بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > فرهنگ و تاریخ > فرهنگ

فرهنگ تمام مباحث مربوط به فرهنگ در این بخش

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض آيا لازم است خدا را بشناسيم؟

نخستين پرسشى كه در مبحث عقايد مطرح مى شود اين است كه:
بايد كسانى كه از راه هاى صحيح و استدلالى، دينى براى خود اختيار كرده اند افكار و رفتار خود را بر اساس موازين و قوانين آن دين قرار دهند;
اما كسانى كه هنوز دينى براى خود اختيار نكرده و پايبند به قانون و فرمانى نشده اند چه لزومى دارد كه درباره دين تحقيق كنند؟
مگر زندگى انسانها به دين و خداشناسى بستگى دارد؟
مگر جامعه بشريّت بدون ايمان به خدا نمى تواند به زندگى انسانى خود ادامه دهد؟
آيا فرد و اجتماع بدون دارا بودن يك سلسله مبانى اخلاقى نمى توانند كمال حقيقى خود را تحصيل كنند؟
و سرانجام چه نيازى دارد كه افراد به خود زحمت دهند و راه دشوار و ناهموار تحقيق درباره دين را بپيمايند و تكليف خود را زياد كنند!؟...
اين نخستين پرسشى است كه در مبحث عقايد و مذاهب، پيش مى آيد و در حقيقت نخستين بحث دانشمندان عقايد كه در كلمات علماى اسلام به صورت
وجوب معرفة اللّه
يا لزوم شناسايى خدا، ذكر شده است، پاسخ به همين پرسش است.

پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

به سوى كمال
هر انسانى در هر عصر و موقعيّت جغرافيايى وشرائط اجتماعى كه قرار داشته باشد، به حكم فطرت و به مقتضاى عقل، به سوى كمال، گام برمى دارد. هدف دانشجويى كه در دانشگاه سرگرم تحصيل است، كارگرى كه در كارگاه مشغول كار و صنعت است، دانشمندى كه مشغول مطالعه كتابها و بررسى مطالب عميق علمى است و مخترعى كه در محيط ملال آور آزمايشگاه ها، مرتباً مشغول آزمايش است، رسيدن به كمال است و اصولا همين هدف كمال است كه ناراحتى ها و رنج ها، در راه رسيدن به آن، كاملا لذّت بخش و فرح آور است و نداى فطرت و فرمان وجدان همواره پشتيبان و مشوّق آنهاست.
غريزه عشق به كمال تنها مخصوص انسان نيست، بلكه در حيوانات هم وجود دارد، زيرا آنچه را كه مناسب زندگى آنها باشد، خواهانند و از آنچه كه به ضرر آنان تمام شود، گريزانند. منتها
امتياز انسان ها نسبت به حيوانات اين است كه غريزه عشق به كمال
در انسان هاـ به علت راهنمايى هاى عقل ـ به مراتب از حيوانات قوى تر است.
اگر ما بخواهيم «عشق به كمال» را در انسان به صورت يك قانون درآوريم، بايد اعتراف كنيم كه قانونى عمومى و همگانى است;
تا آنجا كه شايد هيچ قانونى، كليّت و عموميّت آن را دارا نباشد;
زيرا همه افراد مايل هستند به سوى كمال بروند و تمام كارها و كوشش ها در جهت رسيدن به كمال است.
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

هيچ كس را نمى توان پيدا كرد كه از منافع و كمالات خود متنفّر باشد و يا به طرف چيزهايى برود كه به زيان او تمام شود.
ممكن است كسى بگويد:
آيا افرادى كه بى پروا و از راه هاى گوناگون، خودكشى كرده اند، مشمول اين قانون مى شوند؟
و آيا انتحار و خودكشى هم به منظور رسيدن به كمال است؟
آرى، مى توان گفت كه:
هدف اين اشخاص هم كمال است;
زيرا به منظور نجات از ناراحتى ها كه خود يكى از مراحل كمال است خودكشى مى كنند;
ولى بدبختى آنها در اين است كه راه تكامل را گم و خيال كرده اند آن كمال فطرى كه فرمان عقل و وجدان، پشتيبان آن است همين است و بس!
همچنين انسان هايى كه به كارهاى پست تن در مى دهند و يا اين كه عمر خود را در راه رسيدن به لذّات زودگذر تباه مى سازند و متوسّل به مواد مخدّر و مشروبات الكلى مى شوند، از اين قانون مستثنى نيستند. آنها هم به گمان اين كه به طرف كمال مى روند، راه كمال را گم كرده و خوشبختى و لذّت خود را در اين موضوعات مى دانند! خلاصه عشق به كمال در همه آنها هست، ولى بعضى مسير را اشتباه مى روند
نتيجه بحث اين كه:
همه انسان ها در جستجوى كمال هستند و مشوّق آنها در اين راه يكى پشتيبانى فطرت و ديگرى فرمان عقل است.
ممكن است انسان در اثر نداشتن تعليم و تربيت صحيح در تشخيص مصداق كمال، گرفتار اشتباه شود و به جاى اين كه راه تكامل را بپيمايد، راه انحطاط و نقصان خود را طى كند.
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

كمال فردى و اجتماعى

كمال در دو جنبه فردى و اجتماعى است،
زيرا شخصيّت انسان داراى دو جنبه فردى و اجتماعى است
شخصيّت فردى:
آن است كه انسان را قطع نظر از محيط و اجتماع و بدون توجه به موقعيت و خصوصيات اجتماعى، ملاحظه كنيم.
شخصيّت اجتماعى:
آن است كه انسان را از جهت روابطى كه با ساير انسان ها و محيط خارج از خود دارد، در نظر بگيريم.
بنابراين، كمالى را هم كه انسان در جستجوى آن است، در دو جهت فردى و اجتماعى متصور است. انسان از لحاظ فردى داراى سه جهت فكر، اخلاق و عمل است.
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

كمال فكرى

بديهى است كه محتويات فكر انسان هر چه عالى تر باشد، آن فكر كامل تر و عالى تر است. بنابراين هر چه معلومات و معقولات انسان توسعه بيشترى داشته باشد به همان اندازه، فكر انسان وسيع تر خواهد بود. به عبارت ساده تر مى توان گفت كه:
ميان فكر و محتويات آن تعدّدى اختلافى در كار نيست.
از اينجا نتيجه مى گيريم فكر كامل، آن فكرى است كه متوجه عالى ترين موجودات باشد و پست ترين افكار، آن فكرى است كه در اطراف پست ترين موجودات دور مى زند.
اينك براى بهتر روشن شدن مطلب، اعتقادات يك فرد دين دار و بى دين را با هم مقايسه مى كنيم:
يك فرد مادّى مى گويد:
عالَم، همان چيزى است كه ما مى بينيم و يا علوم طبيعى براى ما اثبات كرده است; طبيعت محدود و قوانين جبرى آن، سازنده اين جهانند و هيچ گونه نقشه و فكرى در ساختمان آن به كار نرفته است.
بشر هم جزئى از طبيعت است و پس از مرگ، اجزاء او از هم متلاشى و تجزيه شده و بار ديگر به طبيعت برمى گردند و هيچ گونه بقائى براى او نيست.
در واقع، ميان انسان و ساير حيوانات، چندان فاصله اى وجود ندارد.
يك فرد دين دار معتقد است كه:
عالَم، خيلى بزرگ تر است از آنچه ما درك مى كنيم و عالَم ماوراء اين طبيعت به مراتب از جهان طبيعت، وسيع تر مى باشد.
نيروى سازنده اين عالَم، علم و قدرتى بى نهايت دارد. هميشه بوده و خواهد بود.
عالَم بر طبق يك نقشه بسيار عميق و دقيق استوار شده است و عدم اطلاع كامل ما از اسرار آن، نه تنها دليل بر نبودن آن اسرار نيست، بلكه به خاطر نادانى ماست. انسان فاصله بسيار زيادى از حيوانات دارد.
مرگ به معناى فنا و نابودى نيست
مرگ، پايان كبوتر نيست
، بلكه يكى از مراحل كمال بشر است، زيرا انسان، پس از مرگ وارد عالَم وسيع تر و پهناورترى مى گردد.
اكنون خود شما قضاوت كنيد كه: روح كدام يك از اين دو نفر كامل تر و قوى تر است؟ آن كس كه فكر او تنها در محدوده ماده، گردش مى كند و يا آن كس كه برفراز آسمان ابديّت و در يك فضاى بى انتها پرواز مى نمايد؟ جواب اين سئوال ناگفته، روشن است...
آرى، اين دين است كه فكر انسان را در افقى بلندتر از افكار مادى قرار مى دهد و روح قوى و همّت عالى به او مى بخشد.
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 04-06-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

508 سپاس در 332 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

كمال اخلاقى

انسان داراى دو دسته از صفات و اخلاقيّات است:
غرائز حياتى:
كه براى ادامه حيات ضرورت دارد و در تمام افراد ديده مى شود مانند:
علاقه به خود و زن و فرزند، حس انتقام، حس ترس، غريزه شهوت و غضب و...
افراط و تفريط در اين قسمت، سبب بدبختى انسان مى گردد و بايد اعتدال، رعايت گردد.
اگر انسان به خودش علاقه نداشته باشد، بدون ترس خود را در خطرها قرار مى دهد و جان خود را دستخوش فنا و نابودى مى كند;
و از طرفى اگر علاقه او به خود در جهت افراط واقع شود و همه چيز را براى خود بخواهد، مسلّم است كه اين هم مايه بدبختى و هلاكت اوست. افراد متهوّر و نترس، غالباً عمر خود را به پايان نمى رسانند و افراد ترسو هم از عمر خود بهره مند نمى شوند و از فعّاليّت هاى مثبت اجتماعى محرومند.
اشخاص غضبناك، انسان هاى غير قابل اعتماد و معمولا بى ارزشى از آب در مى آيند و در مقابل، افراد خونسرد هم ناقصند;
زيرا در صحنه مبارزات اجتماعى، قادر به دفاع از حقوق مسلّم خود نخواهند بود.
بنابراين براى هر يك از اين غرائز، حدّ و اندازه اى است كه اگر از آن حدّ و اندازه تجاوز كنند، موجب زيان انسان مى گردند و فقط در صورت اعتدال صفات مزبور، بشر مى تواند از آنها بهره مند شود و از اين نظر كامل گردد.

2. روحيّات عالى انسانى: اين دسته از صفات، حدّ و اندازه معينى ندارند و هر قدر زيادتر باشد، باعث كمال بيشتر انسان خواهند بود.
صفاتى مانند:
عدالت، حق دوستى، حق طلبى، وظيفه شناسى و... را مى توان از روحيّات عالى انسانى دانست.
هر كس كه از اين صفات، سهم بيشتر داشته باشد كامل تر است.
مثلا:
در هر كس حس عدالت پرورى، بيشتر يافت شود، به همان اندازه اين فرد از لحاظ اخلاقى و روحيّات ممتاز انسانى، كامل تر است. بنابراين تكميل و پرورش اين روحيّات نيز يكى از مراحل تكامل اخلاقى است.
از آنچه گفته شد، اين گونه نتيجه مى گيريم كه: ايجاد تكامل اخلاقى در انسان به تعديل غرائز حياتى و پرورش روحيّات عالى انسانى، بستگى دارد.
اكنون بايد به اين مطلب توجه نمود كه كدام نيرو مى تواند به غرائز حياتى، اعتدال بخشد و روحيات عالى انسانى را در وجود بشر بپروراند؟
با مراجعه به دستورات دينى روشن مى شود كه بيشتر دستورات دينى در جهت تعديل غرائز و پرورش روحيات عالى انسانى است. اين موضوع ثابت مى كند كه: دين صحيح، ضامن تكامل اخلاقى انسان است.
زيرا روشن است كه اولين شرط تعديل غرائزى همچون
خودخواهى، شهوت، خشم و... احساس يك مسئوليت درونى و باطنى است كه در همه جا، حالات، افكار و رفتار انسان را كنترل كند. سرچشمه اين احساس مسئوليت، فقط و فقط ايمان به خداست.

اين ايمان است كه در اعماق وجود شخصى ديندار جا دارد، وجدان او را تحث تأثير معنوى خود قرار مى دهد و از كجروى ها و انحرافات باز مى دارد.
از طرفى، دين به منظور ايجاد كمال اخلاقى ، نويد بهترين پاداش نيك را به انسان مى دهد و در نتيجه، باشوق، او را به سوى كمالات اخلاقى، هدايت مى كند و براى عدم كنترل غرائز، بالاترين مجازات را گوشزد مى كند و در نتيجه، ترس از مجازات، او را از صفات ناپسند و طغيان غرائز باز مى دارد.
البته نمى توان انكار كرد افرادى پيدا مى شوند كه بدون احتياج به مقررات جزا و كيفر، خواهان كمال اند و به اصطلاح، كمال را براى كمال مى خواهند، ولى آنچه تجربه هاى اجتماعى نشان داده است اين است كه: تعداد اين گونه افراد، خيلى كم و به علاوه تأثير اين گونه روحيات در خود اين اشخاص نيز محدود است.
كسانى كه تصور مى كنند تنها وجدان مى تواند انسان را از كجرويها و تجاوزات باز دارد، كاملا در اشتباه اند.
يكى از دانشمندان بزرگ تعليم و تربيت مى گويد:
كسانى كه سعى دارند اخلاق را از دين جدا كنند و مستقلا به تكميل آن بكوشند، دست به كار خطرناكى زده اند.
لامارتين ، فيلسوف و شاعر فرانسوى مى گويد:
وجدان بدون خدا مانند محكمه دادگاه بدون قاضى است.
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 06:07 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها