بازگشت   پی سی سیتی > سایر گفتگوها > مطالب آزاد

مطالب آزاد در این تالار مطالبی که موضوعات آزاد و متفرقه دارند وجود دارد بدیهیست که کنترل بر روی محتوای این تالار بیشتر خواهد بود

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 09-13-2009
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,666 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ز من نگارم ،حبیبم خبر ندارد...


در تمنای وصالت، دل من پر زد و پر زد
تو نبودی و خیالت اما
مثل یک راز بزرگ
رو به روی دل من میرقصید

*یه عالمه دلم هوای سینما و تئاتر داره،یه عالمه هوای کتاب خریدن و پشت هم خوندن داره،یه عالمه هوای بام تهران رو داره،یه عالمه هوس رفتن به کافی شاپ داره ،یه عالمه دلم شب شعر میخواد ،یه عالمه دوست دارم دوباره سه تارمو بگیرم دستم و بزنم" مرغ سحر ناله سر کن" ،دلم خیلی چیزای دیگه میخواد ،اما...
*چند روز پیش دوستی بهم گفت زندگیت یه چیزی کم داره چرا یه کم خوشی نداری؟گفتم اما من به حد کافی خوش میگذرونم.گفت:مثلا،گفتم:مسافرت،م مونی،درس،کتاب،فیلم و ...،گفت:نه عزیزم خوشی اینه که سرتو گرم کنی چرا اهل پسر و پارتی نیستی ؟کلی به آدم انگیزه میده ...این گفتگو طولانی بود .من آدمی نیستم که بخوام به خاطر گذران وقتم از آدمای دیگه استفاده کنم یا به قول اون دوستم هر چند روز یه بار یه پسر رو بذارم سر کار تا تفریح متفاوتی داشته باشم ،نمیگم تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم اما اصولا نمیتونم هر کسی رو راحت وارد زندگیم کنم (دختر و پسر هم نداره)،عشق رو هم تجربه کردم پس دیگه لزومی نمیبینم کس دیگه ای رو تو این خطر قرار بدم ...البته هنوزم نمیدونم دوستم چرا فکر کرده زندگی من چیزی کم داره،در واقع یک تکه از زندگی من گم شده که هیچ وقت هم پیدا نمیشه اما این باعث نشده من همه چی رو تعطیل کنم و زانوی غم بغل بگیرم ،اینم درس عبرتی شد برای من که دیگه همون صد سال یه بار هم که با کسی درد و دل میکردم ،این کار رو نکنم.آخرین بارم بود ...
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 03:48 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها