بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

 
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
Prev پست قبلی   پست بعدی Next
  #11  
قدیمی 10-02-2010
ابریشم آواتار ها
ابریشم ابریشم آنلاین نیست.
کاربر فعال

 
تاریخ عضویت: Sep 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 7,323
سپاسها: : 9

155 سپاس در 150 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

مسافر
وقتی تو را دیدم نه روزنامه ای در دست داشتی نه چمدانی از کجا باید میدانستم که مسافری بیش نیستی؟
من احمقانه صدای دل بیدارم را خاموش کردم و ابلهانه به تو لبخند زدم.
من تنها بودم و در این تنهایی وحشتناک غوطه ور
من به دنبال دست های گرمی بودم که دنیای رویایی مرا بسازد و به کاخ آرزوهایم ببرد.
اما تو چه کردی؟کاخی را که سالها در رویای پاکم ساخته بودم ویران کردی.
من در تمام زندگیم به دنبال عشق بودم عشقی که از خردسالی در دستهای رو به آسمان پدر دیده بودم عشقی که در دعاهای مادر شنیده بودم عشقی ناب نابتر از رنگ نگاه تو.اما باز هم ابلهانه تصور خامی مرا به سوی چشمان روشن پرعشقت کشید.عشق آمد و خاصیت خود را به نمایش گذاشت و در جولانگاه خود عقل و منطق را ربود.
زمان با دور تند گذشت و وقتی چشمانم باز شد که دیدم در دستهای پر خواهشم هوس را بخشیدی و رفتی.
من ماندم و تنهایی و تنهایی و باز هم تنهایی...
من از تنهایی میگویم من از تنهایی میایم که رو به وسعتی بی انتها دارد و رو به آبی بیکران...و زمان این بار روی دور کند است.
یک لحظه فقط گوش کن صدای تنهایی را میشنوی از لا به لای تمامی همهمه های این زندگی ماشینی پرهیاهو.
در همین تنهایی بود که عشق آلوده به هوست را به خودت سپردم و زندگی با تنهایی را به زندگی با تو ترجیح دادم.
چیزی نگذشته بود که در همین جهان که ترکیبی از صداها و رنگهاست صدای او را شنیدم و رنگ او را در تک تک اجزای آفرینش دیدم و خود را ملامت کردم که چرا انقدر دیر؟
من او را پیدا کردم اویی که در صدای مادرم و دستهای پدرم نهفته بود اویی که معبود بی همتا بود و خدا صدایش میکردند عشقی که اشتباه گرفته بودم و بعد از کذشتن از پل ناکامیها پیدایش کردم.
هرچه چشم گرداندم جلوه فروغ خداوندی او را دیدم و شرمنده از چشم بستنهای بی دلیل گذشته دل را به او سپردم و الحق که جواب گرفتم آری درست شنیدی جواب گرفتم با نشانه هایی کوچک اما بسی بزرگ:بال زدن یک کبوتر.نیش یک زنبور نیش که نه بی انصافیست قلقلک شیرین یک زنبور.بوسه های بارش رحمت الهی.اینها جوابهای من بودندکه تو هیچ وقت نتوانستی درک کنی و مرا بی نیاز سازی اما شنوای مطلق جواب داد که میشنوم صدایت را و مرهم میگذارم زخمهای سینه ات را فقط کافیست دلت را دریا کنی و چشمت را باز و دیدت را فراتر ببری.
چشمانم را میبندم و حضورش را با تک تک اجزایم حس میکنم اینجاست که میفهمم دیگر نیازی به توی نیازمند ندارم به تویی که سرشار از حس خودشیفتگی بودی و همه را بدون کم و کاست بنده خود میدانستی و در تمام کلماتت فریاد میزدی که بر همه منت گذاشته ای که نظری بر آنها میکنی و جواب من سکوت بود سکوتی که بلندترین فریادهای من بود.
دستهایم را با دستهای طاهری به دور از ذستهای تو که آشنای لحظه به لحظه دستهای دیگری بود و از آنها رایحه انواع عطرها مشامم را سخت آزرده میکرد آشنا ساختم.
من از عشق تو نردبانی میخواستم که پله پله مرا به کمال نزدیک سازد اما تو چه کردی؟پله پله این نردبان را شکستی و مرا به انتهای صفر پرتاب کردی.
صدای دلم بود که هنوز هم به دنبال فرهادها و مجنون های زمان است اما کجای این سرزمین نهفته اند که من هنوز به چشم خود ندیده و پیدایشان نکرده ام.
در آن زمان روحم خبر نداشت که روی کثیف سکه این دنیا آنان را در چنگال زهرآلودش نابود کرده است.
من لیلاهای بی مجنون را ندیدم اما به دنبال مجنون های آواره میگشتم.
من قطره قطره خون سیاوش را ندیدم خیانت را دیدم و قابیل های زمان را آه نه دیگر نمیخواهم به یاد آوردم همه چیز را باید سپرد به زمان
آری این منم که میخواهم به توی پر خیانت بگویم چون ایمان دارم که روزی تو هم با عشق آشنا میشوی زیرا از عشق گریزی نیست که دستهایت را همیشه باز نگه دار مبادا ببندی و آن گمشده ات بیاید و بدون پر کردن دستان
تو برود و تو تا ابد در حسرتش بمانی.
فقط شتاب نکن تا هوس چشمانش را نبینی چون وقتی خودش بیاید چشمانش در عشق غرقه است و برای پر کردن فاصله بین انگشتان دستت آماده است تا با او به احساس بنفشه و یاس برسی به بوی خوش عشق و اقاقی برسی.
به خاطر بسپار که وقتی از نردبان دستهایش به اوج رسیدی برای من هم دستی تکان بده و برای من هم عشق آرزو کن فقط عشق...........


پاسخ با نقل قول
 


کاربران در حال دیدن موضوع: 2 نفر (0 عضو و 2 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 01:00 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها