بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 11-25-2009
گلادیاتور آواتار ها
گلادیاتور گلادیاتور آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 95
سپاسها: : 0

5 سپاس در 5 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم وهست دارمش دوست

پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 02-16-2010
آريانا آواتار ها
آريانا آريانا آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,863
سپاسها: : 1,245

743 سپاس در 365 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چون پدر و مادر عقلست و روح
هر دو تویی چون شوم ای دوست عاق

روم چو در مهر تو آهی کنند
دود رسد جانب شام و عراق

در تتق سینه عشاق تو
ماه رخان قندلبان سیم ساق

رقص کنان در خضر لطف تو
نوش کنان ساغر صدق و وفاق

دست زنان جمله و گویان بلاغ
طاق و طرنبین و طرنبین و طاق

جان و سر تو که بگو باقیش
که دهنم بسته شد از اشتیاق
__________________
There's a fire starting in my heart
Reaching a fever pitch and
It's bringing me out the dark
Finally I can see you crystal clear
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 02-20-2010
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

بی قراریهایم همه تن ، بی خوابی توست،
بی قراریهایم همه پریشانی آن نگاه معصومانه توست
چه بگویم كه تو تمنای وجودی و من بی قرار بی قراریهایت
تو كه ازماه آسمان و خدای مهربان به دلم نزدیك تری ،
تو كه از كوچه های وفا مهربانتر از هر عابر تنها می گذری
تو نمی دانی كه چقدر بی قرارم ، بی قرار اشكهایی كه در خفای این تنهایی ها در پشت این شبهای بیداریت می ریزی
من دزدانه شبی دیدم كه تو سر سجاده دست به اسمان چه بی قرار می گریستی
من دردانه توام مادرم ، همان بی قرار تنهایهایت ، بی قرار سكوت های بی خوابت، مادرم
تو گیسوی كمند این كلك خیال انگیز زندگی را می بافی كه رخساری از سرخی سیلی هایش ننوازد گوش كودكانت را
تو دستانت تاول بسته درد است ، دردی كه رنجی بود از سوی آدم و حوا بر زمین و زمینان به واسطه خوردن سیب سرخ هوس
مادرم من بی قرار بودنهایت هستم، بی قرار اشكهایت، بی قرار سجده های طولانی و شب بیداری های اندوهت
بی قرارم ، كه بدون تو قراری برای این دنیای خویش نمی جویم
بی قرار بی قرار از تار مویت
بی قرار مهربان نگاهی از نگاهت كه نكند كه روزی پریشان شود
اكنده در غم و در می گساری غمها تنها و نالان شود
بی قرار م ، مثل همیشه، می دانم كه زندگی ات سازش ناكوك و بد آهنگ است ، می دانم كه ترنم این لبهای توست كه اینگونه تمنای وجود است
دوستت دارم همیشه بی قرار بی قراریها
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 04-20-2010
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سرداشتن

در بهشت آرزو ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

برتو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه "مادر" داشتن !
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 04-20-2010
عاشق عاشق آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Apr 2008
نوشته ها: 493
سپاسها: : 0

15 سپاس در 10 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

این شعر رو توی صفحه اول پایان نامه ام نوشتم
خیلی زیبا و قشنگه ...
هر وقت می خونم گریه ام میگیره



از تو می پرسم ای اهورا


می‌توان در جهان جاودان زیست؟


(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها) :


- هر که را نام نیکو بماند


جاودانی است!


از تو می‌پرسم ای اهورا


تا به دست آورم نام نیکو


بهترین کار در جهان چیست؟


(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها) :


- دل به فرمان یزدان سپردن


مشعل پر فروغ خرد را


سوی جان‌های تاریک بردن.


از تو می‌پرسم ای اهورا


چیست سرمایه ی رستگاری؟


(می‌رسد پاسخ از آسمان‌ها) :



- دل به مهر پدرآشنا کن


دین خود را به مادر ادا کن!


ایپدر ... ای گرانمایه مادر


جان فدای صفای شما باد


با شما از سر و زر چه گویم


هستی من فدای شما باد!


با شما صحبت از "من" خطا رفت


من که باشم؟ بقای شما باد!




ای اهورا


من که امروز در باغ گیتی


چون درختی همه برگ و بارم


رنج‌های گران پدر را


با کدامین زبان پاس دارم


سر به پای پدر می‌گذارم


جان به راه پدر می‌سپارم


یاد جان سوختن‌های مادر


لحظه‌ای از وجودم جدا نیست


پیش پایش چه ریزم؟ که جان را


قدر یک موی مادر بها نیست


او خدا نیست ... اما وفایش


کمتر از لطف و مهرخدا نیست....

پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 04-23-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض مادر






زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود
زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
زيباترين هديه عمرم محبت توبود
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود
زيباترين اعترافم عشق تو بود


مادر




__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 04-24-2010
آريانا آواتار ها
آريانا آريانا آنلاین نیست.
کاربر بسیار فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,863
سپاسها: : 1,245

743 سپاس در 365 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست
بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس


__________________
There's a fire starting in my heart
Reaching a fever pitch and
It's bringing me out the dark
Finally I can see you crystal clear
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 04-28-2010
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ما در ای والاترین رویا ی عشق


ما در ای دلوا پس فردای عشق


ما در ای غمخوار بی همتا ی من


اولین و آخرین معنای عشق


زندگی بی تو سراسر محنت است


زیر پای توست تنها جای عشق


ما در ای چشم و چراغ زندگی


قلب رنجور تو شد دریای زندگی


تکیه گا ه خستگی ها یم توئی


ما در ای تنها نرین ما وای عشق


یا د تو آرام می سا زد مرا


از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

صوت لالائی تو اعجا ز کرد


ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "


ما ه من پشت و پنا ه من توئی


جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق


دوستت دارم تو را دیوانه وار


از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق


ای ا نیس لحظه های بی کسی


در دلم برپا شده غوغای عشق


تشنه آغوش گرم تومنم


من که مجنونم توئی لیلای عشق
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 04-28-2010
raha_10 آواتار ها
raha_10 raha_10 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: خوابگاه
نوشته ها: 736
سپاسها: : 53

36 سپاس در 22 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مادرم
ای عزیزتر از جانم
تو را سپاس که پا به پای من می آیی تا به قله های دور !
تا جایی که فقط خدا میداند و بس...!
دلبندم
تو را سپاس که زیباترین افسانه ی شب های تنهایی منی!
تو را سپاس که با منی!
من همیشه با تو خواهم بود حتی آن هنگام که جان در بدن و نفسی در نگاهم نیست !
من با تو خواهم بود!
تو را سپاس ... .
__________________
همراه بسیار است اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست
دلبسته ی اندوه دامن گیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست

پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 05-27-2010
raha_10 آواتار ها
raha_10 raha_10 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: خوابگاه
نوشته ها: 736
سپاسها: : 53

36 سپاس در 22 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

تقدیم به مادر پهلو شکسته ام
«تا ابد در غم تو گریانم»
تا ابد در غم تو گریانم
به سوی قبر پنهان هر دم من دوانم
ای مادر پهلو شکسته ی من...
ای بهار کوتاه من...
چگونه و چسان...
به چه جراتی زمین تو را در خود پنهان کرد؟!!
...
می دانم!
می دانم مرا کفایتی نبود تا گدای کویت باشم
تا گرد خاک پایت گردم
چنان در گناهان غرقم
که شکوه والای تو را درکی نیست
غم های تو را برای من فهمی نیست
ای مادر پهلو شکسته ی من
ای مادرم
پس از تو دل تتنگ تنگ است
پس از تو بهار برایم بی رنگ است
و چه اندازه من گریانم...
و چه اندازه من گریانم...
مادر پهلو شکسته...
ای سنگ ها از غمت خسته
ای رود ها در غمت گریان
ای بهترین بانوی جهان
مادرم
پس از تو پدر چه اندوهگین است
قدم های سایه اش را ببین
این گام ها چه سنگین است
در خانمان ز خون دلت رنگین است
آه اگر پدرم باز ببیند...
آه...!اگر پدرم باز ببیند!
...
نگهش بر در بشکسته است!
نگهش سوخته است!
نگهش خونین است!
ز وقتی که رفته ای آتش دلش به سینه رسیده است
خورشید دلش دیگر ندمیده است
ز وقتی که رفته ای
اه سینه اش سوزان است
موج ها در غمش خروشان است
آه مادرم پدر غمگین است
مادرم همسایه را دعا می کنم
همه شب خدا خدا میکنم
مادرم سوی من نظری کن
به خرابه ی من هم سفری کن
مادرم من خجلت زده از پهلوی شکسته
من شرمسار از روی نیلی توام
چسان گویم...؟چسان گویم؟
وقتی زبان گناهکار من پاکی تو را نمی فهمد
می دانم هر شب دعایم می کنی
چاره ی غم های را از خدایم می کنی
می دانم در وقت گناه دلتنگ منی
می دانم در پی این دل سنگ منی
(مادرم امشب به کجا می رود...؟
مادرم امشب سوی خدا می رود...!)
آه مادرم...
دست هایم در غم تو نالان است
قلم از احساس دلم حیران است
مادرم این دل دیوانه نگه کن
تا ابد در غم تو گریان است
raha
__________________
همراه بسیار است اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست
دلبسته ی اندوه دامن گیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست


ویرایش توسط raha_10 : 05-27-2010 در ساعت 02:35 PM
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:27 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها