بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

 
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
Prev پست قبلی   پست بعدی Next
  #11  
قدیمی 02-08-2010
زکریا فتاحی آواتار ها
زکریا فتاحی زکریا فتاحی آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: پاوه
نوشته ها: 1,479
سپاسها: : 20

120 سپاس در 80 نوشته ایشان در یکماه اخیر
زکریا فتاحی به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

Though I am old and decrepit and weak
My youth returns to me every time your name I speak.
Thank God that whatever my heart ever desired
God gave me that, and more than I ever could seek.
O young flower, benefit from this bounty
In this garden I sing through a canary’s beak.
In my ignorance I roamed the world at first
In thy longing, I have become wise and meek.
Fate directs my path to the tavern, in life
Though many times I stepped from peak to peak.
I was blessed and inspired on the day
That at the abode of the Magi spent a week.
In the bounty of the world, await not your fate
I found the Beloved, when of wine began to reek.
From the time I was entrapped by thy eyes
I was saved from all traps and paths oblique.
The old me, befriended the unreliable moon
Passage of time is what makes me aged and weak.
Last night came good news that said, O Hafiz
I forgive all your errs, even though may be bleak.






هر چند پیر و خستـه دل و ناتوان شدم
هر گه کـه یاد روی تو کردم جوان شدم
شـکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر منتـهای همـت خود کامران شدم
ای گلبـن جوان بر دولت بخور که مـن
در سایه تو بلـبـل باغ جـهان شدم
اول ز تحـت و فوق وجودم خـبر نـبود
در مکتـب غم تو چنین نکتـه دان شدم
قسمـت حوالتـم بـه خرابات می‌کند
هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم
آن روز بر دلم در معـنی گـشوده شد
کز ساکـنان درگـه پیر مـغان شدم
در شاهراه دولت سرمد به تخت بخـت
با جام می بـه کام دل دوسـتان شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمـن ز شر فـتـنـه آخرزمان شدم
مـن پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست
بر من چو عـمر می‌گذرد پیر از آن شدم
دوشـم نوید داد عـنایت کـه حافـظا
بازآ که من به عفو گناهت ضـمان شدم
__________________

درمان غم عشق بگویم که چه باشد
وصل است و بهار است و می بربط و چنگ است
....
زنهار مرو هیچ سوی بیشه ی عشاق
چنگال غمش تیزتر از چنگال پلنگ است

----
ئه و روژه ی "مه جنون" له زوخاو نوشی ...مه ینه ت فه وتانی، کفنیان پوشی
من بومه واریس له قه وم و خویشی . . . سپاردی به من ئازاری و ئیشی

پاسخ با نقل قول
 


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:42 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها