بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 04-06-2010
Omid7 آواتار ها
Omid7 Omid7 آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: نصف جهان
نوشته ها: 9,286
سپاسها: : 14

95 سپاس در 74 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

غم دل با كه بگويم كه مرا ياري نيست
جز تو اي روح روان هيچ مددكاري نيست

غم عشق تو به جان است و نگويم به كسي
كه در اين باديه غمزه غمخواري نيست

راز دل را نتوانم به كسي بگشايم
كه در اين دير مغان راز نگهداري نيست

درد من عشق تو و بستر من بستر مرگ
جز توام هيچ طبيبي و پرستاري نيست

لطف كن لطف و گذر كن به سر بالينم
كه به بيماري من جان تو؛ بيماري نيست

قلم سرخ كشم بر ورق دفتر خويش
همان كه در عشق من و حسن تو گفتاري نيست
__________________
مدت ها بود سه چیز را ترک کرده بودم
شعر را... ماه را.... و تو را ...
امروز که به اجبار قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم و شب هاي مهتاب را...
ولی نه...!! باید ترک کنم
هم تو را....هم شعر را .... و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی را که به ماه نگاه می کردم...

======================================

مسابقه پیش بینی نتایج لیگ برتر ( اگه دوست داشتی یه سر بزن دوست من )
پاسخ با نقل قول
  #2  
قدیمی 04-06-2010
nae آواتار ها
nae nae آنلاین نیست.
کاربر فعال بخش سینما
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: بهشهر
نوشته ها: 1,694
سپاسها: : 1

31 سپاس در 27 نوشته ایشان در یکماه اخیر
nae به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ ار این ماجراست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ
دیدن او یک نفس صد چو منش خون بهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست
مایه ی پرهیزگار قوت صبر است و عقل
عقل هوا خواه عشق صبر زبون هواست
سلسله ی پایبند گردن جان در کمند
زهره ی گفتار نی کاین چه سبب وین چراست
گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست
سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست
گو همه دشنام گو کز لب شیرین دعاست
__________________
ما خانه به دوشیم
ما خانه به دوشیم
تیم اس اس به دو عالم نفروشیم
سال 89 تو دربی 69
شیث رضایی دنبال فرهاد بدو
آی بدو آی بدو
آی بدو آی بدو
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 04-08-2010
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,544
سپاسها: : 1,306

3,419 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

سنگ اندیشه به افلاک مزن!دیوانه
چون که انسانی و از تیره ی سرطاسانی

زهره گوید که شعور همه آفاقی تو
مور داند که تو بر حافظه اش حیرانی

در ره عشق دهی هم سر هم سامان راچون به معشوقه رسی بی سر و بی سامانی
راز در دیده نهان داری و باز از پی راز
کشتی دیده به توفان خطر می رانی
مست از هندسه ی روشن خویشی!مستی

پشت در آینه در آینه سرگردانی
بس کن!ای دل!که در این بزم خرابات شعور
هر کس از شعر تو دارد به بغل دیوانی
لب به اسرار فروبند و میندیش به راز

ورنه از قافله ی مور و ملخ درمانی
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 04-08-2010
فرانک آواتار ها
فرانک فرانک آنلاین نیست.
مدیر تالار مطالب آزاد

 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 3,544
سپاسها: : 1,306

3,419 سپاس در 776 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دلم گرفته دوست
بغض پیکرم را می لرزاند
تن خونین برادر نقش زمین شد
به نام بیگانه خواندندش
اما خاک سرخش
عطر ایران می داد ..
کجاست دستان لطیف حق ،
نوازش می خواهم
بیدارم کنید
آی تاریخ نگاران دورغین سرنوشت آدمیان !
بیدارم کنید
چشمان من تاب دیدن ندارد دگر ..
اشک خدا گونه ی زمین ر ا تر کرده
به گل مال وجود انسان خیره مانده دوست
آتش زبانه می کشد
از دهان بی هویت پادشاه سرزمینم
دل به منسبش خوش کرده انگار ..
فریاد
بر پشت بام دنیا می روم
فریاد ..
خدا بزرگتر است .!
__________________
تو همه راز راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان آرام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 04-08-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



کاری به کار عشق ندارم


دهانت را می‌بویند


مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می‌پویند

مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد



روزگار غریبی‌ست نازنین

روزگار غریبی‌ست



و عشق را

کنار تیرک راه‌بند تازیانه می‌زنند

عشق را

در پستوی خانه نهان باید کرد

شوق را
در پستوی خانه نهان باید کرد



روزگار غریبی‌ست نازنین

روزگار غریبی‌ست




و در این بن‌بست کج و پیچ سرما

آتش را

به سوخت‌وار سرود و شعر

فروزان می‌دارند

به اندیشیدن خطر مکن



روزگار غریبی‌ست نازنین

روزگار غریبی‌ست



آن که بر در می‌کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را

در پستوی خانه نهان باید کرد




روزگار غریبی‌ست نازنین

روزگار غریبی‌ست....




- آنک قصابانند

بر گذرگاهها مستقر

با کنده و ساطوری خون آلود

و تبسم را بر لبها جراحی می‌کنند

و ترانه را بر دهان

- کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است


خدای را

در پستوی خانه نهان باید کرد

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد


روزگار غریبی‌ست نازنین
روزگار غریبی‌ست ...
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 04-08-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


ماه من


ماه من
تو چرا دور زمن بنشستی
و مرا در غم خود بشکستی
و چنین ساده زمن بگذشتی

و همه ریشه ی من بگسستی


گل من

من که دیوانه ی کویت بودم
روز و شب در طلب طرّه ی مویت بودم

و در آن لحظه ی مستیت، سبویت بودم

همه جا، در همه دم، در آرزویت بودم


جان من

در پریشان زلفت قلب مرا کن زنجیر
و به آن ناز دو چشمت کن اسیر
نو ببین ناز تو کردست مرا دامن گیر
عاقبت از غم عشقت ای دوست گشتم پیر


ماه من


تو اگر سخت دلی باز تو را می خواهم

تو اگر درد شوی، غم بزنی بر جانم، با غمت می سازم

تو اگر سنک شوی، بشکنیم باز تو را می خوانم

تو اگر جان خواهی، جان به کفم می آرم
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 04-08-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


نقاشی

منم و نقاشیام و بی کسی
منم و تنهایی و دلواپسی

منم و رنگ سیاه سخت و سرد
منم و یه قلب پر اندوه و درد

منم و نقاشی تیره و تار
روی قلبم غم سنگینی سوار

نقاشیم پر از غم و مصیبته
زندگی برام عذاب و محنته

نقاشی آینه ی زندگی ام
همدم بی کسی و تنهایی ام

نقاشی برام مثل سنگ صبور
توی یک دخمه ی تاریک و نمور

آرومی تو نقاشی می زنه موج
فارغ از غم منو می بره به اوج

نقاشی دردمو آروم می کنه
غصه رو از زندگیم پاک می کنه

همدم تنهایی نقاشی من
غم خور بی کسی نقاشی من
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 04-08-2010
alidehban آواتار ها
alidehban alidehban آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Mar 2010
محل سکونت: قزوین
نوشته ها: 63
سپاسها: : 1

14 سپاس در 14 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Cool چه خواهیم گفت...؟

پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 04-08-2010
چرو آواتار ها
چرو چرو آنلاین نیست.
کاربر کارآمد
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: کرمانشاه- همین حوالی
نوشته ها: 731
سپاسها: : 247

554 سپاس در 357 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خدایا...خدایا

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو میکنم با این فراموشی وخاموشی

چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته

خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه
از اینجا که من ایستاده ام چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده
از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشمای کورم عذای کهنه ی خوابو

چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجا میرم کجای جاده دل تنگه

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره
سر راه بهشت من درخت سیب میکاره
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 04-08-2010
چرو آواتار ها
چرو چرو آنلاین نیست.
کاربر کارآمد
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: کرمانشاه- همین حوالی
نوشته ها: 731
سپاسها: : 247

554 سپاس در 357 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

میخوام بگم حرف دلو اما نمیدونم چرا


میخوام بگم تا توبودی زندگیم یه رنگی داشت

کنار کلبه تو دل یه سرو سامانی دیگه داشت

شاید من برم یه جای دور

یجای دور از همه ادما

تکه کنم به سنگ غم بشینم بگم از دل سنگ

سوختم ساختم شکستم نشستم پرم شکست خزیدم
به عشق دیدن تو هرروز هر شب بودم تا ببینم اون رویت

ولی زدی شکستی تمام تار پودم

تو دلم یه غم دارم اندازه کوه دراک

تومیدونی اون کوه کجاست

میخوام برم بیدقنبری یه هوایی تازه کنم

بعدش برم تو شاهچراغ نماز هاجات بخونم

شاید برم حافظیه یه فال حافظ بگیرم

تقدیم به اونی که امروز زد دلمو شکست
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:29 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها