| شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود |

12-24-2011
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: shiraz
نوشته ها: 727
سپاسها: : 1,057
1,792 سپاس در 899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
عزیزم یادت هست اولین بار که دیدمت ما سر کوچه ی تردید به هم پیوستیم رفته رفته گل بارور وا شد افق روشن هم فکریمان پیدا شد از فشار تب تاریکی شب دور شدیم یک دل و جور شدیم لحظه های منو تو در طپش خاطره ها می گذرد گفته هامان همه پر رنگ و جلاست روزمان شیرین است ابر امید به دشت دل ما بارش گرممحبت دارد نم نمک می بارد سبدی از گل بابونه و حرف و احساس روی میز دل ما جا دارد ما به هم نزدیکیم اگر چه از هم دوریم دست تقدیر چنین می خواهد آسمان پر ابر است چا ره اش با صبر است.
__________________
اسم مرا باید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند
مدتهاست دلم هوای تورا داردوبی هوا نفس میکشم
|
|
کاربران زیر از SOHRAB_HAZHII به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

12-26-2011
|
 |
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان 
|
|
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681
5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی ماند که دیگر بربایی؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سری است خدایی
تو مپندار که سعدی ز کمندت بگریزد
چو بدانست که در بند تو خوش تر ز رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصّه در ایام اتابک دو هوایی
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
|
|
2 کاربر زیر از shokofe سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-28-2011
|
 |
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677
9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
از وقتی حضورت معنای زندگیم شد، محبت را در پاکی نگاهت
و صداقت را در وجود مهربانت، معنا کردم
تا بیکران، با عشق دوستت دارم
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم
به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم
چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم
زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
استاد فاضل نظری
|
|
2 کاربر زیر از رزیتا سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-08-2012
|
 |
ناظر و مدیر تالارهای آزاد 
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641
11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
در فـراســـوهـاےِ عشـــ ـق تو را دوســــــــ ـتمــےدارم ،
در فـراســوهـاے پــــ ـرده و رنــگ ...
در فراســـوهــاے پیــــــــ ـکرهاے مـــان
با مــــــ ـن وعـــــ ـدهے دیــدارے بـــده ...
.::. شاملو .::.
__________________
. . . . .
|
|
کاربران زیر از ترنم به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|

01-11-2012
|
 |
ناظر و مدیر تالارهای آزاد 
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641
11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حس عشق و عاشقانه
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.
__________________
. . . . .
|

01-11-2012
|
 |
مدیر بخش ورزش
|
|
تاریخ عضویت: Jan 2012
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,335
سپاسها: : 7,242
6,424 سپاس در 3,063 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
وقتی کسی را دوست داری،حتی تصور بدون او زیستن برات دشواره .
وقتی کسی را دوست داری ،شیرین ترین لحظات عمرت لحظاتیه که با او گذروندی.
وقتی کسی را دوست داری ،حاضری برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید
وقتی کسی را دوست داری ،هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست داری
وقتی کسی را دوست داری ،در مواقعی که به بن بست می رسی ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسی .
وقتی کسی را دوست داری ،برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنی .
وقتی کسی را دوست داری ،حاضری از خواسته های خودت واسه شادی او بگذری .
وقتی کسی را دوست داری ، به علایق او بیشتر از علایق خودت اهمیت می دهی .
وقتی کسی را دوست داری ،حاضری به هرجایی برید فقط او در کنارت باشه .
وقتی کسی را دوست داری ، ناخود آگاه براش احترام خاصی قائل هستی .
وقتی کسی را دوست داری ،تحمل سختی ها برات آسان و دلخوشی های زندگی ت فراوان میشه .
وقتی کسی را دوست داری ،او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشه .
وقتی کسی را دوست داری ،به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهات را آسان می شمارید .
وقتی کسی را دوست داری ،با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنی .
وقتی کسی را دوست داری ،واژه تنهایی برات بی معناست .
وقتی کسی را دوست داری ،آرزوهات آرزوهای اوست .
وقتی کسی را دوست داری ،در دل زمستون هم احساس بهاری بودن داری
به راستی دوست داشتن چه زیباست،این طور نیست
__________________
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی
هرگه که ترا دهیم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی
هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیایی . . . ای بنده تو سخت بیوفایی ...
ویرایش توسط mohammad.90 : 01-11-2012 در ساعت 11:40 PM
|

01-12-2012
|
 |
ناظر و مدیر تالارهای آزاد 
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 5,439
سپاسها: : 7,641
11,675 سپاس در 3,736 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حساس شده ام این روزها به برخی واژه ها حساس شده ام .
برعکس، اسمها که پیش از این می دانی برایم چه ارزشی داشتند بی معنی شده اند .
ته دلم خالی می شود.
چیزی فرو می ریزد این بار نه منم نه اشک تنها دیوار غرور ام است که پیش چشمان سیاه تو فرو می ریزد !
__________________
. . . . .
|

01-13-2012
|
 |
کاربر بسیار فعال بخش کرمانشاه 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: سرپل ذهاب
نوشته ها: 712
سپاسها: : 1,370
1,384 سپاس در 473 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دفتر عشـــق كه بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــدون
به پایه تو حــروم شـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــدم
اونیكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونـــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونـــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكیــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تـــــــــــــــــــــــــــــ ـــو
آخـر مـاجرا بـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواین التماسرو
...............
.........
....
.
__________________
چای داغی که دلم بود به دستت دادم...آنقدر سرد شدم ...از دهنت افتادم
|
|
3 کاربر زیر از مهبا سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

01-13-2012
|
 |
کاربر عالی
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267
508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
چنان ضعیف شده ام از غمش من درویش
که سایه را نتوانم کشید از پی خویش
|

01-13-2012
|
 |
کاربر بسیار فعال بخش کرمانشاه 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: سرپل ذهاب
نوشته ها: 712
سپاسها: : 1,370
1,384 سپاس در 473 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
غریب است دوست داشتن
وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد
ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش میگیریم
هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر
هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر
تقصیر از ما نیست
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
__________________
چای داغی که دلم بود به دستت دادم...آنقدر سرد شدم ...از دهنت افتادم
|
|
کاربران زیر از مهبا به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
|
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 11:17 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|