشكن خواهد بود.
دینگ! زنگی در سر ویكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركی تهیه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههایی با سربرگهای جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسهای دولتی و محرمانه در هتل كرئون (creon) كه محلی شناخته شده برای قرارهای دیپلماتیك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویكتور حاضر بودند.
ویكتور برای آنها توضیح داد كه دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینههای نگهداری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد كه در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستكار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترین افرادند. ویكتور تأكید كرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ایفل در آن سالها زیاد هم دور از ذهن نبود.
این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بینالمللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود كه به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اینكه با ساختمانهای دیگر شهر همچون كلیساهای دوره گوتیك و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت.
چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ویكتور به دنبال بالاترین رقم نبود، او از قبل قربانی خود را انتخاب كرده بود؛ مردی كه نامش در كنار ویكتور در تاریخ جاودانه شد!
آندره پویسون (Andre poisson). در بین آن شش نفر، آندره كمسابقهترین بود و امیدوار بود كه با برنده شدن در این مناقصه، یكشبه ره صدساله را طی كند و كلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود.
ویكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست.
اما همانطور كه تاجر عزیز میداند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یك كارمند ساده بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده كند و…
آندره به خوبی منظور ویكتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد!
فردای آن روز وقتی آندره و كارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویكتور لوتینگ كیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی كه در یك جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه
طنز ایران
!
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

10-11-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
اساتيد و بزرگان ادبيات فارسي براي اينکه در آينده اي نه چندان دور، بعضي از ضرب المثل هاي اصيل ايراني - به علت وجود بعضي از لغات و اصطلاحات - از بين نروند، تصميم گرفتند که برخي از اين ضرب المثل ها را به گونه زير بازسازي کنند:
موش تو سوراخ نمي رفت سايد باي سايد به دمبش مي بست!
آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان مي گرديم!
آب که سر بالا ميره، قورباغه "هوي متال" ميخونه!!!
پرادو سواري دولا دولا نميشه!
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداري کرد
بيفستراگانوفه خالته، بخوري پاته نخوري پاته!
"کافي ميت" نخورده و دهن سوخته!
اسکانيا(scania) بيار باقالي بار کن!
گر صبر کني ز قوره، لوپ لوپ سازي!
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
هري پاتر آخرش خوشه!
قربون بند کيفتم، تا کارت سوخت داري رفيقتم!
گيرم پاپي تو بود فاضل --- از فضل پاپي تو را چه حاصل
نديديم اورانيم ولي ديديم دست مردم!
ادکلن آن است که خود ببويد --- نه آنکه فروشنده بگويد
ماکرو ويو به ماکرو ويو مي گه روت سياه!
بزک نمير بهار مياد آناناس با خيار درختي مياد!
يا منچستريه منچستري يا رُميه رُمي(AS Rom)
سرش بوي پيتزاي سبزيجات ميده!!!
آنتي بيوتيک بعد از مرگ سهراب
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

10-11-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت. و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمی شد. کسانی که این نمره را دریافت می کردند حقیقتا بیش از این نمره معلومات داشتند و به راستی شایسته این افتخار عظیم بودند. همه شاگردان قدیمی می دانند که انشای کمتر از 10 خط را هیچ معلمی نمره قبولی نمی داد و محصلینی بودند که از این درس تجدید و یا رد می شدند.
یک بار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگذاری امتحانات سال آخر ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که "شجاعت یعنی چه؟" محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : "شجاعت یعنی این" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !
اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند. چه خوب گفته اند که : "کم گوی و گزیده گوی چون در"
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

10-11-2010
|
 |
کاربر علاقمند
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 144
سپاسها: : 15
11 سپاس در 9 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
خیلی جالب بود ولی اگر ما ورقمونو سفید می دادیم همه صفر می دادن!!!
|

10-11-2010
|
 |
کاربر علاقمند
|
|
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: TEHRAN
نوشته ها: 105
سپاسها: : 5
17 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بهاره89
خیلی جالب بود ولی اگر ما ورقمونو سفید می دادیم همه صفر می دادن!!! 
|
من یه بار برگه ام رو سفید دادم تهش نوشتم جون مادرت نمره بده امضا هم کردم
12 گرفتم
|

10-11-2010
|
 |
کاربر علاقمند
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 144
سپاسها: : 15
11 سپاس در 9 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نقل قول:
نوشته اصلی توسط elvis
من یه بار برگه ام رو سفید دادم تهش نوشتم جون مادرت نمره بده امضا هم کردم
12 گرفتم 
|
خب خیلی شانس آوردی که بهت نمره زیر 10 نداده!
|

10-11-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حتما قلیان هم میکشیدی ؟
اگه اینطور ه پس حقت بود صفر گرفتی
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

10-12-2010
|
 |
کاربر علاقمند
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 144
سپاسها: : 15
11 سپاس در 9 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نقل قول:
نوشته اصلی توسط behnam5555
حتما قلیان هم میکشیدی ؟
اگه اینطور ه پس حقت بود صفر گرفتی
|
من تا حالا صفر نگرفتم!!!!!
|

10-12-2010
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
همینطور هم هست چون کاربران این سایت
جز بهترینها هستند.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|

10-23-2010
|
 |
تازه کار
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 12
سپاسها: : 0
0 سپاس در 0 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
اگر معدنچیان به جای شیلیایی , ایرانی بودند چه می شد ؟؟
اگر معدنچیان به جای شیلیایی , ایرانی بودند چه می شد ؟؟
۱. یک سایت خبر ریزش معدن را اعلام می کرد.
۲. وزارت راه، معدن و سقوط اضطراری خبر را تکذیب و آن را دسیسه ی ژول ورن می دانست.
۳. سایت مزبور ف ي ل ت ر می شد.
۴. خبر را یک خبرگزاری اعلام می کرد.
۵. وزارتخانه ی مذکور خبر را تایید، مرگ معدنچیان را تایید، بازگشایی دوباره معدن را تایید و تاریخ تشییع پیکرهای آنان را اعلام می کرد. در همین راستا کمیته ی تحقیق اعلام می کرد علت حادثه بی احتیاطی خلبان بوده است.
۶. در روستای مذکور یک صبح تا ظهر عزای عمومی اعلام می شد.
۷. رسانه ی ملی مستندی پخش می کرد که در آن تاریخچه ی ریزش معادن کهکشان راه شیری بررسی می شد. در این برنامه انفجار هواپیمای کنکورد بارها با حرکت آهسته پخش می شد.
۸. مرد نمکی در گفتگوی ویژه ی خبری ریزش معدن را امری طبیعی می دانست. وی اعلام می کرد چنانچه معدنی نریزد معدن نیست عن است.
۹. یک روستایی اعلام می کرد یک نامه به کلنگ اش چسبیده که سواد ندارد بخواند روی آن چه نوشته شده.
۱۰. نهضت سواد آموزی بی سوادی روستایی فوق را تکذیب می کرد.
۱۱. وزارت علوم، دیکته و نفی آستین کوتاه اعلام می کرد تا قبل از کسب مجوز نامه ی معدنچیان نباید به اطلاع عموم برسد.
۱۲. متن نامه ی متصل به کلنگ را یک خبرگزاری اعلام می کرد، متن نامه به شرح زیر است:
با سلام و تهیت و تهنیت این ایام
الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکین اش چه خون افتاد در دلها
احتراما، به استحضار می رساند در پناه معیت و منهیت و مزیت و امتنان کمال و استعانت و صناعت و پس از طلب منعونیت از علو طناعات مطمئنه و با آرزوی توفیق روز افزون برای دانشمندان جوان کشور لطفا اگر خبری یا اطلاعی از ماهواره ی امید به دست تان رسید ما سی و سه معدنچی دربند را در جریان قرار داده و خانواده ای را از نگرانی برهانید.
در ضمن تا قبل از اینکه اکسیژن ما تمام شود نتیجه ی بازی داربی را به اطلاع ما برسانید.
بیت:
ای ساربان آهسته ران
کارام جانم می رود.
۱۳. یک روزنامه ی ورزشی صبح با انتقاد از داوری مسعود مرادی در بازی داربی اعلام می کرد چنانچه بازی برگشت هم مساوی شود کفاشیان خود باید مسوولیت اعلام این خبر به معدنچیان را بپذیرد.
۱۴. کفاشیان که دو دستی شلوارش را چسبیده بود از اختصاص چند میلیون تومان به داریوش مصطفوی خبر می داد. وی اعلام می کرد ورزشگاه در دست احداث قازچال آباد به یاد معدنچیان دربند پانزده سال زودتر به بهره برداری خواهد رسید.
۱۵. مایلی کلنگ در مصاحبه ی مطبوعاتی پس از باخت دو بر صفر تیمش به تیم ماشین سازی گوانگجو اعلام می کرد: این درسته! (سکوت) سی و سه معدنچی ما اون زیر باشند اونوقت آقایون بیرون باشند؟ (مکث، نگاه خون آلود) هرکی یه بیل خاک برداره بریزه رو سرش. (مکث، حرکت دست) این بود اون خاکی که می گفتین به سرمون شده؟ اینه فوتبال پاک زمین های خاکی؟ اینه؟
۱۶. نامه ی دیگری از معدنچیان به بیل یک کارگر گیر می کرد. سی و سه معدنچی در نامه ی فوق ضمن تقاضا از مسوولان برای برگزاری مراسم هفتم و چهلم باشکوه از خانواده ی کارکنان وزارت راه، معدن و سقوط اضطراری طلب عفو می کردند. در ضمن معدنچیان به نامه ی فوق چند شانه تخم مرغ و چند روغن مایع جهت کمک به کاهش قیمت این اقلام پیوست می کردند.
۱۷. یک مقام آگاه در وزارت تورم، مرمت و تلقین ارزانی به خبرنگارها می گفت با هرگونه احتکار اقلام ضروری مردم توسط معدنچیان دربند مبارزه می کنند.
۱۸. نمایندگان مجلس شور بر روی طرح سه فوریتی جدیدی را آغاز می کردند که سه سال به طول می انجامید. بر اساس این طرح روز هفدهم آبان به نام دهقان فداکار نام گذاری خواهد شد، همچنین با حذف تعطیلی اول فروردین به جای آن اول مهرماه به منظور کاهش ترافیک و اعلام همدردی با کلاس اولی ها تعطیل می شود.
۱۹. وزارت مسکن، زمین لرزه و آخی! کاریش نمی شد کرد اعلام می کرد به زودی مجتمع مسکونی هفتصد خوابه ای در محل معدن فروریخته کلنگ می خورد. با احداث این مجتمع کشور از واردات مجتمع بی نیاز می شود.
۲۰. متن نامه ی معدنچیان دربند متصل به کلنگ احداث مجتمع: بابا! ما از شما توقعی نداریم. شما هم بی خیال ما بشید. ما داریم این پایین زندگی مونو می کنیم.
۲۱. در پی اعلام رضایت معدنچیان از وضع معیشتی زندگی خود در اعماق زمین هموطنان با ارسال فرم های اپلیکیشن از معدنچیان دربند تقاضای مهاجرت می کردند. قرارست به زودی معدنچیان فوق جاب لیست موردنیاز خود را اعلام کنند.
پایان
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 11:12 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|