بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #31  
قدیمی 03-27-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎


درد ناک تر از همه این است
که هر چیزی
هر چیزی
تو را به یاد من می‌ آورد
و تلخ ترینشان ، بیشتر...




نیکی‌ فیروزکوهی



__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #32  
قدیمی 03-27-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎



در سینه ام
بچه پلنگی
آرام آرام می‌‌میرد
آه ، چه دردناک آسمان پیر می‌‌شود
چه دردناک تر
برفِ سفید ، بر شانه‌های خسته ی خسته

مانده‌ام ...
در نبودِ عشق
صبوری کنم
یا مشق بهار ؟؟
" خوشا فریادِ زیرِ آب ...."




نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #33  
قدیمی 04-09-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

و کاش پنجره‌ای بودم
برای تصویر‌های تا ابد
که کام از کدام خیالِ مست گیرد
ذهنِ خسته از اضطرابِ همیشه درانتظار
وقتی‌ هیچ بهاری را
با هیچ نسیمی
نمی‌‌آیی ؟؟





نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #34  
قدیمی 04-09-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

حالا که هستی‌
تسکین باش برایم
تنهایی‌
مثل یک گرگ
زنجیر پاره کرده
ریشه‌های بودنِ مرا
باورِ بودنِ تو را
می درد
و می درد
و می درد..

حالا که هستی‌
تسکین باش برایم
مرا در آغوش بگیر و بگو
کجا رفتند؟
آدم‌هایی‌ که دوستم داشتند
کجا هستند؟
آدم‌هایی‌ که دوستشان داشتم...




نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #35  
قدیمی 04-09-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

قلب نیست لعنتی !!!
چیزی است در دلم آویخته به بندی
تاب می‌خورد بینِ بغض‌هایِ من
و درد‌هایِ زندگی‌
نه می‌‌ایستاد که مرا راحت کند
نه می‌تپد که ماتمِ تو را کم کند...




نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #36  
قدیمی 04-09-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎


می‌ گریزم
از خودم
که جا مانده ام
از رویایِ بهشت
که خالی‌ تر از همیشه
بی‌ خیالِ آبیِ آسمان و آسمان آبی شده ام
و چقدر بعید می‌‌شود
بودنِ کسی‌
که بی‌ هیچ تصوری از لحظه
آرام آرام تن‌ به حل شدن در انتظار می‌‌دهد

می‌ گریزم
از تو
از اتاقی‌ که بویِ نبودنت را گرفته
از خیابان
که حجمِ سنگینِ آدم‌های تنهایش
بارور می‌‌کند
اندوهِ بی‌ پایانِ نداشتنت را
از مادرم
که هنوز نگران آینده‌ای ‌ست که نمی‌‌خواهم داشته باشم
... نمی‌‌توانم داشته باشم

می‌ گریزم
از آدم ها
با اعتمادی که به خاطره‌هایشان دارم
با حسِ عمیقی که به روایت چشم هاشان دارم
که دوست داشتن را عجیب دوست دارم
که سخت دلتنگ‌شان می‌‌شوم
و چه سخت ... چه سخت دلشان تنگ می‌‌شود

و بگریزید از من
که پلنگِ زخمی نمی‌‌نالد
نمی‌ درد
نمی‌ جنگد
خودش را رسوا می‌‌کند
تا زندگی‌ِ هزار رنگ را
در حیرتِ نگاه شما
هزار پاره کند
شاید هنوز هم کسی‌ باشد ، بیمارِ دوست داشتن

از من بگریزید ... از عالمی گریخته ام







نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #37  
قدیمی 04-09-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

من کولی غریبی را می شناسم
که عشق را با هوس تبّرک کرد
و با کوچش
خاک یک قبیله‌ را دلتنگ کرد

غریب بود
... شب‌های کویر را گشته بود
ماه خودش را در چاه عشق دیده بود
و برای همیشه رفته بود
برای همیشه رفته بود

...
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #38  
قدیمی 04-17-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎


خیال کنیم همه گفتنی‌ها را گفته ایم
دیدنی‌‌ها را دیده ایم
راه‌ها را رفته ایم
خیال کنیم رسیده ایم
خیال کنیم همه را دوست داشته ایم
همگان ما را دوست داشته اند
عشق ورزیده ایم
بوسیده ایم
بوییده ایم
لمس کرده ایم
خیال کنیم شب داشته ایم
روز داشته ایم
خیال کنیم کنار دریا غروب داشته ایم
خیال کنیم روزگار خوشی‌ داشته ایم
خیال کنیم این خواب ، خوابِ ما
این رویا ، رویای ماست
خیال کنیم حالا که می‌‌رویم
بدهکار هیچ قلبی
هیچ دستِ گرمی
خیال کنیم بدهکار هیچ آرزویی نیستیم...



نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #39  
قدیمی 04-17-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

دلم گرفته بهار
دلم گرفته کجایی‌ بهار ؟
آآاآا ی مردمِ سبز
مردم خوشحال کوچه و بازار
یکی‌ دلش را در زمستانی که گذشت جا گذاشته
حضور برگی سبز را
بهار را نشانم دهید

دست خسته ی مرا بگیرید
نجاتم دهید از خلوت محزون اتاق های سرما زده یِ این خانه
صدایم کنید
صدایم کنید
خواب مرا به آواز رفتگرانِ همیشه بیدار بسپرید
مرا گرم کنید
تن غریب همیشه مهاجر مرا گرم کنید
مرا به دست آفتاب بسپرید
به ظهر‌های تفتیده ی سیستان
دلم گرفته
من عبور نمی خواهم
نمی‌ خواهم وسیع باشم ، تنها ، سر به زیر و سخت
من دلم فصلی نو
تنی‌ تازه
کمی‌ آرامش
من دلم آغوش می‌‌خواهد
من ...دلم ... من ... بهار می‌‌خواهم




نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #40  
قدیمی 04-17-2013
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432

2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ‎سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی‎

و این روز‌ها ...
روز‌هایی‌ که بی‌ من
چنین آسوده
بر تو می گذرند
همان روزگاری ‌ست
که بی‌ تو
گنگ و تلخ
بر من
نمی گذرد...




نیکی‌ فیروزکوهی
__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ساقي سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:17 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها