| شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد |

12-09-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
شبی با خیال تو هم خونه شد دل
نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی ندیدی پریشونیامو
فقط باد و بارون شنیدن صدامو
غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد
دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد
نه مرد قلندر نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم
الهی سحر پشت کوها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره
نه یک شب که هر شب دلم بی قراره
می خواد مثل بارون بباره بباره
شب مرد تنها پر از یاد یاره
پر از گریه تلخ بی اختیاره
شب مرد تنها شب بی تو مردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
شبای جوونی چه بی اعتباره
همش بی قراری همش انتظاره
|
|
4 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
کاربر خيلی فعال  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,283
سپاسها: : 8,686
3,285 سپاس در 1,349 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
امشب خیلی دلم گرفته
دارم این ترانه رو گوش میدم
خواننده : استاد گلپایگانی
نشسته ام من و ، شکسته های دل ، شکسته و رسوا ، غریبم و تنها
خدا خدا دلم گرفته ، دلم گرفته
جهان پُر از غمه ، یه دشت ماتمه ، برای زندونه
شراره های غم ، درون سینه ام ، یه عمره مهمونه
جهان پُر از غمه ، یه دشت ماتمه ، برای زندونه
شراره های غم ، درون سینه ام ، یه عمره مهمونه
جهان پُر از غمه ، یه دشت ماتمه ، برای زندونه
شراره های غم ، درون سینه ام ، یه عمره مهمونه
جهان پُر از غمه ، یه دشت ماتمه ، برای زندونه
شراره های غم ، درون سینه ام ، یه عمره مهمونه
آه ای خدا ببین ، ببین آبرویم دگر ز غم ، شکسته در گلوم
رها کن از مستی ، دلی که بشکستی
شکسته دل صدا نداره ، صدا نداره
دلی که خاموشه ، دگر نمی جوشه ،
درین جهان بها نداره بها نداره
نه شوق و تمنّایی ، نه حسرت و فردایی
که دگر ز جهان دلم گرفته ، دلم گرفته
رها کن از مستی ، دلی که بشکستی
شکسته دل صدا نداره ، صدا نداره
دلی که خاموشه ، دگر نمی جوشه ،
درین جهان بها نداره بها نداره
نشسته ام من و ، شکسته های دل ، شکسته و رسوا ، غریبم و تنها
خدا خدا دلم گرفته ، دلم گرفته
__________________
ــــــــــــــــــ
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست
|
|
3 کاربر زیر از MAHDI سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
ردپای اشک
مرادوباره مزا مادر
اگر به مرگ خندیدم
اگرشکست فرزندت
اگر گسست لبخندت
مرا مزامادر
هواهنوز چرکین است
زمین هنوز تفدیده
دلم عجیب خونین است
ببین ببین مادر
ردپای اشک ها را
دویده خط برخط
چکیده جا برجا
مراببین مادر
چه نازخوابیدم
به دورازاین دنیا
تو را به خواب می بینم
گاهی بهانه می گیرم
گاهی گلایه ای دارم
از خودم ،زمین، دنیا
از خدا نمیدانم
ببین ببین مادر
تا کجا رسیده ام دیگر
مگو که کفر می گویم
بغضی شکسته ام که می بارم
پنجه های تنهایی
می فشارد گلوی من - هر چند -
لطف روزگار هم گاهی
میزند به سینه ام خنجر
زمین هنوزپرکینه
و جنگ روز با شب
دقیقه ها در تب
و مردمان در مسخ
میان این همه نفرت
میان این همه کینه
مرگ است که عریان است
مرگ است که بی کین است
مرا مزا مادر
این بار همین کافی است
بگذار بخوابم باز
- بگذار -
که مرگ شیرین است ....
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
3 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
کاربر خيلی فعال
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 1,524
سپاسها: : 2,541
1,575 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
غریب آشنا
تو از شهر غريبه بی نشونی اومدی
تو با اسب سفيد مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پر غبار
برای هم صدايی ، هم زبونی اومدی
تو از راه مي رسي پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، مياد همرات بهار
چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبار و از تنت
غريبه آشنا ، دوستت دارم بيا
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگير دست منو تو اون دستا
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردي پيشم
تو زندونم با تو من آزادم
تو از شهر غريبه بي نشوني اومدي
تو با اسب سفيد مهربوني اومدي
تو از دشتاي دور و جاده هاي پرغبار
براي هم صدايي ، هم زبوني اومدي
تو از راه ميرسی ، پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، مياد همرات بهار
چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
غريبه آشنا ، دوستت دارم بيا
میشينم می شمرم روزا و لحظه ها
تا برگردی بيای بازم اينجا
چه خوبه سقفمون يكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پيشم
تو زندونم با تو ، من آزادم
متن ترانه غريبه آشنا از گوگوش عزيز
ویرایش توسط فرگل : 12-13-2011 در ساعت 02:11 PM
|
|
2 کاربر زیر از فرگل سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
کاربر خيلی فعال
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 1,524
سپاسها: : 2,541
1,575 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
اگه بمونی (از گوگوش)
اگه بمونی ، اگه بمونی
خورشيدو از اون بالا
می يارم برات
خوب میدونی
اگه بمونی ، اگه بمونی
مي بندم يه دستبند بلور
از اشك گرم و پر نور
دور دستاي پر از غرور
مي گيرم عكس ماه و از آب
از لبام ، تنگ شراب
هديه مي يارم برات تو خواب
پر مي شه صحرا از شقايق ها
مي ره از چشمونم ابر سياه
اگه بمونی، اگه بمونی
اگه بمونی ، اگه بمونی
شب مياد ، نور اسيره
پونه مي ميره ، دل مي گيره
اگه نمونی ، اگه نمونی
مي ميره ستارم تو هوا
روز مي شه سرد و سياه
گريه مي كنن باز پريا
چشمامو مي دم به ماهي يا
دستامو مي دم به دريا
مي رم از چشم تنگ دنيا
ماهي عشقم مي شينه به خاك
از روي دنيا نامم مي شه پاك
اگه نمونی ، اگه نمونی
ویرایش توسط فرگل : 12-13-2011 در ساعت 02:17 PM
|
|
3 کاربر زیر از فرگل سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
کاربر خيلی فعال
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: كرمانشاه
نوشته ها: 1,524
سپاسها: : 2,541
1,575 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
نفرین به زندگی (از گوگوش عزيز)
من ز بخت سیاه اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی
در کویر حیاتم با بار سنگین این غم
آواره ای بی پنام نفرین بر این زندگی
زندگی ای زندگی ای همه افسردگی
تویی کابوس غم آمده به خوابم
من ز بخت سیاه اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی
دل سزای محبت بیند دورویی و محنت
یا رب چه بوده گناهم نفرین بر این زندگی
ای خدا ای آسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی
|
|
3 کاربر زیر از فرگل سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
شاید به باور کردنش عادت ندارد دل هنوز
شاید برای بودنش باید بسازد دل هنوز
روزی که دست آرزو بر زلفهایش شانه زد
تقدیر من با او شد و شاید نداند دل هنوز
مثل هوس بود و نیاز در خاطرات ذهن من
او بود و من بود و نیاز چیزی نخواهد دل هنوز
چیزی نخواهد دل هنوز اما پر از احساس ها
گویی که شرم عاشقیست،چيزي نخواند دل هنوز
لب در سكوت بين ما، آرام بود و بي صدا
مُهري بر آن پيشاني اش،شايد بنالد دل هنوز
خواهي نخواهي بوسه ها آرامتر از خيال
خيلي فراتر از خيال ، شايد بخواهد دل هنوز
ترسي ميان آرزو پنهان قلب عاشق است
تقدير را هرگونه بود ، بايد بخواهد دل هنوز
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
3 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 442
سپاسها: : 905
904 سپاس در 533 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
متن ترانه دوست دارم از گروه 7 ( 7Th Band)
می دونم منو از یاد می بری تو قلب من فقط تویی
دوست دارم
گروه سون
__________________
چه کسی میتواند با دختران شرقی دوئل کند؟!
وقتی نگاهشان...
دست ها را از حرکت باز می دارد!!
|
|
3 کاربر زیر از ROJINAjoON سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-13-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
از انسان ها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگینند.
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و
به عشق خود و به حقیقت وجود خود شک دارند.
پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند.
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
3 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|

12-16-2011
|
 |
مدیر بخش موبایل
|
|
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: شیراز
نوشته ها: 3,181
سپاسها: : 7,693
7,279 سپاس در 3,383 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
به تنم مرحم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده شبو دریدی
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
بسلامت سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هرجا که باشه
هر جای د نیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
__________________
گاهی حس میكنم
گذشته و آینده آنچنان سخت از دو طرف فشار وارد میكنند
كه دیگر جایی برای حال باقی نمی ماند...
|
|
2 کاربر زیر از hossein سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
|
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد
|
|
|
اکنون ساعت 03:10 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|