| شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد |

11-29-2011
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 442
سپاسها: : 905
904 سپاس در 533 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
اقامون دلبره….دلارو ميخره…كربلا ميبره
بااون نسيمي كه داره عطر گل ياس….
اقامون ميدونه ….اين دل ديوونه…دوست داره بخونه
ميون بين الحرمين روضه ي عباس…
كاش…دلامون يه بار ديگه بشه خدايي….
كاش…هممون يه روز بشيم كرب وبلايي…
(این متن و به خاطر این ماه عزیز گذاشتم، امیدوارم دوسش داشته باشید)
__________________
چه کسی میتواند با دختران شرقی دوئل کند؟!
وقتی نگاهشان...
دست ها را از حرکت باز می دارد!!
|
|
3 کاربر زیر از ROJINAjoON سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

11-29-2011
|
 |
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان 
|
|
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681
5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم !
اما زنجیر از پای آزاد مردی باز كنیم.
سینه نزنیم !
اما سینه دردمندی را از غم و آه پاك كنیم .
اشكی نریزیم !
اما اشك از چهره ی مظلومی پاك كنیم.
آن وقت با افتخار بگوییم : " یا حسین "
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
|
|
3 کاربر زیر از shokofe سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-02-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نیمه شب آواره و بی حس و حال٬ در سرم سدای جامی بی زوال
پرسه ایی اغاز کردیم در خیال٬ دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گذشت٬ یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را٬ خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را٬ آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود٬ چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او٬ هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او٬ ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی٬ این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر٬ وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زه دنیا بی خبر٬ دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد٬ گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش ......
گفتمش در عشق پا برجاست دل٬ گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو ذورق وان شوی دریاست دل٬ بی تو شام بی فرداست دل
دل زه عشق روی تو حیران شده٬ در پی عشق تو سرگردان شده
گفت .........
گفت در عشقت وفادارم بدان٬ من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان٬ چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من٬ با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده٬ دل زه جادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده٬ عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش٬ طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود٬ بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود٬ همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود٬ در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار.....
روزگار اما وفا با ما نداشت٬ طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت٬ بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصَه هجران بود و بس٬ حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود٬ در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود٬ سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست٬ ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست٬ این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت٬ رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است٬ خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد٬ این گدا مشمول آن رحمت نشد٬ آن طلا حاصل به این قیمت نشد
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم
زره زره اب گشتم
کم شدم.....
اخر اتش زد دل دیوانه را ......
اخر اتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من .....
عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زه سر دیشب از کف رفت فردا را نگر
اخر این یک بار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه اب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...
بعد از این هم اشیانت هر کس است .... بعد از این هم اشیانت هرکس است
باش با او یاد تو ما را بس است
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
3 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-03-2011
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: وتمدن ازاین شهربه پاخواسته...
نوشته ها: 329
سپاسها: : 16
37 سپاس در 25 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
کاش همیشه درکودکی میماندیم
تابه جای دلمان سرزانوهایمان زخم میشد...
__________________
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه می نویسم :برای آنکه باید باشد ونیست!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
4 کاربر زیر از سادات سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-03-2011
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 442
سپاسها: : 905
904 سپاس در 533 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تنها امید من که نا امیده
امید من دوباره ته کشیده
لحظه به لحظه فکر نا امیدی
این لحظات امونمو بریده
اون که میگفت با دستای دل من
از قفس بی کسی آزاد شد
چی شد که با گریه ی من شاد شد؟
با شبنم اشک من آباد شد؟
از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از تپیدن ش خسته شد
نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من از خستگی خوابش گرفت
این دل نا امید و مایوس مرد
شاید صدای زخمیه دل من
مرهم زخمای دل تو باشه
زخمای دلت
شاید که قصه ی جدایی من
نذاره هیچکی از کسی جدا شه
از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از تپیدن ش خسته شد
نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من از خستگی خوابش گرفت
این دل نا امید و مایوس مرد
محسن یگانه
(ضربان معکوس)
__________________
چه کسی میتواند با دختران شرقی دوئل کند؟!
وقتی نگاهشان...
دست ها را از حرکت باز می دارد!!
|
|
4 کاربر زیر از ROJINAjoON سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-03-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
لای شبهای پنهانی سرشار از سرور و شادمانی در پی غرور پنهانی عاری از رخوت
و دلمردگی بامید صدای آسمانی تکیه بر امید و ارزوهای پوشالی وقتی که دیگه پای
رفتن نداشتم..ندایی از کوچه های دلتنگی بازهم مرا میخواند...و
من پاسخش گفتم وقتی که غرق انتظار بهمراه آسمان می گریستم.
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
3 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-04-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
امروز تلخترین روز زندگانیم شود شاید
شاید دیگر کسی برایم ترانه ی زندگی نخواند
این اولین باری ست در زندگی
بر خورده ام به سدی عظیم
اما نمی توانم به خود اجازه دهم
تا شکست خورم
حال گر چه شکست خورده ام اما
به فکر جبران
چگونه میتوانم ؟
جبران کنم شکستم را
چگونه میتوانم ؟
زندگیم را برسانم
به سر منزل معهود
اما میدانم فردایی هست
نا امید نخواهم بود
تا که هست آن بالا
خدایی برایم
نا امید نخواهم بود ...
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
7 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-05-2011
|
 |
کاربر خيلی فعال
|
|
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: نیست. رفته است..
نوشته ها: 782
سپاسها: : 312
1,461 سپاس در 592 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دنیای ما اندازه هم ن ی س ت !
.
.
دنیای ما اندازه هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم، سردم
وقتی که میرم تو خودم شاید
پاییزِ سالِ بعد برگردم
دنیای ما اندازه هم نیست
میبوسمت اما نمیمونم
تو دائم از آینده میپرسی
من حال فردامم نمیدونم
تو فکر یه آغوش محکم باش
آغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازه هم نیست
.
.
Paeeze Sale Baad.mp3
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|
|
6 کاربر زیر از GhaZaL.Mr سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-08-2011
|
 |
مدیر تالار انگلیسی 
|
|
تاریخ عضویت: Apr 2008
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 1,577
سپاسها: : 3,750
4,670 سپاس در 1,282 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
از هایده ....
ای قبله ی من، خاک در خانه ی تو
بی منت می، مستم ز پیمانه ی تو
ای قبله ی من، خاک در خانه ی تو
در دام توام، بی زحمت دانه ی تو
من خسته و بیمارم، درمان منی
شور شعر و آوازی، در جان منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من، توئی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن، خوش است
در تو فنا گشتن، خوش است
تویی تویی بهانه ام
شاعر هر ترانه ام
شعله ی شوریدگی ام
تویی تویی زبانه ام
تو زخمه ی ساز منی
صدای آواز منی
رمز من و راز منی
نقطه ی آغاز منی
بر جان من آتش بزن
ای عشق من، ای عشق من
باید تو باشی آتشم
تا تن در این آتش کشم
من چون شبم تو قصه ها
تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مُردن است
این معنی عشق من است
__________________
ویرایش توسط مهرگان : 12-08-2011 در ساعت 05:47 PM
|
|
7 کاربر زیر از مهرگان سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-08-2011
|
 |
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان 
|
|
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681
5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
چه ساده بودم که گمان میکردم
به دورم میگردند کسانی که دورم میزدند!!!
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
|
|
3 کاربر زیر از shokofe سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 11:34 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|